دکتر غلامعلی حداد عادل در گفت وگویی مفصل با هفته نامه"شما" ارگان حزب موتلفه شرکت کرد.

خبرآنلاین گزیده هایی از این مصاحبه را منتشر می کند:

*در باره وحدت اصول‌گرايان تاكنون قدم‌هاي مثبتي برداشته شده است و به نتايجي هم دست يافته‌ايم، ولي اين راه هنوز به صورت كامل طي نشده، يعني ما بايد به تلاشمان براي كامل كردن اين وحدت ادامه بدهيم.

*بايد توجه داشته باشيم كه مبادا آن شكستي كه در اثر تفرقه به رقيب ما(اصلاح طلبان) وارد شد، در انتخابات آينده به خود ما وارد شود.

*بنده معتقدم ما بايد به مذاكراتمان‌ با دوستانمان در جبهه پايداري ادامه داده و ديدگاه‌هايمان را توضيح بدهيم، صحبت‌هاي آنها را بشنويم و تلاش كنيم تا همه زير يك چتر واحد جمع شويم و مثل گذشته از اعتمادي كه مردم به بدنه اصول‌گرايان دارند، حُسن استفاده را بكنيم تا بتوانيم پيروزي‌هاي به دست آمده در سال‌‌هاي گذشته را حفظ و تكرار كنيم.


*هيچ‌وقت كسي نمي‌تواند روشي پيشنهاد كند كه جلوي انتشار فهرست‌هاي مختلف گرفته شود. در هر انتخاباتي اشخاصي هستند كه با اسمي يا عنواني حضور پيدا مي‌كنند و فهرستي مي‌دهند. در انتخابات مجلس هفتم و هشتم، در كنار فهرست واحد اصول‌گرايان براي تهران، ما شاهد چند فهرست فرعي بوديم، ولي كسي آنها را جدي نگرفت و اثري هم نگذاشتند؛ بنابراين نبايد زياد نگران بود از اينكه چند نفري دور هم يك فهرستي بدهند و ممكن هم نيست كه بتوان همه را راضي كرد. 

*بنده با حضور نمايندگان افرادي كه داراي يك تشكل رسمي سياسي اعلام‌شده نيستند، در جبهه متحد اصول‌گرايان موافق نبودم، هنوز هم موافق نيستم ولي من مصلحت‌انديشي آيت‌الله مهدوي‌كني را بر نظر خودم ترجيح دادم. وقتي نظرم را به آيت‌الله مهدوي‌كني گفتم و بعد ديدم نظر ايشان اين است كه آقایان لاریجانی و باهنر نماينده داشته باشند، من به احترام ايشان تمكين و فكر كردم حفظ وحدت يعني اينكه اگر در جايي با هم اختلاف داشتيم، اختلاف را كنار بگذاريم و ببينيم كه اگر بر اختلاف پافشاري كنيم، ضررش بيشتر است يا اگر وحدت را حفظ كنيم.

*وقتي بنده شخصيت آيت‌الله مهدوي‌كني را در طول تاريخ 50 ساله‌اي كه ايشان را مي‌شناسم، مبارزات قبل از انقلاب، مجاهدت‌ها، زندان‌ها و شكنجه‌ها و بعد حضور مؤثرشان در شوراي انقلاب اسلامي و در اين 32 سال، مواضع شفاف و روشنشان را در نظر مي‌گيرم و در همين يكي دو سال اخير داوطلبي‌شان براي ورود به مجلس خبرگان و شانه زير بار مسئوليت رياست مجلس خبرگان دادن؛ وقتي مجموع اينها را كنار هم مي‌گذارم و حضور ايشان را در جامعه روحانيت مبارز مي‌بينم، كه چگونه اين جامعه را سر و سامان تازه‌اي داده و بدان هويتي بخشيده‌اند، پيش خودم مي‌گويم ما كه هميشه به بزرگان روحاني‌مان كه اينها را به پاكي و درستي مي‌شناسيم، احترام مي‌گذاشتيم و تمكين مي‌كرديم، چرا در اين مورد اگر آيت‌الله مهدوي‌كني مطلبي مي‌گويند كه من نظر ديگري دارم، لجاجت كنيم؟

*دوستان جبهه پايداري اگر به اين جريان بپيوندند، ما معتقديم كه آنچه همه ما به دست مي‌آوريم، بيشتر از آن چيزي است كه هر كداممان از دست مي‌دهيم.

