پایان رافت این نام یکی از نام های ماندگار داربی است و حتما هم می ماند. نه برای تک گلی که به استقلال زده. او نامش به جای مانده برای مشتی که از پرویز برومند در داربی سال 1378 خورد.

 از آخرین داربی درگیرانه دو تیم که پس از آن مسیر بازی های دو تیم را تغییراتی اساسی داد. اینکه هیجان بازی ها به دلیل برخوردهای آن روزها با همان مشت گرفته شد و دیگر اجازه ندادند که داربی این قدر حساس شود. سال ها پس از آخرین بازی همراه با کتک کاری دو تیم ، پایان رافت در گفت و گو با خبر از خاطرات داربی می گوید. مصاحبه ای که البته ابتدا قرار بود دیالوگی میان پایان و پرویز برومند باشد اما دروازه بان سابق استقلال این بار خیلی خوش قول نبود تا شکل این گفت و گو عوض شود!

از کجا شروع کنیم؟ بهتر نیست از علی پروین و رختکن های روز داربی حرف بزنیم؟

علی آقا استثنایی هستند. من همه چیزم را مدیون ایشان هستم. او مربی بزرگی است. فکر می کنم او یک استثناء در فوتبال ماست.

منظورمان از اهمیت داربی ها برای علی پروین بود.

همیشه می گفت همه بازی های لیگ را ببازید ولی حتما داربی را ببرید. مردم طاقت باخت در همه بازی ها را دارند اما بازی با استقلال فرق می کند. این بازی برای آنها فقط 3 امتیاز نیست ،  خیلی مهمتر است. خودش هم همیشه برای داربی استرس داشت ، به ما خیلی اصرار می کرد تمام حواس مان را جمع کنیم و اشتباه نداشته باشیم. این حساسیت روی بازی بچه ها هم اثر می گذاشت و همیشه می خواستیم در آن بازی ها خیلی خوب باشیم. خود من پند داربی خوب را سپری کردم و آن سال ها ما چند بار توانستیم استقلال را ببریم. این ها فکر کنم ناشی از میل به پیروزی در این بازی بود که از سوی علی پروین به تیم تزریق می شد.

بیشتر می خواستیم بدانیم وقتی بین دو نیمه در رختکن بسته می شد ، چه اتفاقی می افتاد؟

والله آن طور که فکر می کنید نیست. علی آقا گاهی خیلی عصبانی می شدند. او اما خیلی مهربان است. تندی می کردند . علی پروین فقط کافی بود اخم کند تا ما همه از ترس بلرزیم. نیازی به فریاد زدن یا فحش دادن نبود. خیلی ها سعی می کنند از او شخصیت متفاوتی بسازند اما رختکن های پروین فرقی با رختکن مربیان دیگر نداشت. او خیلی برای پیراهن پرسپولیس ارزش قائل بود و می گفت ر کس این لباس را می پوشد باید برایش از جان مایه بگذارد.

تو سابقه گل زدن در داربی را هم داری.

بله یک بازی بود که ما 2 گل به استقلال زدیم. یک گل مهدی هاشمی نسب زد و یک گل هم من. البته یکبار دیگر هم در فینال جام حذفی من پاس گل قهرمانی را به افشین پیروانی دادم. توپ را سانتر کردم و افشین آن را وارد دروازه استقلال کرد.

کلا آن سال ها جلوی استقلال خوب بازی می کردید!

بله مثلا یادم هست که یک بازی را 9 نفره داشتیم از استقلال می بردیم. ما چند موقعیت خوب گلزنی را هم با اینکه 2 دو یار کمتر داشتیم از دست دادیم. کلا داربی شرایطش با همه بازی های دیگر فرق می کند. فرقی ندارد که کدام تیم ستاره های بیشتری داشته باشد . بازی را کسی می برد که استرس کمتری داشته باشد و کمتر اسیر جو بازی شود.

فکر کنم وقتش شده که برویم سراغ داربی معروف سال 78.

