نزهت بادی: همانطور که به درستی حدس زده بودید، فیلم هفته پیش «پول» ساخته روبر برسون بود، اما این هفته میخواهم شما را به دیدن یک رومانس لطیف، تغزلی و غمانگیز درباره رابطه عشق، خاطره، فراموشی و جاودانگی دعوت کنم.
این فیلم که اقتباسی از داستانی کوتاه از آلیس مونرو است، سرنوشت تراژیک و دردناک رابطه عاشقانه یک زوج مسن بر اثر بیماری آلزایمر را به تصویر می کشد. درواقع بیماری به مثابه آزمونی برای وفاداری، دلبستگی و ایثار در زندگی مشترک شخصیتها به کار میرود.
پروسه فراموشی تدریجی زن با شروع بیماریاش، فروپاشی احساسی مرد را به دنبال دارد. هیچ چیز از این هولناکتر نیست که ببینیم کسی را که دوست داریم، چطور آرام آرام ما را از یاد میبرد و حتی علاقه به دیگری را جایگزین ما میکند.
صحنهای که مرد پس از غیبت طولانی و اجباری به دیدن زن در آسایشگاه میرود، یکی از غمانگیزترین دیدارهای عاشقانه در تاریخ سینماست. مرد با چشمانی پر شور و دسته گل نرگس به سوی همسرش میشتابد، اما میبیند زن او را نمیشناسد و رابطه تازهای با یک مرد بیمار همچون خود برقرار کرده است.
مردی که در مقابل ما در خود میشکند، مردی با قلبی هزار تکه شده است که احساس میکند خاطرات مشترکی که سالها از آنها محافظت کرده، توسط یک بیماری بیرحم دزدیده شده، اما آنچه به فیلم طراوت و ماندگاری میبخشد، تلاش خودویرانگرانه مرد برای احیای عشق ازدسترفتهاش است.
در این فرایند دردناک است که او دوباره عاشق همسرش میشود و حتی برای آرامش او دست به ایثار عجیبی میزند و اجازه میدهد دیگری جانشین وی در قلب زنش شود. پیوند دوبارهای که در پایان میان آن دو شکل میگیرد، پاداش رنج این ازخودگذشتگی و شهامت عاشقانه است.
فضاهای دنج و دلگیر زمستانی، سکوت و سردی لحن و بازی خویشتندارانه بازیگران، فیلمی بیتکلف و ساده، اما عمیق و سیال را به ما هدیه میدهد که تماشای آن را به یک تجربه فراموشنشدنی تبدیل میکند. هرچند شاید دیدن چنین ساختار ظریف و شاعرانهای از این فیلمساز جوان بعید به نظر برسد، اما وقتی میفهمیم فیلمسازان محبوبش کسانی چون برگمان و کیشلوفسکی هستند، درک آن برایمان سادهتر میشود.
تازه وقتی اهمیت فیلم بیشتر برایمان معلوم میشود که متوجه میشویم عمق و پیچیدگی رابطه عاشقانه این زوج مسن را یک فیلمساز 28 ساله به تصویر کشیده که این فیلم نیز اولین تجربه کارگردانی اوست. کسانی که اهل فیلم دیدن هستند، حتما او را به عنوان یک بازیگر به یاد میآورند. مخصوصا بازی در یکی از سریالهای تلویزیونی محبوب سالها پیش که همه ما خاطرات خوبی از آنها داریم.
با این وجود اگر به کارنامه بازیگری او نگاهی بیندازیم، همکاری او را با فیلمسازان متفاوت و نامتعارفی چون آتوم آگویان، هال هارتلی، دیوید کراننبرگ، کاترین بیگلو و مایکل وینترباتم میبینیم که نوع سلیقه و دیدگاه خاص و هنری او را در سینما نشان میدهد و تا حدودی معلوم میکند این پختگی و تسلط در فیلم اولش را از دل چه تجربههایی به دست آورده است.
فیلم که محصول 2007 است، موفق به کسب جایزههای زیادی شد و حتی در دو رشته بهترین بازیگر زن و بهترین فیلمنامه اقتباسی به عنوان کاندیدای دریافت جایزه اسکار نیز مطرح شد.
متوجه شدید منظورم چه فیلمی است و از چه کارگردانی حرف میزنم؟
5858







نظر شما