می‌خواستم در این یادداشت درباره کتاب تازه دکتر ساسان فاطمی و برگزیده شدن آن در بخش کتاب سال تشویقی یاد کنم که شکایت وکیل جوان و هیات مدیره خانه موسیقی از این استاد دانشگاه مسیر یادداشتم را تغییر داد.

قصد داشتم در این یادداشت به معرفی توفیق دکتر ساسان فاطمی در مراسم جایزه کتاب سال بپردازم.ایشان حدود ده روز قبل جایزه تقدیری را برای کتاب «جشن و موسیقی در فرهنگ‌­های شهری ايرانی» انتشارات ماهور-۱۳۹۳ دریافت کردند. البته کتاب استاد کامبیز روشن‌روان نیز(هارمونی کاربردی/انتشارات معین) به عنوان کتاب تشویقی سال معرفی شد، اما نگارنده به جهت عدم دسترسی به آن کتاب فرصت مرور آن را نداشتم، اما این بختیاری را داشتم که چند ماه قبل نسخه‌ای از این کتاب( فرم پی‌دی‌اف) را آقای دکتر فاطمی برایم ارسال کنند تا برای نوشتن مطلبی از آن مدد بگیرم. کتاب اثری است محققانه و در نوع خود پژوهشی نسبتا تازه در حوزه‌ای منحصر به فرد. محتوای کتاب نیز چه در نثر خواندنی و روان و غبطه‌برانگیزی که ‌آقای دکتر فاطمی دارند و چه از نظر شیوه و کار پژوهشی که روی آن صورت گرفته و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و میدانی کاری قابل ستایش است و باید بر دستان چنین محققی بوسه تحسین زد.

آقای فاطمی با این کتاب، نوشته‌ها و مقالاتی که در نشریه ماهور و دیگر نشریات نوشته و می‌نویسند، چند کتاب دیگری که تالیف کردند، پروژه عملی موسیقی دوره ایران میانه( در دو آلبوم سرخانه) و حضورش در معتبرترین دانشکده موسیقی کشور(دانشکده هنر دانشگاه تهران) و حضور دو دوره به عنوان رئیس کانون پژوهشگران خانه موسیقی و نیز یک دوره هیات مدیره خانه موسیقی از سابقه و اعتباری علمی و صنفی‌ای برخوردارند که کمتر پژوهشگر موسیقی به آن دست یافته است.
بر همه آنها بیفزایید منش اخلاقی و علمی او در مواجهه با پدیده‌ها. شخص نگارنده در چند سال متوالی این توفیق و افتخار را داشتم که از دانش و دقت نظر او در هیات مدیره کانون پژوهشگران خانه موسیقی بهره بگیرم. دقت نظری که راه بر هر سوء‌ استفاده فردی و گروهی را می‌بست. نگاهی که بیش از هر چیز به دنبال منافع جمعی بود و نه تامین منافع فردی حقیرانه و یا برخی طناب کشی‌های مرسوم در میان اهالی موسیقی که جز دافعه و فراری دادن افراد از نهاد صنفی ثمر و اثری دیگر نداشت. هم ایشان بود که نخستین بار این سنت نیکو را بنا گذاشت که اعضای هیات مدیره وقتی به ریاست این هیات می‌رسند  حداقل برای یک دور بعد نامزد انتخابات نشوند تا دیگران هم فرصت حضور در کانون مرکزی پژوهشگران و ارائه ظرفیت‌های خود را داشته باشند. به گمانم آقای فاطمی مصداق کامل همان نکته‌ای بود که نگارنده بارها در نوشته‌هایم به آن اشاره کردم که« نهاد دموکراتیک با قانون و اساسنامه و فرم های نظری صرف امکان رشد و بالیدن ندارد، بلکه باید فرد یا افرادی که در  این گونه نهادها مسئولیتی بر عهده میٰگیرند شخصا نیز روحیه دیگر خواهی و دموکراتیک داشته و نقد پزیر و پاسخگوی مسئولیت‌هایی که بر عهده دارند باشند تا بتوان به رشد این نهادها دل بست» این همان نکته‌ای است که متاسفانه  بیش از چند سال است نگارنده در ده های یادداشت و یا حتی نشست حضوری تیرماه ۱۳۹۱ با همین هیات مدیره خانه موسیقی مطرح کردم و متاسفانه گوش شنوایی برای شنیدن آن انتقادات پیدا نشد.

در لینک زیر می‌توانید گزارش مختصری از دیدار و نکات گفته شده در نشست با هیات مدیره را ببینید:

 نماینده منتقدان نیستم/ گزارش نشست بازرس سابق خانه موسیقی با هیات مدیره

در چنین فضایی بود که از حدود یک سال قبل منتقدان با همبستگی بیشتری به کار خود پرداختند و نقدهای اساسی بر خانه موسیقی و هیات مدیره روا داشتند. از جمله این منتقدان آقای فاطمی بود که عمده نقدها را با زبانی منطقی و علمی مطرح می‌کرد. جالب این است که  گزارش اقای فاطمی از نقدهای خانه موسیقی مسبوق به سابقه بود و ایشان حتی در دوره ریاست بر کانون نیز چنین نقدهای صریح اما محترمانه ای را مطرح و منتشر کرده بودند.


حال چنین فردی که به دلیل روحیه آرمانخواهانه‌اش از هیات مدیره خانه موسیقی استعفاء داد و در نهایت به منتقدی جدی و استوار با ادله‌ای روشن و دقیق  از این نهاد صنفی تبدیل شد،باید به دادگاه برود،‌ آن هم به دلیل شکایت هیات مدیره و احتمالا توصیه مشاور حقوقی جوان، ماجراجو و ناپخته هیات مدیره خانه موسیقی! 

کاه مدیرعامل، کوه منتقدان

طبیعی است که حق هر نهاد صنفی است که نسبت به اعتراضات منتقدان موضعی بگیرد، اما من تا کنون نهاد صنفی‌ای را سراغ ندارم که بخواهد از عضوش به دلیل انتقاد شکایت کند. متاسفانه ضریب تحمل دوستان خانه موسیقی بسیار پایین است. من البته به دلیل تجربه چهار دوره بازرسی برخی از این چشمه‌ها را در نشست‌های هیات مدیره شاهد بودم، اما گمان نمی‌کردم آش به قدری شور شده باشد که اینان به جای دادن پاسخ منتقدان به شکایت از آنها روی آورند تا به گمان خود صدای آنها را خفه کنند اما غافل از این که« دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش» و این قصه سر دراز دارد و بهتر است به سوالات دقیق پاسخ‌های دقیق داده شود و نه ژست پاسخگویی و درهای باز خانه موسیقی؟
این کار هیات مدیره خانه موسیقی که به گمان نگارنده نوعی فرار به جلوست، نه تنها اسباب ارعاب منتقدان نشده است که آنها را برای پی‌گیری مطالبات صنفی و به سرانجام رساندن تخلفات عدیده برخی از اعضای آن مصمم‌تر کرده‌است و مصداق این بیت مولانا شده است که:

چون خدا خواهد که پرده کَس درد
میلش اندر طعنه پاکان برد
خوشبختانه گزارش‌های رسیده از دبیرخانه هیات نظارت بر موسسات فرهنگی و هنری و نیز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان داده است که آنها نیز به خوبی متوجه سطح تخلفات هیات مدیره و برخی از اعضای آن شده‌اند و دنبال راه حلی‌اند که با کمترین آسیب این دست‌درازی آشکار به حقوق صنفی اعضای خانه موسیقی را بر مداری عادلانه بررسی و برطرف سازند.

امید که دوستان دبیرخانه نظارت بر موسسات فرهنگی و هنری هر چه زودتر گزارش خود درباره شکایت منتقدان را منتشر کنند.

کد خبر 511581

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 10 =