ما که عادت کردیم به گفتن درباره خاطرات آن بازی . من و پرویز آن روز بر اثر اتفاقاتی که افتاده بود ، لحظه ای تمرکزمان را از دست دادیم اما خیلی زود همه چیز به شرایط عادی برگشت و با هم دوست شدیم.

ولی انصافا آن مشت ماندگار شد!

اتفاقا برای ضبط یک برنامه تلویزیونی به مناسبت داربی با حمید استیلی ، ستار همدانی و صادق ورمرزیار رفتیم آزادی و روی چمن اتفاقات آن روز را مرور می کردیم. راستش مشت پرویز ، مشتی نبود که من را بیاندازد . من پیازداغش را زیاد کردم که داور به او کارت قرمز نشان دهد. به هر حال فوتبال است دیگر.

اما آن مشت سرنوشت بازی و فوتبال خیلی از شما را عوض کرد.

بازی سختی بود. روی یک صحنه که توپی از گوشه زمین سانتر شده بود ، من و پرویز روی هوا با هم برخوردی پیدا کردیم. نمی دانم پرویز چرا این قدر عصبی بود شاید جو ورزشگاه باعثش شده بود.

خود پرویز می گفت یک نیمه سخت را در دروازه سمت پرسپولیسی ها سپری کرده و فحش های زیادی شنیده بود.

فکر می کنم یکی از دلایلی عصبانیتش همین بود . او یکدفعه ضربه ای را به من زد و من هم خودم را ولو کردم تا داور تحریک شود. جالب این بود که داور کره ای اصلا صحنه را ندید و اگر کمکش پرچم نمی زد ، او اصلا متوجه هیچ چیز نمی شد. واقعا داور آن بازی خیلی ضعیف بود. او خودش از دلایل به آشوب آن بازی بود.

بعد از بازی هم که انگار حسابی خوش گذشت. بازداشت در بازداشتگاه آگاهی!

نه ، من بازداشت نشدم. شانس آوردم چون نامم در گزارش ناظر بازی نبود. با این حال حمید استیلی ، ستار همدانی ، محمد نوازی و پرویز بیچاره را بازداشت کردند و یکی ، دو شب در زندان قصر بودند. اما همه ما را بعد از آن اتفاقات دادگاهی کردند.  حمید استیلی از دوستان صمیمی من است رفتم که درش بیاورم و حتی برایش همسرم غذا پخت اما قبول نکردند و گفتند راهی ندارد ، باید بمانند تا آب ها از آسیاب بیفتد. بعد هم که رفتیم دادگاه قاضی کیفرخواست را که خواند اسم من نبود. گفت تو اینجا چه کار می کنی ؟ گفتم من را هم آوردند اما فکر می کنم باید تشویق شوم چون اگر در ازای مشتی که خوردم ، من هم عکس العمل نشان می دادم ورزشگاه تبدیل به صحنه جنگ می شد. قاضی از پایین عینکش نگاهی به من کرد و گفت برو. بیچاره بچه های دیگر نزدیک به یکسال محروم شدند.

خیلی ها آن داربی را زمینه ساز تساوی های سال های بعد می دانستند. اینکه دیگر هیجان بازی دو تیم را گرفتند.

فکر نمی کنم این طور باشد. ما که هیچ وقت ندیدیم کسی بگوید باید بازی مساوی شود. این استرس بازی ها است که باعث می شود بازی ها مساوی باشند نه اینکه کسی بخواهد برای بازی نتیجه تعیین کند. بی خودی گناه مساوی ها را گردن من و پرویز نیاندازید!

این داربی چطور می شود؟

راستش را بخواهید من معتقدم پرسپولیس می برد. نه برای اینکه پرسپولیسی هستم. برای علی دایی است که این را می گویم. چون او همیشه استاد بردن بازی های سخت و عبور از بحران است. الان هم پرسپولیس شرایط خوبی ندارد. من از این نظر می گویم پرسپولیس با اختلافی کم شاید همان یک بر صفر بازی را از استقلال می برد.

کد خبر 100265

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =