افق‌های امنیتی-دفاعی ایران در منطقه غرب آسیا با توسعه برنامه امنیتی در منطقه

در طول سال های پس از انقلاب اسلامی ایران، ملاحظات امنیت ملی کشور دچار تحولات گوناگونی شده است.

دگرگونی ها در پرتو پیگیری و استمرار برخی از ویژگی های کلان نظام مقدس جمهوری اسلامی جریان داشته اند. ملاحظات امنیتی کشور به سه گفتمان بسط محور، حفظ محور و رشد محور تفکیک می شود. در هر گفتمان چهار متغیر اساسی یعنی «اهداف و اصول امنیت ملی»، «قدرت ملی»، «تهدیدها و آسیب پذیری های امنیت ملی» و نهایتاً «سیاست های امنیت ملی» مد نظر قرار گرفته است.

بیداری اسلامی، چگونگی پیدایش و سرعت رشد آن چنان ناگهانی و سریع بود که بیشتر تحلیل گران و ناظران را شوکه کرد. اینکه چطور خودسوزی یک دستفروش ساده در تونس موجب بروز و رشد جنبش های دموکراسی خواهانه در خاورمیانه و سقوط دومینو وار کشورهای شمال آفریقا شد و اینکه چگونه هیچ یک از تحلیل گران و آینده پژوهان مطرح جهان نتوانست کوچک ترین حدسی درباره پیدایش آن بزنند خود نیازمند بحثی دیگر و بازنگری در روش های تحلیل و رویکرد در مواجه با پدیده های سیاسی است.

از سوی دیگر پیدایش گروه های تندروی اسلامی که در پی قفل شدن و بن بست جریان آزادی خواهانه در سوریه پدید آمد، و رشد سریع گروهی مانند داعش که تا یکی دو سال پیش نامی در کنار دیگر نامهای تندرو با مشی القاعده بود و گرفتن بخش های وسیعی از غرب عراق و شرق سوریه و تبدیل آن از یک گروه چریکی به یک شبه کشور، زمین بازی را بطور کامل عوض کرد. البته جای شکی نیست که این امر نمی تواند بدون هماهنگی دستگاههای امنیتی در کشورهای منطقه و جهان رخ داده باشد.

نظم منطقه ای خاورمیانه همواره مورد چالش و دگرگونی ها قرار گرفته است و به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، ژئوکالچری و ژئواستراتژیکی منطقه، قدرتهای بزرگ و فرا منطقه ای به بهانه های مختلف در امور منطقه خاورمیانه دخالت کرده اند. منطقه خاورمیانه یکی از بحرانی ترین مناطق دنیا محسوس می شود. نظامی گری و خرید تسلیحات به خصوص از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس یکی از اولویت های برجسته این منطقه است. بنابراین، منطقه مذکور در دهه های اخیر همواره درگیر در معمای امنیت بوده است.

علاوه بر این، حضور دولت های خارجی به خصوص آمریکا به عنوان قدرت مسلط در نظام بین الملل از دیگر مسائلی است که این منطقه با آن روبه روست. بنابراین خاورمیانه یکی از بی ثبات ترین دوره های خود را تجربه می کند، یعنی دور بی ثباتی که بخش اعظم آن محصول فعالیت گروه های تروریستی در منطقه است. در این میان، جنگ های داخلی و خلا قدرت در منطقه، سیاست های قدرت های بزرگ مانند ایالات متحده آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا و همچین رقابت قدرت های منطقه ای مانند ایران و عربستان فضا را برای فعالیت گروه های تروریستی مهیاتر از قبل کرده است.

آمریکا استراتژی جنگ نیابتی بر علیه تشیع و گفتمان را از طریق بازیگر همسویی خود و محور سازش با غرب در منطقه یعنی عربستان سعودی هدایت می کند. یکی از دلایل اصلی شکل گیری جنگ های نیابتی، بازتولید مولفه های آیینی و ایدئولوژیک وهابیت از واقعیت های تعارض منطقه ای محسوب می شود. بهره گیری از مفاهیم ایدئولوژیک، زمینه لازم برای شکل گیری منازعات هویتی را به وجود آورده است. هر منازعه هویتی نیازمند نقش یابی بازیگران خویشاوند خواهد بود. در فرآیند منازعات هویتی، عربستان تلاش دارد تا موقعیت خود را از طریق مولفه های هویتی و بسیج گروه های اجتماعی اعاده نماید.

به همین دلیل است که در دوران های مختلف تاریخی، از مفاهیم وهابی، مبتنی بر اندیشه های سلفی و تکفیری بهره گرفته شده است. چنین رویکردی نشان می دهد که وهابیت بخشی از واقعیت مربوط به هویت و رقابت ایدئولوژیک عربستان با جهان اسلام محسوب می شود. وهابیت تمام این اعمال گروهی را به منزله بدعت محکوم می کند تفسیر تحت اللفظی متون مقدس و قرآن و سنت را ارج می نهد. در گفتمان آنها، امت از گناهکارانی تشکیل شده که می بایست مواخذه شوند و با شمشیر به راه درست بازگردانده شوند. تصویر اهریمنی جامعه عرب گذشته و حال در نگاه وهابیان، در میل این جنبش به کنترل و تحصیل مشروعیت ریشه دارد.

سازمان دهی گروه های تکفیری توسط عربستان، زمینه های لازم را برای افراطی شدن سیاست، هویت و امنیت در منطقه به وجود آورده است. نیروهای تکفیری که توسط عربستان سازمان دهی شده اند، نقش محوری خود را در مقابله با اهداف هویتی و ژئوپلیتیکی انقلاب اسلامی ایران قرار داده اند. به طور کلی، نیروهای هویتی از قابلیت لازم برای تاثیرگذاری بر فرآیندهای رقابت منطقه ای و شکل دادن به فضای ژئوپلیتیکی جدید برخوردارند. به هر میزان نیروهای تکفیری از نقش و تحرک منطقه ای بیشتری برخوردار شوند، طبیعی است که زمینه برای تحقق برنامه های استراتژیک غرب در فضای جنگ نیابتی و جنگ کم شدت بیشتر می شود.

بنابراین عربستان سعودی تحت تاثیر سیاست راهبردی و اهداف آمریکا در منطقه در پی گسترش جنگ های نیابتی است. قابلیت های اقتصادی، قدرت های نظامی و توانمندی های راهبردی عربستان نشان می دهد که بخش قابل توجهی از توانمند های نظامی و نقش امنیتی این کشور انعکاس ضرورت های جنگ نیابتی و جنگ کم شدت آمریکا در مقابه با قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران است. جنگ های نیابتی بر اساس واقعیت های هویتی، ژئوپلیتیکی، تاکتیکی و راهبردی انجام می گیرد. هرگونه نقش یابی عربستان در مقابله با جمهوری اسلامی ایران بر اساس واقعیت های محیطی منطق ها و ضرورت های سیاست بین الملل انجام می گیرد.

بنابراین آمریکا به جای درگیری نظامی مستقیم، به منظور دستیابی به اهداف نظامی، سیاسی و اقتصادی خود از گروه های نیابتی استفاده می کند. در این جنگ آمریکا به منظور نمایش قدرت نظامی فراتر از مرزهای خود از بازیگران دست نشانده یا نایب به شکل عملیات پنهان استفاده می کنند.

دولت ها به دلیل وجود رقابت ها میان خود ترغیب می شوند برای ارتقای جایگاه خود در نظم بین المل از عوامل مختلف بهره مند می شوند. یکی از ابزارهای مورد توجه دولت آمریکا در تقابل با ایران و محور مقاومت تروریسم است؛ بدون اینکه اشکال جنگ و مداخله نظامی این دولت مشهود باشد. بنابراین آمریکا با هدف مقابله با گفتمان مقاومت، جنگ های نیابتی با اهدافی مانند فرسایش توان نظامی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک ایران و محور مقاومت استفاده می کند. در این مسیر آمریکا از عربستان سعودی به عنوان دولت متحد در خاورمیانه استفاده کرده و گروه های تروریستی را برای فرسایش محور مقاومت سازمان دهی و مدیریت می کند.

به همین دلیل است که جبهه تحت رهبری عربستان در منطقه اعتقاد دارند ایران، عراق، لبنان و سوریه یک هلال شیعی را تشکیل داده اند و در راستایی با مقابله با آن از گروه های داعش و القاعده علیه حکومت سوریه استفاده می کنند. مقابله با جمهوری اسلامی ایران را می توان محور اصلی الگوی کنش امنیتی پادشاهی عربستان در خاورمیانه دانست. بحران روابط جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان از دوم ژانویه 2016 آغاز شد. اقدامات پر شدت عربستان در مقابله با جمهوری اسلامی ایران را نمی توان صرفا به عنوان واکنشی در برابر اشغال سفارت و کنسولگری خود در ایران دانست. هدف عربستان منازعه فراگیر از طریق جنگ کم شدت با ایران است.

در اینجا توصیف حوزه های ژئوکالچری و ژئوپلیتیکی محور مقاومت با نام «هلال شیعی»، دادن درس های غلط به اهل سنت، با هدف افزایش تنش های فرقه ای است و بازیگران متخاصم با برجسته سازی غیریت اهل سنت، به دنبال تغییر میدان و قواعد بازی هستند. محور مقاومت هدف اصلی خود را مقابله با رژیم صهیونیستی اعلام کرده است و بر این اساس، اگر از طریق تحمیل جنگ های ایذایی و فرسایشی به محور مقاومت، هدف مبارزه جا به جا شود، صهیونیست ها از تیررس رزمندگان مقاومت دور خواهند شد.

به همین دلیل، اجرای راهبرد ایجاد «جنگ های هویتی» از سوی آمریکا، رژیم صهیونیستی و بازیگران متخاصم منطقه ای به صورت جدی دنبال شده است. در این راستا باید دستاورد دیگر این راهبرد، ایجاد تردد و در نهایت، شکاف در محور مقاومت بر اساس گرایش های کاذب هویتی و اولویت بندی غلط ترجیحات هویتی در میان محور مقاومت نیز تحلیل شود.

بنابراین گفتمان های رقیب با پشتوانه آمریکا به جعل واژه «هلال شیعی» با تقابل با «هویت مقاومت» پرداخته اند. جبهه مقاومت از این زمان به بعد، هم از سوی بازیگران مقاومت فرادست بین المللی در معرض تهدید قرار گرفت و هم گفتمان های رقیب در عرصه های مختلف هجمه های همه جانبه خود را علیه آن آغاز خواهند کرد.

بر این اساس، جنگ فرقه ای که مبنا و اساس «پاد گفتمان مقاومت» به شمار می آید با حمایت نیروهای سیاسی، کشورهای منطقه و کشورهای غربی و از طریق گروه های تکفیری، در تقابل با آنچه «هلال شیعی» نامیده می شود در گرفته است. یکی از حوزه های اصلی ستیزه های هویتی، قومی و مذهبی را می توان در سوریه مشاهده کرد و سوریه را هم باید کانون رویارویی گفتمان و پاد گفتمان مقاومت بر اساس رهیافت های مختل ژئوپلیتیکی و ژئوکالچری دانست.

حفظ نفوذ ایران و افزایش قدرت منطقه ای آن از عوامل مهم خرید تسلیحات و حساسیت دولت های منطقه ای خاورمیانه است. در این میان عربستان سعودی تلاش های زیادی را برای تشکیل یک بلوک قدرت خواه در قالب سیاسی و خواه در قالب یک اتحاد نظامی علیه ایران انجام داده است. تلاش هایی که تاکنون به توجه به منافع متکثر و گاه متعارض بازیگران منطقه عقیم مانده است. می توان چنین استنباط کرد که بنا به دو دلیل امکان رویارویی نظامی مستقیم میان کشورهای منطقه و ایران بسیار پایین است. دلیل اول متاثر از موازنه قدرتی است که در میان قدرت های رقیب وجود دارد. دلیل دوم فقدان آمادگی لازم بازیگران منطقه ای برای شروع جنگ است. این شرایط موجب بالا رفتن هزینه های جنگ برای طرفین شده است.

البته این احتمال وجود خواهد داشت که قدرت های منطقه ای برای دست یافتن به اهداف خود و یا ضربه زدن به طرف مقابل از تاکتیک های دیگری مانند جنگ نیابتی و یا رویارویی های محدود استفاده کنند. نتیجتا حضور چندوجهی ایالات متحده آمریکا در منطقه، کنش عربستان سعودی به سوی نظم مطلوب خویش، چرخ عربستان سعودی به سمت رژیم صهیونیستی در جهت ائتلاف ضد ایرانی، بازتولید تروریسم، تبدیل شکل جنگ ها به جنگ هویتی، بحران سازی بازیگران ضد مقاومت در مناطق تحت نفوذ ایران، خرید بی رویه تسلیحات توسط رقیبان ایران در منطقه، جنگ های نیابتی و کم شدت بر ضد ایران از مهم ترین چالش های پیش روی ایران در نظم غرب خواهد بود.

کد خبر 1247662

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 10 =