بسیاری از این متولیان که اکثرا دارای مدارک بالا در علوم انسانی هستند با ارایه دلایل مستدل علمی ثابت می کنند که در این گونه موارد از آسیب های اجتماعی ، برخوردهای خشن و پلیسی جواب نمی دهد . برخی از مسئولین رده بالای دولتی نیز معمولا مخالفت خود را با این گونه برخوردها نشان می دهند اما در نهایت با فروکش کردن تدریجی طرح نه آن آسیب درمان می شود و نه اثری از استارت زدن طرحهای فرهنگی برای سال بعد دیده می شود. چرا که در باطن بسیاری معتقدند کار فرهنگی جواب نمی دهد.
البته حق تا حدودی با آنهاست ، نه به این علت که کار سلبی و پلیسی جواب داده است بلکه به این علت که مفهوم کار فرهنگی برای برخی مسئولین ما مفهومی ناشناخته و یا به عبارتی کاری سهل انگارانه است.
اما کار فرهنگی چیست و چگونه جواب می دهد؟ معمولا فرهنگ مجموعه رفتارها اکتسابی بشر است که خوب یا بد در طی سالیان دراز و در پی فرآیندی بطئی و زمان بر در وجدان عمومی بشر و یا ناخوداگاه جمعی اش ته نشست می کند.
در این تعریف که مورد قبول اکثر علمای علوم انسانی است نکاتی نهفته است که در واقع حلقه گم شده جواب ندادن کارهای فرهنگی در کشور ماست.
نکته اول این است که فرهنگ یک پروژه کوتاه مدت نیست . اشتباهی که بسیاری از متولیان رسمی فرهنگی ما آن را مرتکب می شوند این است که به مقوله فرهنگ سازی به شکل یک پروژه کوتاه مدت سیاسی وحتی ایجاد کننده مقبولیت مقطعی و حتی انتخاباتی در بین علما و قشر مذهبی نگاه می کنند.
حتی بالعکس آن مسئولینی هم هستند که از آزادی های فرهنگی و شعار آن به عنوان ابزار سیاسی استفاده می کنند.
این در حالیست که فرهنگ پدیده ای بطئی است. گاه صدها سال طول می کشد که یک رفتار یا یک مناسک وارد یک فرهنگ شده و یا از آن بیرون می رود .
همانگونه که رسم چهارشنبه سوری علیرغم سالها تلاش برای مقابله با آن عملا بی اثر ویا تلاش برای حذف رفتارهای انحرافی در مراسم عاشورا که آن هم کاملا بی اثر نشان داده است. چرا که این مناسک فرهنگی بیش از هزار سال ته نشست دارند و با برنامه های سازمان نیافته و غیر علمی کوتاه مدت اصلا اصلاح نمی شوند که هیچ تشدید هم می شوند.
بنابر این بسیار ساده است که قبول کنیم حتی 30 سال کار ناموفق فرهنگی بر روی حجاب در نهایت به نتایج مطلوب نرسدکه هیچ ،
منجر به آسیب هایی چون حجابهای عجیب و غریب و آسیب گونه شود که به آن بد حجابی می گویند.
نکته دوم این تعریف ،لایه های عمقی وجود انسان است که مقوله فرهنگ در آن ته نشست می کند .معولا رفتارهای فرهنگی از کودکی آموخته شده و گاه رسوبات روانی آن آنقدر در وجود انسان پائین می رود که کمتر روانشناس متبحری می تواند به این عمق از وجود بشر برسد.
به عنوان مثال وسواس به عنوان یک رفتار اکتسابی و بیمار گونه گاه آنقدر ریشه های عمیقی در وجود بیمار دارد که متبحرترین روانشناس از درمان ریشه ای آن عاجز می ماند.
به همین دلیل بسیاری از آسیب های اجتماعی مثل لمپنیسم ،زورگیری ، اعتیاد و بد حجابی بیمارگونه ،گاه چنان ریشه های عمیق روانی - اجتماعی دارند که انجام کار فرهنگی برای رفع آن ، نیاز به یک برنامه جامع علمی فرهنگی دارد که آن خود مقوله ای جدا در نوشتار ماست
فرهنگ ، تحقیق و علوم انسانی ای که قرار است بومی شود
معمولا یک برنامه علمی فرهنگی برای مقابله با یک معضل اجتماعی باید پایه ای محکم در علوم دانشگاهی و تحقیقات جدی علمی فارغ از عالم سیاست داشته باشد .چیزی که عملا در نظام دانشگاهی ما وجود ندارد.در خبر ها آمده بود که دانشگاه آزاد با صدور اطلاعیهای، به اخباری مبنی بر "تلاش برخی نمایندگان برای گرفتن فوق لیسانس فوری 6 ماهه در دانشگاه آزاد " پاسخ داد.
این خبر و خبرهای نظیر این نشان دهنده افول مرتبت علم تا حد یک ابزار ساده و نردبان عالم سیاست است . در همین راستا فرهنگ تحقیق در علوم انسانی به شدت وضع اسف باری دارد .
اساتید و دانش آموختگان علومی چون جامعه شناسی و روانشناسی بر روی لبه تیغ سعی دارند با توسل به مقوله بومی کردن این علوم از حذف کلی آن در نظام دانشگاهی جلوگیری کنند. در این میان تحقیقات در حوزه رفتار شناسی این علوم عملا در حد پایان نامه های خاک خورده در کتابخانه دانشگاهها محدود شده و بومی شدن این علوم در حد حذف شدن جامعه شناسی و روانشناسی از دروس عمومی اکثر رشته ها و یا اضافه شدن چند واحد اندیشه های متفکرین مسلمان خلاصه شده است در صورتی که بومی شدن علوم انسانی برای رفع معضلات بومی یک کشور خاص تعاریف دیگر و ساز و کار علمی دیگری دارد.
به نظر می رسد با این ساز و کار تحقیقاتی در بخش علوم انسانی بخش آکادمیک ما، چیزی که از آن بیرون نمی آید طرحهایی علمی برای رفع معضلات اجتماعی است.
اینجاست که هر سازمانی که یک بودجه تحقیقاتی دارد برای خود به صورت جزیره ای شروع به تحقیقات سازمان نیافته با نتایج از پیش معلوم می شود .
با این وضع، طرحهای فرهنگی ما برای رفع مشکلات فرهنگی در نهایت تبدیل به طرحهای کوتاه مدت غیر علمی و آرمان گرایانه می شود که در صورت اجرای صحیح حتی هیچ دردی از جامعه جوان درمان نکرده و ما را ناگزیر از چرخیدن در دایره ای می کند که هر سال بر همان پاشنه می چرخد
هر سال نزدیک های فصل تابستان که معمولا طرحهای سلبی در مورد بد حجابی از راه می رسند و یا طرحهایی در موارد دیگر آسیب های اجتماعی مثل گرایش به اعتیاد ، جمع آوری اراذل و اوباش و....؛ همواره از طرف برخی دیگر از مسئولین و برخی از متولیان فرهنگی این جمله کلیشه ای را می شنویم که این برخوردها جواب نمی دهد و باید کار فرهنگی کرد.
کد مطلب 160788







نظر شما