مجید مجیدی با ساخت فیلم برای المپیک پکن نشان داد که در ساخت فیلمهایی از این دست میتواند کاملاً موفق عمل کند، در حالی که توقعات از مجیدی در این عرصه بالا رفته بود و تصور میشد در ساخت فیلم تبلیغات انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی هم چنین عمل کند، این انتظارات پس از تماشای فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی، برآورده نشد و متوجه شدم که کار اصلاً آنچنان که تصور میکردم از آب در نیامده است. به نظر میرسد در ساخت فیلمهای تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری بیش از آنکه به حاصل کار توجه شود فقط اسم کارگردان مورد توجه است.
غفلت از رسیدن به نگاههای نو و اندیشههای جوان باعث شده که اغلب در فیلمهای تبلیغاتی- انتخاباتی با کار خاصی رو به رو نشویم. فیلمی که مجیدی برای مهندس موسوی ساخت، میتوانست توسط انجمنهای سینمای جوان هم تولید شود زیرا هیچ ویژگی خاصی و یا نکتهای که افراد را راغب کند پای فیلم بنشینند و در نهایت بر اساس تأثیرگذاری فیلم به مهندس موسوی رأی دهند در آن دیده نمیشد، در این فیلم نه به برنامههای مهندس موسوی به اندازه کافی پرداخته شده و نه هیچ نکتهای که بتواند تمایلی برای بیننده جهت رأیدهی به موسوی در انتخابات ایجاد کند.
چنین فیلمهایی نیازمند یک پشتوانه فکری قوی هستند اما تصور میکنم در این فیلم تبلیغاتی توجهی به این جنبه نشده بود و اصلاً کل کار با نام سازنده آن همخوانی نداشت.






نظر شما