اعتقاد به مسئله ظهور، همواره و در بیشتر ادیان، به عنوان یک باور اصلی حضور داشته و به همان مقدار، مورد سوءاستفاده برخی از فرصت‌طلبان هم قرار می‌گرفته است. در این‌جا یک نمونه از شورشی علیه انوشیروان داریم که جالب توجه است.

آگاهیم که بحث ظهور منجی در آیین زرتشت هم وجود داشته و مسئله‌ای به نام سوشیانت در همین زمینه بوده است. طبعا در آن‌جا نیز کسانی تحت این نام و با استفاده از این باور عمومی، دست به شورشهایی می‌زده‌اند. بخش‌های زیادی از این پیش‌گویی‌ها منسوب به دانیال نبی است که بعدها هم در علوم غریبه جایگاهی یافت و نوشته‌های منسوب به او، حتی در ایران قبل از اسلام هم فراوان بود. جالب است که یک سرچ ساده، نشان داد که متنی هم توسط کسی نوشته شده با عنوان «پیش‌بینی ظهور امام خمینی در کتاب دانیال نبی...». معلوم است که هنوز هم از این متون استفاده می‌شود. اما معروف‌‌ترین متن پیش‌گویانه دوره ساسانی، جاماسب‌نامه است که آن هم اطلاعاتی در باره مسائل آخرالزمان و علائم ظهور داشته است. این متن بارها بازنویسی شده و حتی علمایی مانند میرزا عبدالله افندی از شاگردان مجلسی هم ترجمه‌ای از آن انجام داده است.

امروز به مناسبتی مشغول مرور یکی از رساله‌های رشیدالدین فضل‌الله همدانی بودم و به مناسبت این حکایت را از دوران کسری انوشیروان نقل کرده که جالب است. انوشیروان، دختر ملک داود را به نکاح درمی‌آورد، و فرزندی به نام نوشین‌داد از وی پدید می‌آید. اشکال این است که این زن از نسل افریدون نیست و همین امر سبب می‌شود تا این پسر، بر عقیده مادر رفته و هیچ وعظ و نصیحت کسری در وی نفوذ نکند. انوشیروان مجبور به زندانی کردن او در جندی شاپور می‌شود. همان وقت، انوشیروان، مجبور به رفتن سفری به سوی روم می‌شود تا برابر قیصر بجنگد. از قضا در آن‌جا رنجور می‌شود، و امرا به «اتمام مصالحه با قیصر مشغول می‌شوند».

اما نکته این‌جاست که در این مدت، حادثه غریبی در ایران رخ می‌دهد که شرح آن از زبان رشیدالدین چنین است: نوش‌داد چهار هزار نصارا و مردم مختلف را که محبوس بودند بفریفت، و کتابی تزویر کرد و کهن کرده، تاریخی قدیم راست بازداشته، بیرون آورد، متضمن آن که در فلان وقت، پادشاهی به چنین شخصی [یعنی همین نوش‌داد] خواهد رسیده در حبس باشد، و پدر با او بد شده و به جنگ روم رفته و غایب شده، در غیبت او این فرزند، پادشاه شود و جهان را بگیرد. و هیأت و حلیت و شکل خویش در کتاب یاد کرده. این کتاب بر محبوسان بخواند و ایشان را بر سر خروج داشت، و ناگاه زندان خراب کردند و بیرون آمدند و جندی شاپور بگرفتند و لشکرهای بسیار با هم آورد، و نواب پادشاه را بکشتند و بعضی محبوس کردند و خوش خوش در ولایت مباشر شدند و به استیلای هرچه تمامتر جهانگیری آغاز کرد. [توضیحات رشیدی، ج ۲، ۵۶۸ ـ ۵۶۹].

باقی داستان بماند که به هر حال انوشیروان بر وی غلبه کرد و او دفع شد، اما حکایت غریبی است، به ویژه برخی از جزییات آن که نگارش متنی تاریخی مشعر بر ظهور مردی چنین و چنان است که مورد قبول مردم زندانی و نصارا قرار گرفته است.

کد خبر 801559

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • بی نام IR ۱۲:۲۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۱۱
    0 1
    نظریه ظهور در عصر کنستانتین سوم پادشاه روم شرقی و در باور رهبران کلیسای روم شرقی چگونه بوده است؟ آیا در میان آموزه ها و اعتقادات معتقدان به یهودیت ارتدوکس نیز باور به ظهور منجی نهایی بشریت و پس از نبردهای نهایی خیر و شر در سرزمین دابق در شامات نیز نشانه هایی وجود دارد؟