*اگر خيلي نگران جريان فتنه هستيم، بايد بدانيم كه با ادامه كشمكش در بين اصول‌گرايان ممكن است همان جريان فتنه‌اي كه ما اين حرف‌ها را در باره آن مي‌زنيم، پيروز شود.

* اشخاصي را كه در جبهه متحد اصول‌گرايان هستند، متعلق به جريان فتنه كه نمي‌دانيم. هيچ‌ كدام از اينها متعلق به جريان فتنه نيستند، بلكه عمومشان مخالف بوده و هستند و در اين شكي نيست. در نوع موضع‌گيري‌شان متفاوت بودند و ما به بعضي مواضع انتقادهايي داريم. با حفظ همه اين حرف‌ها معتقديم در شرايط فعلي بايد دور هم جمع بشويم و فهرست واحد بدهيم.


*انتخابات مجلس تك‌قطبي نخواهد بود. مطمئن باشيد كه اصلاح‌طلب‌ها در انتخابات شركت مي‌كنند و ما انتخابات جدي‌اي خواهيم داشت و آنها چهره‌هايي را معرفي خواهند كرد كه شوراي نگهبان هم آنها را رد نكند.
 
* بايد فرض را بر اين بگذاريم كه اگر ما متحد نشويم، رقيبمان پيروز مي‌شود و اين، فرضِ دور از ذهني نيست.

* اصلاً نبايد بر اساس خوش‌بيني‌ها صحنه رقابت را به‌جاي رقابت بين اصول‌گرايان و اصلاح‌طلبان، به رقابت دروني خودِ اصول‌گرايان تبديل كنيم. الان حس مي‌كنيم كه رقباي انتخاباتي ما به‌شدت علاقمندند كه اختلاف ميان مؤلفه‌هاي دروني اصول‌گرايان شدت پيدا كند.اين هم در مجلس و هم در مطبوعات، كاملاً محسوس است. هر خبري كه نشانه اختلاف بين اصول‌گرايان باشد، در رسانه‌هاي رقباي انتخاباتي ما برجسته مي‌شود و هر خبري كه حكايت از وحدت ما داشته باشد، يا منعكس نمي‌شود، يا به حاشيه مي‌رود .

* مشكل ما در انتخابات آينده، يعني رقيب ما فقط اصلاح‌طلب‌ها نيستند، بلكه جريان انحرافي هم هست كه ممكن است با سوابقي كه از اينها ديده‌ايم و امكاناتي كه دارند، سهمي را كه اصول‌گرايان مي‌توانند در مجلس آينده داشته باشند، به خودشان اختصاص بدهند.

* البته جريان انحرافي حرفي نمي‌زند، ولي نمي‌توانيم اين سكوت را نشانه سكون بدانيم. ممكن است سكوتي باشد همراه با حركت، نه سكوتي نشانه سكون، چون قرائن و نشانه‌هايي اين طرف و آن طرف هست كه طراحي‌هايي براي به دست گرفتن دو سوم مجلس نهم در جريان بوده است.

 * به فرض اينكه جبهه پايداري هم ملحق نشود، نبايد عرصه، عرصه رقابت ما با جبهه پايداري شود. هميشه هم بايد اعلام كنيم كه ما آماده استقبال از پيوستن آنها به مجموعه هستيم؛ در عين حال كه نبايد معطل بمانيم و زمان را از دست بدهيم.
 

*در مورد پرونده تخلف مالی اخیر ما بايد هوشيار باشيم و بيش از آنچه كه اتفاق افتاده، خودمان اين موضوع را دامن نزنيم. ممكن هم هست اختلاس باشد. اجازه بدهيم مقام صالح قضائي كه اطلاعات مستندي در اختيار دارد، اظهار نظر كند. ما به قوه قضائيه و شخص آقاي محسني ‌اژه‌اي اعتماد داريم و منتظريم تا دادگاه نظر بدهد كه چه اتفاقي افتاده و مصداق كدام‌يك از اعمال مجرمانه است.

* درست است كه آقاي احمدي‌نژاد در پي پيروزي‌هاي اصول‌گرايان در شوراي شهر و مجلس هفتم به پيروزي رسيد، ولي آقاي احمدي‌نژاد هميشه از حيث بعضي از كارها مورد تأييد اصول‌گرايان و بعضي جاها هم مورد انتقاد آنها بود. مردم از اين جهت به آقاي احمدي‌نژاد رأي دادند كه نمي‌خواستند حاكميت اصلاح‌طلبان بر قوه مجريه ادامه پيدا كند. آقاي احمدي‌نژاد هم با شعارهاي خوبي وارد انتخابات شدند، مردم هم با اميدواري به ايشان رأي دادند و در انتخابات بعدي هم اكثريت مردم به دلايل مختلف به ايشان رأي دادند. اين به معناي اين نيست كه اصول‌گرايان همه رفتارهاي آقاي احمدي‌نژاد را تأييد مي‌كنند و به اين معنا هم نيست كه كلاً از اين اتفاق پشيمانند. ما دوست داشتيم كه بعضي عيب‌ها و اشكالات در دولت آقاي احمدي‌نژاد وجود نداشت، ولي به معناي اين نيست حالا كاري كنيم كه اوضاع به شكل سابق برگردد.

* تا حالا كسي شنيده آقاي احمدي‌نژاد در اين شش هفت سالي كه در عرصه سياسي ظاهر شده، يك بار كلمه اصول‌گرايي را به زبان بياورد؟ اصلاً آقاي احمدي‌نژاد هيچ‌ وقت خودش را پرچمدار اصول‌گرايي دانسته؟ اصول‌گرايي يك نحوه تفكر و عملي است كه مستقل از اشخاص است و مردم هم اعتماد و اعتقاد خودشان را به اصول‌گرايي نشان داده‌اند.

*بعضي از سليقه‌هايم به ايثارگران و رهپويان، بعضي‌ها به آقاي قاليباف و بعضي‌ها هم به جبهه پيروان خط امام و رهبري نزديك است.


 
*هنوزبرای نامزدی انتخابات مجلس نهم تصميمي نگرفته‌ام، ولي واقعيتش اين است كه من از اول انقلاب و به‌خصوص از سال 76، سعي كردم آنچه به تشخيص خودم تكليفم هست، عمل كنم. اگر احساس كنم ضرورتي ندارد كه در انتخابات شركت كنم، شركت نمي‌كنم، ولي اگر احساس كنم وظيفه دارم شركت كنم شركت مي‌كنم و بقيه‌اش را هم به خدا و رأي مردم واگذار مي‌كنم.

1717
 

            ‌ 
 

       

 

کد مطلب 176992

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 7
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۰:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۵
    9 0
    شما مطمئنی؟
    • بدون نام IR ۱۸:۵۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۵
      5 0
      ایشان با هشصد هزار رای در مقابل دومیلیون را تهرانی نماینده اکثریت شده ؟ اسیاب به نوبت
  • بدون نام IR ۲۱:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۵
    8 0
    معنی این همه ترس والتماس چیست؟ رقیب انتخاباتی کیست ؟
  • بدون نام IR ۲۳:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۵
    5 0
    لطفا شما به کار گروه خودت برس. ما می دانیم چه می کنیم.
  • بدون نام IR ۰۰:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
    6 0
    فعلادور دور زور شماست ولي تاريخ كارخودرامي كند خداكنه به وقتش رنگ عوض نكني
  • بدون نام IR ۰۱:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
    4 0
    آقاي حداد بروكه مراباتوهيچ كارنيست قرآن مي فرمايد: لكم دينكم ولي دين دين شمابراي شما ودين من براي خودم
  • بدون نام IR ۰۲:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
    0 0
    باز هم نظر من حذف شد!

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین