محمدرضا بایرامی درباره معطل شدن کتاب‌ها در ارشاد می‌گوید: گاهی به فکرم می‌رسد که در ورودی ارشاد را ببندیم و بگوییم هیچکس حق ندارد کتاب جدید بدهد تا ما همه را بررسی کنیم و این کتاب‌هایی که ارسال شده را بررسی کنیم و وضعیت آنها را مشخص کنیم!

به گزارش خبرآنلاین، محمدرضا بایرامی که چندی پیش در «کافه خبر» حاضر شده بود، ضمن رونمایی از رمان جدیدش «آتش به اختیار» از برخی معضلات فرهنگی در کشور نیز انتقاد کرد.

وی درباره فضای حاکم بر ممیزی کتاب در کشور به «خبرآنلاین» گفت: «بالاخره این مسائل وجود دارد ولی من نویسنده به طور نوعی نباید همیشه و مدام به این موارد فکر کنم چون فلجم می‌کند. من توی راه که می‌آمدم، فکر می‌کردم که الان یک کتاب که بخواهد مجوز بگیرد به لحاظ زمانی کم کم‌اش یک سال وقت سپری می‌شود. خوب چه کار می شود کرد؟ همه متمرکز شویم روی این سال و بگوییم که فلانی و فلانی مقصر هستند؛ معاونت فرهنگی ارشاد مقصر است یا اداره کتاب ارشاد کنونی مقصر است و قال قضیه را بکنیم؟ اینجوری شاید نشود مسئله را حل کرد.»

بایرامی در خصوص راه برون رفت از این وضعیت گفت: «گاهی به فکرم می‌رسد که اگر نمی‌توانیم کاری کنیم و مشکل حل نمی‌شود، در ورودی ارشاد را ببندیم و بگوییم هیچکس حق ندارد کتاب جدید بدهد تا ما همه را بررسی کنیم و این کتابهایی که ارسال شده را بررسی کنیم و وضعیت آنها را مشخص کنیم. بعد دیگران دوباره کتاب بدهند در واقع اگر یک بار این اتفاق بیفتد دیگر هیچ دلیل و بهانه‌ای وجود ندارد که دادرسی خوانده شدن کتاب، این همه طول بکشد. چه رد شود چه قبول شود، در عرض یکی دو ماه باید جواب داده شود.»

این نویسنده با اشاره به اینکه لزومی ندارد ممیزان از سایه دربیایند، گفت: «اینکار راهگشا نیست. ما که اینجا داریم صحبت می‌کنیم، خبرگزاری شما یک مدیر مسئولی دارد که نهایتاً مسئولیت کارها با ایشان است. در ارشاد و جاهایی که بدین شکل است هم، حتی اگر بخواهند ممیزان را معرفی کنند، در نهایت می‌توانیم بگوییم که مسئول اینها نیستند و مسئول، مسئول آنهاست. از طرف دیگر ممکن است، خیلی از سخت گیری‌هایی که الان اعمال می‌شود را اعمال کننده‌ها در این حد به آن اعتقاد نداشته باشند، ولی معمولا وقتی یکی در جایگاهی می‌نشیند، برای اینکه آن جایگاه را حفظ کند، همیشه دچار افراط می‌شود.»

وی ادامه داد: «من یک بار دیگر هم این مثال را گفتم مثلا می‌گویند فلانی را مراقب باشید ناخنش بلند نباشد و تیز نباشد که احتمالاً چنگ بیندازد. چه بسا ترجیح می‌دهند که انگشت او را قطع کنند محض احتیاط و راحتی خود و بگویند ناخن و انگشت می‌خواهد چه کار؟ یعنی یک بار مسئله را با پاک کردن صورت آن برای خودشان حل می‌کنند. گاهی وقتها هم قضیه اینجوری است.»

بایرامی معتقد است: «اینکه ممیزان را معرفی کنند، هیچ مشکلی حل نمی‌شود. خیلی وقت‌ها هم این معرفی کردن‌ها فسادآور می‌شود. من اخیرا شاهد بودم یک جایی تشکیل شده و می‌خواهد رمان دربیاورد و معلوم هم شده که این رمان‌ها را چه کسانی به عنوان تصویب کننده باید بخوانند. همان روزهای اول، یکی از کسانی که باید این رمان‌ها را بخواند و تصویب یا رد کند می‌گفت آنقدر به من تلفن می‌زنند که باب ارادت و رفاقت بازی تثبیت‌ شود که کلافه می‌شوم.»

وی تصریح کرد: «اخیرا من جلسه‌ای با این جمع داشتم. نویسنده‌ای در جمع داد سخن درمی‌داد که من در کتاب‌خانه‌ای، شاهد هستم که برای خواندن کتاب شما (یعنی همان داستان‌نویسی که باید کارهای دیگران را رد یا تصویب کند) علاقه‌مندان، همدیگر را می‌کشند و خون‌ریزی راه می‌افتد. دوستان رندی که در جلسه حضور داشتند گفتند برای نخواندنش؟ و ایشان گفتند نه‌خیر، برای خواندنش. شاید این بنده خدا اصلاً قصد مجیز گویی را نداشت و واقعاً این اتفاق روی داده بود. اما منظور من این است که معرفی ممیزها گاهی ممکن است اوضاع را بدتر هم بکند. حواشی زیادی خواهد داشت.»

متن کامل نشست «کافه خبر» با محمدرضا بایرامی را اینجــــــا مطالعه فرمایید.

291/60

کد خبر 158667

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =