۰ نفر
۲۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۳:۵۱

سنت مشهور به «ماجینه» به ۱۴ قرن پیش، و به شهر مدینة‌الرسول بازمى‌گردد.

به آن شبى باز مى گردد كه ستاره ها در آسمان مدينه براى سرك كشيدن وديدن چشمان تازه گشوده نوزاد نيمه ماه رمضان ، همه وبيش از هر شب به آسمان آمده وتنها براى شوق ديدار اين نوزاد وكودك آفتاب ، سو سو مى زدند. تولد اين نوزاد ، كه نخستين فرشته زمينى خاندانى آسمانى، در زمين بود كه الله در باره آنان در كتاب فرو فرستاده اش ( قرآن) خود فرموده است كه : إنً الله يريد أن يذهب عنكم الرجس ويطهركم تطهيرا ، هياهويي در مدينة الرسول بپاكرده بود.

در تمام خانه ها ومحله هاى دور ونزديك شهر، از "قبا" گرفته تا "عوالى "و "عصبه "تا "مهزور" و وادى " مذينيب"و وادى " رانوناء " ، در خانه هاى مهاجرين وانصار مدينه ، از بنى حارثه وبنى معاويه وبنى عمرو بن عوف وبنى بياضه وبنى ساعده وبنى سلمه ودهها قبيله ديگر كه در جاى جاى اين پهنه از دشت ، دور ونزديك از يثرب پيشين ومدينة الرسول كنونى ، سكونت داشتند ، همه سخن از مولود تازه خانه دخت رسول الله ص وهمسر على ع را نقل مجالس وگفتگوى خود ، داشتند.

در اين هنگام وشب بود كه تمام هياهوهاى دلهره آورى كه هر روز به گونه اى شهر وساكنينش را به لرزه در مى آورد ، به سكون وآرامش باز گردانيده وانصار ومهاجرين ، لحظات شيرين وزيبايي را همگام با خوشى وسرورى كه در خانه على ع وبانوى دو جهان رخ نموده بود ، همراهى مى كردند.

در هر انجمنى، محور سخن، مولود تازه مدينه ونواده رسول ص بود!

باد نيز در اين هنگام كه خود را نيز به نوايي از بركت اين خانه ومولود رساند، از هرسو به مدينة الرسول به وزيدن نهاد، و شاخه هاى نخلستانها و برگ و سٓعٓفْ هاى آنها ، به حركت در آمد و چه نواى زيبايي را كه نشان از شادى اين موجودات گياهى بود، در پيرامون مدينة الرسول بوجود آورده و باد همه موانع خود را در نورديده و به سوى مسجد النبى وخانه على ع و فاطمه ع ره مى سپرد.

ساعتى از افطار سپرى نشده بود كه زنان مدينه ، كودكان ونوجوانان دختر وپسر خود را براى اظهار شادى از تولد اين نوزاد ، به سوى خانه ياد شده فرستاده واين جماعت با شور وشور كودكانه ونوجوانانه خود ، هياهويي را به پاساختند.


گروهى بر طبل وگروهى بر كاسه وبشقاب هاى فلزى وگروهى با كف زدن ، اشعار زيبايي را سرودند كه پس از چهارده قرن هنوز اين سنت زيبا در شهرهاى شيعه نشين عراق از نجف وكربلا وحله وناصريه وكوت وبغداد وكاظمين و.. گرفته تا شهرهاى جنوبى ايران يعنى خوزستان وخرمشهر وآبادان ، در شب نيمه ماه مبارك رمضان ادامه داشته وكودكان ونوجوانان با پوشيدن لباس هاى شاد محلى خود
به خيابانها وكوچه ها ، سرازير مى گردند.

اين گروهها كه گاه واغلب در محله ها وكوچه ها وبازارچه هاى آن به راه افتاده ودر حالى كه كيسه هايي را بر گردن انداخته ويا سينى به دست مى باشند ، برخى برطبل وبرخى بر ديگ ويا قاشق كوبيدن بر كف بشقابهاى روحى يا مسين ، اشعار زيباى سروده شده در چهارده قرن پيش را با لهجه هاى محلى خود تكرار مى كنند.

اشعار ياد شده را چنين مى سرايند:
ما إجينه ما إجينه لولا الحسن ما إجينه يا ابو الحسن حلٍ الكيس وانطينه

بياد دارم كه دربيش از پنج دهه پيش كه خود كودكى در سن هشت ونه ساله بودم ، در محله مشراق نجف كه از كهنترين محله هاى اين شهر بشمار مى آيد ، ناظر اين مناظر زيبا واز ياد نرفتنى بودم. گروهى سينى كوبان وعده اى با طبل هاى كوزه اى كوچك محلى با دنيايي از شور وشادى ، درب خانه ها را مى كوبيدندواشعار ياد شده را دختر وپسرهاى هم سن وسال با صداى بلند ، مى خواندند:
ماجينه ماجينه لولا الحسن ماجينه يا الله حلٍ الچيس وانطينه
يعنى: ما نيامديم ، ما نيامديم ،. اگر حسن نبود ، نمى آمديم ، يالله دست در كيسه ببر و عيدى بده

بسيارى از خانه ها به عنوان تبرك وتيمن به اين سنت ، كه ديدگاهى همچون ذكر عبادت بدان داشتند، درب خانه هاى خود را باز مى نمودند وكودكان وگروه را به درون حياط خود راه مى دادند.

در اين هنگام بود كه با دنيايي از شور وشوق كودكانه ، در حالى كه بر طبل وسينى وبشقاب هريك مى كوبيدند ، اشعار راچندين بار خوانده ودر پايان صاحب خانه مبلغى پول يا زولبيا وديگر انواع خوراكيها را در سينى ويا كيسه مخصوص گروه قرار مى داد. ودر اين هنگام بود كه كودكان ونوجوانان با دنيايي از شادى ، طبل شادى را كوبيده وشكر گويان از خانه ويا درب خانه هاى محله ، به خانه ديگر حركت مى كردند. بياد دارم كه برخى خانه ها ، دادن عيدى را به تأخير مى انداختند كه از وجود اين كاروان شادى ومعصومان بى گناه به عنوان تبرك در خانه خود ، بهره بيشترى بدست آورند.

هم اكنون اين سنت زيبا علاوه بر محله ها ، به خيابانها نيز كشيده شده ونوجوانان با همان سنت ديرينه ، به كنار ماشينها آمده وگاه پيرامون آنها را گرفته وتا عيدى دريافت نكنند ، وى را رها نمى نمايند.

باديدن اين مناظر كه مرا به بيش از پنج دهه باز گردانيده بود ، در ديدگانم اشك حلقه زده بود ، اشك شوق ، اشك حسرت ايام كودكى ، واشك دوران مجاورت در اين شهر مقدس ، ازاتومبيل گام به بيرون نهاده ولحظات بسيار زيبايي را در ميان آنان كه اشعار ياد شده را مى خواندند سپرى كرده و در پايان مشتلق خوبى را به آنان تقديم داشتم.

برپا وجاودانه باد اين سنت هاى زيبا
اى كريم اهل بيت تولدت مبارك
اى ابو الحسن عيدى ما را خادمى خود وخاندانت قرار ده
آمين.

کد خبر 675989

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =