روزنامه جامجم نوشت: یک زوج اصفهانی که در پی اختلاف با خواهرزاده، نقشه قتل او و 2 عضو خانوادهاش را عملی کرده بودند، روز گذشته به این جنایت هولناک اعتراف کردند.
رسیدگی به این پرونده شامگاه چهارشنبه گذشته در پی تماس مردمی مبنی بر کشته شدن 3 عضو یک خانواده در روستای قرطمان در 35 کیلومتری اصفهان، در دستور کار پلیس آگاهی قرار گرفت.دقایقی بعد با حضور ماموران در محل حادثه، معلوم شد جسد مرد خانواده پشت در حیاط و اجساد همسر و پسر 7 سالهاش درون اتاق نشیمن است. با هماهنگی قضایی اجساد به پزشکی قانونی انتقال یافت و در بررسی از خانه معلوم شد، اثاثیه به هم ریخته اما سرقتی انجام نشده است.
در مرحله بعدی تحقیقات از همسایهها معلوم شد، یک زن و مرد غریبه که مهمان خانه مقتولان بودهاند، سراسیمه محل جنایت را ترک کردهاند. در حالی که آنها به عنوان تنها مظنونین پرونده تحت تعقیب پلیس بودند، ماموران با جستجو در محل متوجه شدند لکههای خون از درون حیاط خانه مقتولان تا آن سوی خیابان کشیده شده و بعد با ورود به یک کوچه محو شده است.
با احتمال این که عاملان حادثه با مقتولان آشنایی داشته باشند، خانوادههایشان به پلیس آگاهی احضار و بازجویی شدند. در ادامه تحقیقات معلوم شد مرد کشته شده از چندی پیش با دایی و همسر او اختلاف داشته و از سوی آنها تهدید شده است. با مشخص شدن این موضوع ماموران عازم خانه وی در حوالی محل حادثه شدند و او و همسرش را پیش از فرار دستگیر کردند. متهمان با انتقال به پلیس آگاهی اصفهان بازجویی شدند و روز گذشته به کشتن هر سه عضو خانواده مذکور اعتراف کردند.
اعتراف به جنایت هولناک
مرد متهم به پلیس گفت: من و خواهرزادهام از چندی پیش دعوا کرده و اختلاف شدیدی با هم داشتیم بهطوری که درصدد انتقام از او بودم. شب حادثه من و همسرم به خانه خواهرزادهام رفتیم و از همسرش سراغ او را گرفتیم که گفت تا یک ساعت دیگر از محل کارش به خانه بازمیگردد، اما وقتی غیبت مرد خانواده طولانی شد تصمیم به کشتن او و فرزندش را گرفتیم.
متهم با اشاره به شب جنایت گفت: به همین دلیل با چاقو و میله آهنی به عروسخواهرم (خدیجه) و پسر 7 سالهاش (احسان) حملهور شده و پس از کتک زدن، هر دو نفر آنها را کشتیم و اثاثیه خانه را به هم زدیم.
وی افزود: در حال ترک خانه بودیم که خواهرزادهام ـ محمد ـ ما را دید و ما وحشت کردیم. متهم تصریح کرد: وقتی محمد به پشت در حیاط رسید و میخواست با داد و فریاد کمک بخواهد من و همسرم با چاقو و میله آهنی به او حمله کرده و وی را هم به قتل رساندیم. متهم اضافه کرد: پس از بازگشت به خانه خود در حال جمعآوری وسایلمان بودیم تا فرار کنیم، اما ماموران ما را دستگیر کردند.
در پی اعتراف متهم، همسرش نیز گفتههای او را تایید کرد. به دنبال این حادثه دلخراش، پدر مرد کشته شده در دادسرا برای عاملان حادثه تقاضای قصاص کرد.
وی گفت: جهانگیر و همسرش ـ متهمان بازداشت شده ـ اخلاق و رفتار اجتماعی مناسبی نداشتند و همین موضوع باعث نارضایتی همسایهها از آنها شده بود. پسرم چند بار به آنها تذکر داده و خواسته بود، با رفتارهای نامناسب خود، خانوادهام و همسایهها را آزار ندهند، اما بیفایده بود. وی اضافه کرد: در پی درگیری این زوج با پسرم، آنها درصدد انتقام از او بودند که عاقبت این حادثه هولناک را رقم زدند، اما هنوز من و خانوادهام مرگ عزیزانمان را باور نمیکنیم. پدر مقتول گفت: دختر 10 ساله پسرم آن شب خانه ما بود. شب حادثه همسرم او را به خانه فرزندمان برد تا تحویل خانوادهاش دهد و بازگردد که صحنه جنایتها را دیده بود . اگر دختر 10 ساله فرزندم در خانه بود، او نیز کشته میشد.
بنابر این گزارش، متهمان با قرار قانونی در بازداشت به سر میبرند. تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
رسیدگی به این پرونده شامگاه چهارشنبه گذشته در پی تماس مردمی مبنی بر کشته شدن 3 عضو یک خانواده در روستای قرطمان در 35 کیلومتری اصفهان، در دستور کار پلیس آگاهی قرار گرفت.دقایقی بعد با حضور ماموران در محل حادثه، معلوم شد جسد مرد خانواده پشت در حیاط و اجساد همسر و پسر 7 سالهاش درون اتاق نشیمن است. با هماهنگی قضایی اجساد به پزشکی قانونی انتقال یافت و در بررسی از خانه معلوم شد، اثاثیه به هم ریخته اما سرقتی انجام نشده است.
در مرحله بعدی تحقیقات از همسایهها معلوم شد، یک زن و مرد غریبه که مهمان خانه مقتولان بودهاند، سراسیمه محل جنایت را ترک کردهاند. در حالی که آنها به عنوان تنها مظنونین پرونده تحت تعقیب پلیس بودند، ماموران با جستجو در محل متوجه شدند لکههای خون از درون حیاط خانه مقتولان تا آن سوی خیابان کشیده شده و بعد با ورود به یک کوچه محو شده است.
با احتمال این که عاملان حادثه با مقتولان آشنایی داشته باشند، خانوادههایشان به پلیس آگاهی احضار و بازجویی شدند. در ادامه تحقیقات معلوم شد مرد کشته شده از چندی پیش با دایی و همسر او اختلاف داشته و از سوی آنها تهدید شده است. با مشخص شدن این موضوع ماموران عازم خانه وی در حوالی محل حادثه شدند و او و همسرش را پیش از فرار دستگیر کردند. متهمان با انتقال به پلیس آگاهی اصفهان بازجویی شدند و روز گذشته به کشتن هر سه عضو خانواده مذکور اعتراف کردند.
اعتراف به جنایت هولناک
مرد متهم به پلیس گفت: من و خواهرزادهام از چندی پیش دعوا کرده و اختلاف شدیدی با هم داشتیم بهطوری که درصدد انتقام از او بودم. شب حادثه من و همسرم به خانه خواهرزادهام رفتیم و از همسرش سراغ او را گرفتیم که گفت تا یک ساعت دیگر از محل کارش به خانه بازمیگردد، اما وقتی غیبت مرد خانواده طولانی شد تصمیم به کشتن او و فرزندش را گرفتیم.
متهم با اشاره به شب جنایت گفت: به همین دلیل با چاقو و میله آهنی به عروسخواهرم (خدیجه) و پسر 7 سالهاش (احسان) حملهور شده و پس از کتک زدن، هر دو نفر آنها را کشتیم و اثاثیه خانه را به هم زدیم.
وی افزود: در حال ترک خانه بودیم که خواهرزادهام ـ محمد ـ ما را دید و ما وحشت کردیم. متهم تصریح کرد: وقتی محمد به پشت در حیاط رسید و میخواست با داد و فریاد کمک بخواهد من و همسرم با چاقو و میله آهنی به او حمله کرده و وی را هم به قتل رساندیم. متهم اضافه کرد: پس از بازگشت به خانه خود در حال جمعآوری وسایلمان بودیم تا فرار کنیم، اما ماموران ما را دستگیر کردند.
در پی اعتراف متهم، همسرش نیز گفتههای او را تایید کرد. به دنبال این حادثه دلخراش، پدر مرد کشته شده در دادسرا برای عاملان حادثه تقاضای قصاص کرد.
وی گفت: جهانگیر و همسرش ـ متهمان بازداشت شده ـ اخلاق و رفتار اجتماعی مناسبی نداشتند و همین موضوع باعث نارضایتی همسایهها از آنها شده بود. پسرم چند بار به آنها تذکر داده و خواسته بود، با رفتارهای نامناسب خود، خانوادهام و همسایهها را آزار ندهند، اما بیفایده بود. وی اضافه کرد: در پی درگیری این زوج با پسرم، آنها درصدد انتقام از او بودند که عاقبت این حادثه هولناک را رقم زدند، اما هنوز من و خانوادهام مرگ عزیزانمان را باور نمیکنیم. پدر مقتول گفت: دختر 10 ساله پسرم آن شب خانه ما بود. شب حادثه همسرم او را به خانه فرزندمان برد تا تحویل خانوادهاش دهد و بازگردد که صحنه جنایتها را دیده بود . اگر دختر 10 ساله فرزندم در خانه بود، او نیز کشته میشد.
بنابر این گزارش، متهمان با قرار قانونی در بازداشت به سر میبرند. تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.

راز جنازه دفنشده
روزنامه شرق نوشت: جوانی که مرد رانندهای را برای سرقت به قتل رسانده و جسدش را دفن کردهبود، شش سال بعد از ارتکاب جنایت با حکم دادگاه به قصاص، حبس و شلاق محکوم شد. این مرد که محمود نام دارد، متهم است شش سال قبل مردی را به قتل رسانده و جسدش را در خانه استیجاریاش دفن کرده بود.
جنازه زمانی کشف شد که مستاجر جدید به خاطر مشکل فاضلاب، زمین را کند. در ابتدای رسیدگی به این پرونده که صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفریاستان تهران برگزار شد ابتدا علی عطار، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و در توضیح کیفرخواست گفت: یک سال پیش مردی به ماموران کلانتری نسیمشهر مراجعه کرد و گفت در خانهاش استخوان پیدا کرده است و با توجه به اینکه چند تکه لباس هم آنجا وجود دارد، به نظر میرسد این استخوانها متعلق به یک انسان است. با توجه به این گزارش ماموران به محل رفتند و متوجه شدند استخوانها از داخل یک گودال بیرون آورده شده است.
چند روز بعد پزشکیقانونی اعلام کرد آزمایشها نشان داده، جسد متعلق به مردی حدودا 45 ساله است و شکستگی در جمجمه این مرد وجود دارد و به احتمال زیاد مرگ بر اثر ضربهای بوده که به سرش خورده است. پزشکیقانونی همچنین اعلام کرد با توجه به اینکه از جسد فقط استخوان باقی مانده احتمالا پنج تا شش سال از زمان مرگ گذشته است.
ماموران با توجه به این اطلاعات پروندههای مربوط به مردان ناپدید شده را مورد بررسی قرار دادند و متوجه شدند سال 84 خانواده مردی به نام زلفعلی به پلیس خبر داده بودند، پدرشان گم شده است. آنطور که در این پرونده آمده بود، خانواده زلفعلی یک روز بعد از طرح شکایت اعلام کردند ماشین پدرشان را پیدا کردهاند اما اثری از خود او نیست. این پرونده به خاطر به نتیجه نرسیدن تحقیقات بایگانی شده بود. خانواده زلفعلی به پزشکیقانونی دعوت شدند. پسر مقتول وقتی بالای سر جسد حاضر شد اعلام کرد هیچ علامت ظاهری وجود ندارد و او از روی استخوان نمیتواند جنازه را شناسایی کند، اما لباسهای پیدا شده متعلق به پدرش است و او زمانی که گم شد همین لباسها را به تن داشت. با مشخص شدن هویت مقتول بررسیها در مورد عامل قتل او آغاز شد. پلیس در اولین گام مرد صاحبخانه را مورد بازجویی قرار داد. او گفت: سال 84 مردی به نام محمود در خانه من زندگی میکرد او به طور ناگهانی با این بهانه که همسرش قهر کرده و رفته و دیگر نمیتواند در خانه من زندگی کند، آنجا را ترک کرد. چند روز بعد به طور اتفاقی محمود در نزدیکی محل قتل دیده و توسط پلیس بازداشت شد.
نماینده دادستان ادامه داد: متهم در بازجوییها به قتل اعتراف و البته انگیزههای متفاوتی را مطرح کرد. این مرد گفت: وضع مالیام خوب نبود برای اینکه بتوانم پول به دست آورم، تصمیم گرفتم زورگیری کنم. ماشین زلفعلی را به صورت دربستی کرایه کردم و بعد که به خانه رسیدیم او را به خانه دعوت کردم و گفتم بیا داخل تا پولت را بدهم. وقتی وارد خانه شد چاقو کشیدم و گفتم هرچه پولداری بده، او با من درگیر شد، او را کشتم و جسدش را در خانه دفن کردم. فقط 15هزار تومان پول داشت، آن را برداشتم و بعد هم ماشین را به مقابل یک شیرینیفروشی بردم و همانجا رها کردم.
نماینده دادستان تهران گفت: بررسیهای ماموران نشان داد، این مرد بعد از قتل جسد را در خانه دفن و بعد خانه را به مقصد شهرستان ترک کرده است. بنابراین با توجه به مدارک موجود در پرونده به عنوان نماینده دادستان تهران درخواست صدور حکم قانونی را دارم.
سپس اولیایدم در جایگاه حاضرشدند و درخواست صدورحکم قصاص کردند. پسر بزرگ مقتول گفت: از وقتی پدرم گم شد هرکاری که از دستمان برمیآمد، انجام دادیم. بعد از اینکه به پلیس خبر دادیم، من خودم خانهبهخانه عکس پدرم را به مردم نشان دادم تا شاید بتوانم او را پیدا کنم اما کسی پدرم را نشناخت. وقتی ماشین را پیدا کردیم دوباره با عکس پدرم همه منطقه را گشتم تا شاید ردی از او پیدا کنم. فکر میکردم پدرم ممکن است همان حوالی که ماشینش رها شده، باشد اما این کار هم فایدهای نداشت. یک سال اول هر روز به پزشکیقانونی میرفتم و عکس اجساد را میدیدم. پدرم بیگناه کشته شد و من درخواست صدور حکم قصاص دارم.
در ادامه جلسه، متهم از خودش دفاع و اتهام قتل را رد کرد و گفت: من در قتل نقشی نداشتم و اصلا نمیدانم زلفعلی کیست و چطور کشته شده البته این درست است که من جسد را دفن کردم اما قتل او کار من نبود. روز حادثه صاحبخانهام آمد و از من خواست یک گونی را از ماشینش داخل خانه بگذارم، من هم کمکش کردم درگونی را باز کردم و دیدم جسد در آن است. گفتم چرا این را آوردی گفت اگر حرف بزنی میگویم قتل کار تو بود. بعد با شخصی به نام محرم که از آشنایان صاحبخانه بود، چالهای کندیم و جسد را دفن کردیم. از ترسم دیگر نمیتوانستم آنجا بمانم فردایش به سراغ صاحبخانه رفتم و پولم را گرفتم و به شهرستان رفتم.
او در پاسخ به این سوال که چرا اول به قتل اعتراف کرد، گفت: صاحبخانهام به من گفت اگر اسمی از او نیاورم برایم خانه میخرد و به من پول میدهد. او گفت به بازپرس هم پول میدهد تا پرونده را ببندد، وقتی دوماه گذشت و این کار را نکرد تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم.
سپس مرد صاحبخانه که به عنوان شاهد در دادگاه حضور داشت، گفت: 10ماه بود که محمود در خانه من زندگی میکرد، یک روز به صورت اتفاقی آمد و گفت میخواهد خانه را ترک کند. گفتم تو هنوز دو ماه وقت داری اما اصرار کرد که کرایههای عقب افتاده را کم کنم و مابقی پولش را بدهم تا برود. روی صورتش جای خراش و چنگ بود. من پول را دادم و او رفت و دیگر خبری از وی نشد تا اینکه شش سال بعد مستاجرم گفت لوله فاضلاب حمام گرفته و تعمیر لازم دارد. من هم گفتم درستش کن پولش را میدهم، او هم زمین را کند و ما استخوانها را پیدا کردیم.
بعد از پایان جلسه محاکمه، هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند و متهم را به قصاص، سه سال حبس و 74ضربه شلاق به خاطر شرکت و رد مال محکوم کردند.
جنازه زمانی کشف شد که مستاجر جدید به خاطر مشکل فاضلاب، زمین را کند. در ابتدای رسیدگی به این پرونده که صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفریاستان تهران برگزار شد ابتدا علی عطار، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و در توضیح کیفرخواست گفت: یک سال پیش مردی به ماموران کلانتری نسیمشهر مراجعه کرد و گفت در خانهاش استخوان پیدا کرده است و با توجه به اینکه چند تکه لباس هم آنجا وجود دارد، به نظر میرسد این استخوانها متعلق به یک انسان است. با توجه به این گزارش ماموران به محل رفتند و متوجه شدند استخوانها از داخل یک گودال بیرون آورده شده است.
چند روز بعد پزشکیقانونی اعلام کرد آزمایشها نشان داده، جسد متعلق به مردی حدودا 45 ساله است و شکستگی در جمجمه این مرد وجود دارد و به احتمال زیاد مرگ بر اثر ضربهای بوده که به سرش خورده است. پزشکیقانونی همچنین اعلام کرد با توجه به اینکه از جسد فقط استخوان باقی مانده احتمالا پنج تا شش سال از زمان مرگ گذشته است.
ماموران با توجه به این اطلاعات پروندههای مربوط به مردان ناپدید شده را مورد بررسی قرار دادند و متوجه شدند سال 84 خانواده مردی به نام زلفعلی به پلیس خبر داده بودند، پدرشان گم شده است. آنطور که در این پرونده آمده بود، خانواده زلفعلی یک روز بعد از طرح شکایت اعلام کردند ماشین پدرشان را پیدا کردهاند اما اثری از خود او نیست. این پرونده به خاطر به نتیجه نرسیدن تحقیقات بایگانی شده بود. خانواده زلفعلی به پزشکیقانونی دعوت شدند. پسر مقتول وقتی بالای سر جسد حاضر شد اعلام کرد هیچ علامت ظاهری وجود ندارد و او از روی استخوان نمیتواند جنازه را شناسایی کند، اما لباسهای پیدا شده متعلق به پدرش است و او زمانی که گم شد همین لباسها را به تن داشت. با مشخص شدن هویت مقتول بررسیها در مورد عامل قتل او آغاز شد. پلیس در اولین گام مرد صاحبخانه را مورد بازجویی قرار داد. او گفت: سال 84 مردی به نام محمود در خانه من زندگی میکرد او به طور ناگهانی با این بهانه که همسرش قهر کرده و رفته و دیگر نمیتواند در خانه من زندگی کند، آنجا را ترک کرد. چند روز بعد به طور اتفاقی محمود در نزدیکی محل قتل دیده و توسط پلیس بازداشت شد.
نماینده دادستان ادامه داد: متهم در بازجوییها به قتل اعتراف و البته انگیزههای متفاوتی را مطرح کرد. این مرد گفت: وضع مالیام خوب نبود برای اینکه بتوانم پول به دست آورم، تصمیم گرفتم زورگیری کنم. ماشین زلفعلی را به صورت دربستی کرایه کردم و بعد که به خانه رسیدیم او را به خانه دعوت کردم و گفتم بیا داخل تا پولت را بدهم. وقتی وارد خانه شد چاقو کشیدم و گفتم هرچه پولداری بده، او با من درگیر شد، او را کشتم و جسدش را در خانه دفن کردم. فقط 15هزار تومان پول داشت، آن را برداشتم و بعد هم ماشین را به مقابل یک شیرینیفروشی بردم و همانجا رها کردم.
نماینده دادستان تهران گفت: بررسیهای ماموران نشان داد، این مرد بعد از قتل جسد را در خانه دفن و بعد خانه را به مقصد شهرستان ترک کرده است. بنابراین با توجه به مدارک موجود در پرونده به عنوان نماینده دادستان تهران درخواست صدور حکم قانونی را دارم.
سپس اولیایدم در جایگاه حاضرشدند و درخواست صدورحکم قصاص کردند. پسر بزرگ مقتول گفت: از وقتی پدرم گم شد هرکاری که از دستمان برمیآمد، انجام دادیم. بعد از اینکه به پلیس خبر دادیم، من خودم خانهبهخانه عکس پدرم را به مردم نشان دادم تا شاید بتوانم او را پیدا کنم اما کسی پدرم را نشناخت. وقتی ماشین را پیدا کردیم دوباره با عکس پدرم همه منطقه را گشتم تا شاید ردی از او پیدا کنم. فکر میکردم پدرم ممکن است همان حوالی که ماشینش رها شده، باشد اما این کار هم فایدهای نداشت. یک سال اول هر روز به پزشکیقانونی میرفتم و عکس اجساد را میدیدم. پدرم بیگناه کشته شد و من درخواست صدور حکم قصاص دارم.
در ادامه جلسه، متهم از خودش دفاع و اتهام قتل را رد کرد و گفت: من در قتل نقشی نداشتم و اصلا نمیدانم زلفعلی کیست و چطور کشته شده البته این درست است که من جسد را دفن کردم اما قتل او کار من نبود. روز حادثه صاحبخانهام آمد و از من خواست یک گونی را از ماشینش داخل خانه بگذارم، من هم کمکش کردم درگونی را باز کردم و دیدم جسد در آن است. گفتم چرا این را آوردی گفت اگر حرف بزنی میگویم قتل کار تو بود. بعد با شخصی به نام محرم که از آشنایان صاحبخانه بود، چالهای کندیم و جسد را دفن کردیم. از ترسم دیگر نمیتوانستم آنجا بمانم فردایش به سراغ صاحبخانه رفتم و پولم را گرفتم و به شهرستان رفتم.
او در پاسخ به این سوال که چرا اول به قتل اعتراف کرد، گفت: صاحبخانهام به من گفت اگر اسمی از او نیاورم برایم خانه میخرد و به من پول میدهد. او گفت به بازپرس هم پول میدهد تا پرونده را ببندد، وقتی دوماه گذشت و این کار را نکرد تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم.
سپس مرد صاحبخانه که به عنوان شاهد در دادگاه حضور داشت، گفت: 10ماه بود که محمود در خانه من زندگی میکرد، یک روز به صورت اتفاقی آمد و گفت میخواهد خانه را ترک کند. گفتم تو هنوز دو ماه وقت داری اما اصرار کرد که کرایههای عقب افتاده را کم کنم و مابقی پولش را بدهم تا برود. روی صورتش جای خراش و چنگ بود. من پول را دادم و او رفت و دیگر خبری از وی نشد تا اینکه شش سال بعد مستاجرم گفت لوله فاضلاب حمام گرفته و تعمیر لازم دارد. من هم گفتم درستش کن پولش را میدهم، او هم زمین را کند و ما استخوانها را پیدا کردیم.
بعد از پایان جلسه محاکمه، هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند و متهم را به قصاص، سه سال حبس و 74ضربه شلاق به خاطر شرکت و رد مال محکوم کردند.

روزنامه جام جم نوشت: محکوم معروف به شغال سیاه به جرم قتل زن سالخورده و نوه او صبح امروز در ورامین به دار مجازات آویخته شد.
جوان محکوم که همسایه 2 مقتول پرونده است مرداد سال گذشته در یک اقدام غیرانسانی یک زن سالخورده و نوه او را در محل سکونتشان به قتل رساند و با سرقت از محل جنایت متواری شد. پس از این جنایت زن صاحبخانه به ماموران گفت: صبح زود از خانه به همراه شوهرم خارج شدم، اما عصر که برگشتیم با اجساد مادر و دخترم که به طور دلخراشی جان باخته بودند روبهرو شدیم و مقداری از طلاهای مادرم و یک گوشی تلفن همراه به سرقت رفته بود.
تحقیقات از تعدادی از مظنونان قتل، که بسیاری از آنها در محدوده سکونت مقتولان حضور داشتند آغاز شد، اما تا مدتی هیچ سرنخی از قاتل یا قاتلان به دست نیامد.
بعد از دستگیری قاتل، اولیایدم، در کمال تعجب با مرد همسایه خود رو به رو شدند که به هیچوجه او را به عنوان مظنون معرفی نکرده بودند و به او اعتماد کامل داشتند. جوان متهم به نام شاهین، در اعترافاتش در مراحل مختلف تحقیقات گفت از چند روز قبل تصمیم به سرقت از خانه همسایه خود گرفته بود ولی روز حادثه برای عملی کردن نقشه خود و شناسایی نشدن، مجبور به قتل «نگین» دختر 9 ساله و مادربزرگ او شد.
قرار مجرمیت شاهین با توجه به اعترافات صریح وی از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد که صبح روز 20 آذر به ریاست قاضی اکبر ساعی برگزار شد. در ابتدای جلسه اصغریروشن، نماینده دادستان با اشاره به کیفرخواست صادره گفت: اتهام انتسابی به متهم مبنی بر 2 فقره قتل عمدی و سرقت مقرون به آزار محرز است و خواستار مجازات وی هستم. اولیای دم نیز در جایگاه قرار گرفتند و با درخواست قصاص متهم، از قاضی ساعی خواستند این حکم در ملاعام اجرا شود.
بعد از اظهارات تازه متهم در جلسه دادگاه که مدعی بود، هیچ دخالتی در قتل نداشته و همدستان او مرتکب قتل شدهاند، قاضی ساعی به همراه مستشاران دادگاه (محمدی کشکولی، سالاری، بومی و مرادی) وارد شور شدند و حکم پرونده را صادر کردند که براساس آن، شاهین به اتهام قتل عمدی به 2 بار قصاص، به اتهام تجاوز به نگین به اعدام، به اتهام سرقت مقرون به آزار به 10 سال حبس و تحمل 74ضربه شلاق و همچنین رد اموال مسروقه محکوم شد.
پرونده این متهم، برای رسیدگی و اعلام نظر به دیوان عالی کشور ارسال شد و براساس اعلام دادستان ورامین جوان محکوم صبح امروز در یکی از میادین شهرستان ورامین مقابل مردم به دار مجازات آویخته شد.
جوان محکوم که همسایه 2 مقتول پرونده است مرداد سال گذشته در یک اقدام غیرانسانی یک زن سالخورده و نوه او را در محل سکونتشان به قتل رساند و با سرقت از محل جنایت متواری شد. پس از این جنایت زن صاحبخانه به ماموران گفت: صبح زود از خانه به همراه شوهرم خارج شدم، اما عصر که برگشتیم با اجساد مادر و دخترم که به طور دلخراشی جان باخته بودند روبهرو شدیم و مقداری از طلاهای مادرم و یک گوشی تلفن همراه به سرقت رفته بود.
تحقیقات از تعدادی از مظنونان قتل، که بسیاری از آنها در محدوده سکونت مقتولان حضور داشتند آغاز شد، اما تا مدتی هیچ سرنخی از قاتل یا قاتلان به دست نیامد.
بعد از دستگیری قاتل، اولیایدم، در کمال تعجب با مرد همسایه خود رو به رو شدند که به هیچوجه او را به عنوان مظنون معرفی نکرده بودند و به او اعتماد کامل داشتند. جوان متهم به نام شاهین، در اعترافاتش در مراحل مختلف تحقیقات گفت از چند روز قبل تصمیم به سرقت از خانه همسایه خود گرفته بود ولی روز حادثه برای عملی کردن نقشه خود و شناسایی نشدن، مجبور به قتل «نگین» دختر 9 ساله و مادربزرگ او شد.
قرار مجرمیت شاهین با توجه به اعترافات صریح وی از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد که صبح روز 20 آذر به ریاست قاضی اکبر ساعی برگزار شد. در ابتدای جلسه اصغریروشن، نماینده دادستان با اشاره به کیفرخواست صادره گفت: اتهام انتسابی به متهم مبنی بر 2 فقره قتل عمدی و سرقت مقرون به آزار محرز است و خواستار مجازات وی هستم. اولیای دم نیز در جایگاه قرار گرفتند و با درخواست قصاص متهم، از قاضی ساعی خواستند این حکم در ملاعام اجرا شود.
بعد از اظهارات تازه متهم در جلسه دادگاه که مدعی بود، هیچ دخالتی در قتل نداشته و همدستان او مرتکب قتل شدهاند، قاضی ساعی به همراه مستشاران دادگاه (محمدی کشکولی، سالاری، بومی و مرادی) وارد شور شدند و حکم پرونده را صادر کردند که براساس آن، شاهین به اتهام قتل عمدی به 2 بار قصاص، به اتهام تجاوز به نگین به اعدام، به اتهام سرقت مقرون به آزار به 10 سال حبس و تحمل 74ضربه شلاق و همچنین رد اموال مسروقه محکوم شد.
پرونده این متهم، برای رسیدگی و اعلام نظر به دیوان عالی کشور ارسال شد و براساس اعلام دادستان ورامین جوان محکوم صبح امروز در یکی از میادین شهرستان ورامین مقابل مردم به دار مجازات آویخته شد.

گرفتن کبوتر؛ شگردی برای زورگیری از زنان و دختران جوان
روزنامه خراسان نوشت: گرفتن کبوتر، ترفندی بود که جوانی معتاد به بهانه آن وارد خانه شهروندان می شد و با تهدید چاقو جواهرات زنان و دختران جوان را به سرقت می برد.
اولین شکایت از این سارق چندی قبل توسط زنی جوان مطرح شد. او که به شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 11 تهران رفته بود زمانی که در برابر بازپرس علی مکرمی قرار گرفت درباره حادثه وحشتناکی که برایش رخ داده بود، گفت: «صبح دیروز - روز حادثه - جوانی با این بهانه که کبوترش داخل خانه ما افتاده وارد خانه ام شد و با تهدید چاقو جواهراتم را دزدید.»این زن در تشریح این حادثه گفت: «در خانه تنها بودم که زنگ خانه به صدا در آمد. پسر جوانی پشت در بود. او گفت کبوترش روی پشت بام خانه ما افتاده و از من خواست اجازه بدهم وارد شود تا کبوترش را بگیرد. من هم که از نیتش بی اطلاع بودم در را باز کردم و او وارد شد اما چند لحظه بعد چاقوی بزرگی مقابل صورتم گرفت و شروع به تهدید کرد. از دیدن این صحنه شوکه شده بودم و نمی دانستم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. او گردنم را گرفت و کشان کشان به سوی ورودی ساختمان برد. جوان خشن که عصبانی به نظر می رسید در حالی که من را روی زمین انداخته بود گردنبند و النگوهایم را گرفت و تهدید کرد اگر سر و صدا کنم من را می کشد. من هم که زبانم بند آمده بود تا رفتن او ساکت ماندم و چند دقیقه بعد این ماجرا را تلفنی به شوهرم خبر دادم.»
به دنبال ثبت اظهارات این زن، افسران پلیس آگاهی شاکی را به واحد چهره نگاری دعوت کردند و با کمک او تصویر فرضی سارق را ترسیم کردند. اطلاعات به دست آمده نشان می داد سارق جوانی حدود 25 ساله و لاغراندام است اما این اطلاعات برای دستگیری وی کافی نبود. به این ترتیب تجسس ها در شاخه های مختلف ادامه یافت.
در حالی که کارآگاهان سرگرم بررسی سرنخ های موجود بودند، پرونده مشابهی به آنان ارجاع شد. در دومین پرونده نیز جوانی لاغراندام به بهانه گرفتن کبوتر وارد خانه زنی شده و با تهدید چاقو اموال وی را زورگیری کرده بود. این حادثه در نزدیکی محل سرقت قبلی رخ داده بود و نشان می داد سارق جوان در آن محدوده فعالیت می کند. از این رو گشت زنی های نامحسوس ماموران در آن محدوده آغاز شد. در این مرحله مکان هایی که ممکن بود سارق کبوترباز در آن جا مرتکب سرقت شود تحت نظر گرفته شد تا این که خبر رسید سارقی جوان حین فرار توسط شهروندان دستگیر شده است.
با انتقال این جوان به پلیس آگاهی مشخص شد او همان سارق تحت تعقیب است که در اجرای آخرین نقشه اش ناکام مانده و دستگیر شده است. در جریان بررسی های پلیس معلوم شد او با ورود به خانه ای که دختری جوان به تنهایی در آن جا بود قصد داشت با تهدید چاقو اموال باارزش خانه و جواهرات دخترجوان را سرقت کند اما صاحب خانه سر رسیده و مانع او شده است.
دخترجوان در این باره به پلیس گفت:« پسر جوان زنگ خانه را زد و گفت کبوترش داخل خانه مان افتاده است. من هم در را برایش باز کردم اما وقتی وارد شد با چاقو تهدیدم کرد و مشغول جمع آوری اموال باارزش خانه شد. من هم در یک لحظه به دور از چشم او با پدرم تماس گرفتم و این موضوع را به او اطلاع دادم.»
ادامه این حادثه را پدر این دختر برای پلیس بازگو کرد: «وقتی به خانه رسیدم پسر جوان یک چاقو به دست گرفته بود و دخترم را تهدید می کرد وقتی به سوی او رفتم با چاقو ضربه ای به کتفم زد و پا به فرار گذاشت اما من با همان وضعیت تعقیبش کردم و با کمک چند نفر از اهالی محله او را دستگیر کردیم.»
جوان کبوترباز به نام فرخ که به مواد مخدر اعتیاد دارد در جریان بازجویی ها اتهامش را بر عهده گرفت و گفت سرقت هایش را تحت تاثیر مصرف شیشه مرتکب شده است. بر پایه این گزارش هم اکنون متهم در بازداشت به سر می برد و تحقیقات از او ادامه دارد.
اولین شکایت از این سارق چندی قبل توسط زنی جوان مطرح شد. او که به شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 11 تهران رفته بود زمانی که در برابر بازپرس علی مکرمی قرار گرفت درباره حادثه وحشتناکی که برایش رخ داده بود، گفت: «صبح دیروز - روز حادثه - جوانی با این بهانه که کبوترش داخل خانه ما افتاده وارد خانه ام شد و با تهدید چاقو جواهراتم را دزدید.»این زن در تشریح این حادثه گفت: «در خانه تنها بودم که زنگ خانه به صدا در آمد. پسر جوانی پشت در بود. او گفت کبوترش روی پشت بام خانه ما افتاده و از من خواست اجازه بدهم وارد شود تا کبوترش را بگیرد. من هم که از نیتش بی اطلاع بودم در را باز کردم و او وارد شد اما چند لحظه بعد چاقوی بزرگی مقابل صورتم گرفت و شروع به تهدید کرد. از دیدن این صحنه شوکه شده بودم و نمی دانستم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. او گردنم را گرفت و کشان کشان به سوی ورودی ساختمان برد. جوان خشن که عصبانی به نظر می رسید در حالی که من را روی زمین انداخته بود گردنبند و النگوهایم را گرفت و تهدید کرد اگر سر و صدا کنم من را می کشد. من هم که زبانم بند آمده بود تا رفتن او ساکت ماندم و چند دقیقه بعد این ماجرا را تلفنی به شوهرم خبر دادم.»
به دنبال ثبت اظهارات این زن، افسران پلیس آگاهی شاکی را به واحد چهره نگاری دعوت کردند و با کمک او تصویر فرضی سارق را ترسیم کردند. اطلاعات به دست آمده نشان می داد سارق جوانی حدود 25 ساله و لاغراندام است اما این اطلاعات برای دستگیری وی کافی نبود. به این ترتیب تجسس ها در شاخه های مختلف ادامه یافت.
در حالی که کارآگاهان سرگرم بررسی سرنخ های موجود بودند، پرونده مشابهی به آنان ارجاع شد. در دومین پرونده نیز جوانی لاغراندام به بهانه گرفتن کبوتر وارد خانه زنی شده و با تهدید چاقو اموال وی را زورگیری کرده بود. این حادثه در نزدیکی محل سرقت قبلی رخ داده بود و نشان می داد سارق جوان در آن محدوده فعالیت می کند. از این رو گشت زنی های نامحسوس ماموران در آن محدوده آغاز شد. در این مرحله مکان هایی که ممکن بود سارق کبوترباز در آن جا مرتکب سرقت شود تحت نظر گرفته شد تا این که خبر رسید سارقی جوان حین فرار توسط شهروندان دستگیر شده است.
با انتقال این جوان به پلیس آگاهی مشخص شد او همان سارق تحت تعقیب است که در اجرای آخرین نقشه اش ناکام مانده و دستگیر شده است. در جریان بررسی های پلیس معلوم شد او با ورود به خانه ای که دختری جوان به تنهایی در آن جا بود قصد داشت با تهدید چاقو اموال باارزش خانه و جواهرات دخترجوان را سرقت کند اما صاحب خانه سر رسیده و مانع او شده است.
دخترجوان در این باره به پلیس گفت:« پسر جوان زنگ خانه را زد و گفت کبوترش داخل خانه مان افتاده است. من هم در را برایش باز کردم اما وقتی وارد شد با چاقو تهدیدم کرد و مشغول جمع آوری اموال باارزش خانه شد. من هم در یک لحظه به دور از چشم او با پدرم تماس گرفتم و این موضوع را به او اطلاع دادم.»
ادامه این حادثه را پدر این دختر برای پلیس بازگو کرد: «وقتی به خانه رسیدم پسر جوان یک چاقو به دست گرفته بود و دخترم را تهدید می کرد وقتی به سوی او رفتم با چاقو ضربه ای به کتفم زد و پا به فرار گذاشت اما من با همان وضعیت تعقیبش کردم و با کمک چند نفر از اهالی محله او را دستگیر کردیم.»
جوان کبوترباز به نام فرخ که به مواد مخدر اعتیاد دارد در جریان بازجویی ها اتهامش را بر عهده گرفت و گفت سرقت هایش را تحت تاثیر مصرف شیشه مرتکب شده است. بر پایه این گزارش هم اکنون متهم در بازداشت به سر می برد و تحقیقات از او ادامه دارد.
خدمتکار، دست و پای زن سالخورده را بست
روزنامه جام جم نوشت: زن خدمتکار که طلاهای یک زن سالخورده را در چندین مرحله سرقت کرده بود، تحت تعقیب پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
رسیدگی به این پرونده چند روز پیش با شکایت زن جوانی مبنی بر سرقت طلاهای مادر سالخوردهاش از سوی یک خدمتکار خانگی در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. شاکی به پلیس گفت: به دلیل کهولت سن و بیماری مادرم به یک مرکز خدماتی در شمال غرب تهران رفته و از متصدی آنجا خواستم تا یک زن خدمتکار را به من معرفی کند تا او 2 بار در هفته نظافت منزل را انجام دهد. شاکی اضافه کرد: چند روز بعد زن جوانی از همان مرکز خدماتی به خانه مادرم آمد. با گذشت چند ماه به او اعتماد پیدا کردیم و زن خدمتکار از وضعیت مادرم و خانودگیمان کاملا خبر داشت و او در فرصتی که به دست آورد با بستن دست و پای مادرم طلاهایی را که درون صندوقچه بود،سرقت کرده است.
شاکی اضافه کرد: پس از حادثه به محل کار متهم فراری که یک مرکز خدماتی بود رفتم اما مسوولان آنجا گفتند او تسویهحساب کرده و چند روزی است از او بیخبر هستند.
بنابر این گزارش، با تشکیل پروندهای در این زمینه، بازپرس غلامی، رئیس شعبه چهارم دادسرای ناحیه 2تهران، دستور تحقیقات پلیسی را در این زمینه صادر کرد. زن خدمتکار هماکنون به اتهام سرقت طلاهای مادر شاکی تحت تعقیب پلیس تهران است.
رسیدگی به این پرونده چند روز پیش با شکایت زن جوانی مبنی بر سرقت طلاهای مادر سالخوردهاش از سوی یک خدمتکار خانگی در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. شاکی به پلیس گفت: به دلیل کهولت سن و بیماری مادرم به یک مرکز خدماتی در شمال غرب تهران رفته و از متصدی آنجا خواستم تا یک زن خدمتکار را به من معرفی کند تا او 2 بار در هفته نظافت منزل را انجام دهد. شاکی اضافه کرد: چند روز بعد زن جوانی از همان مرکز خدماتی به خانه مادرم آمد. با گذشت چند ماه به او اعتماد پیدا کردیم و زن خدمتکار از وضعیت مادرم و خانودگیمان کاملا خبر داشت و او در فرصتی که به دست آورد با بستن دست و پای مادرم طلاهایی را که درون صندوقچه بود،سرقت کرده است.
شاکی اضافه کرد: پس از حادثه به محل کار متهم فراری که یک مرکز خدماتی بود رفتم اما مسوولان آنجا گفتند او تسویهحساب کرده و چند روزی است از او بیخبر هستند.
بنابر این گزارش، با تشکیل پروندهای در این زمینه، بازپرس غلامی، رئیس شعبه چهارم دادسرای ناحیه 2تهران، دستور تحقیقات پلیسی را در این زمینه صادر کرد. زن خدمتکار هماکنون به اتهام سرقت طلاهای مادر شاکی تحت تعقیب پلیس تهران است.
جریمه 20 میلیاردی برای قاچاقچیان خودروهای خارجی
روزنامه همشهری نوشت: اعضای یک شبکه که خودروهای مدل بالای خارجی را بهصورت قاچاق وارد کشور کرده و به مشتریانشان میفروختند، در برابر جریمه 20میلیارد تومانی قرار گرفتند.
مدتی قبل گزارشی در اختیار اداره مبارزه با قاچاق کالای پلیس آگاهی تهران قرار گرفت که از فعالیت یک باند بزرگ قاچاق خودروهای خارجی حکایت داشت. در این گزارش آمده بود که اعضای یک شبکه، خودروهای گرانقیمت را از طریق دریا وارد ایران میکنند و بدون پرداخت هزینه گمرک و دیگر هزینهها، آنها را به تهران انتقال داده و به فروش میرسانند. با این گزارش، تیمی از کارآگاهان وارد عمل شدند و بررسیهای تخصصی برای شناسایی اعضای باند شروع شد.
بررسیهای اولیه نشان میداد که اعضای باند بعد از تهیه مدارک و اسناد جعلی برای خودروهای قاچاق، آنها را شمارهگذاری کرده و سپس به مشتریان میفروشند. با این اطلاعات، تحقیقات برای دستگیری متهمان وارد مرحلهای تازه شد و کارآگاهان در جریان تحقیقات شبانهروزی موفق شدند یکی از اعضای باند را شناسایی کنند. این مرد بهصورت نامحسوس زیر نظر گرفته شد و در ادامه معلوم شد که وی برای قاچاق و فروش خودروهای خارجی با 4مرد دیگر همدست است. با صدور دستور قضایی، تمامی 5عضو باند در یک عملیات ضربتی دستگیر شدند و در بازجوییها معلوم شد که آنها تاکنون بیش از 100 خودروی مدل بالای خارجی را از طریق دریا وارد ایران کرده و با استفاده از اسناد جعلی آنها را به فروش رسانده و از این طریق میلیاردها تومان به جیب زدهاند.
سرهنگ محمدیان، رئیس پلیس آگاهی پایتخت روز گذشته با اعلام این خبر گفت: تعدادی از این خودروها پس از ورود به کشور و شمارهگذاری، در استانهای مختلف به فروش رفته که ماموران موفق شدند همه آنها را از خریداران در سطح کشور و چندین استان جمعآوری کنند. وی ادامه داد: متهمان دستگیر شده شامل سرکرده باند، جاعلان و کسانی هستند که در قاچاق و فروش خودروها دست داشتهاند که بعد از دستگیری آنها گمرک با توجه بهخودروهای کشف شده برای این افراد درخواست صدور حکم جریمه 20میلیارد تومانی کرده است.
سرهنگ محمدیان تصریح کرد: در این پرونده چند نفر از کارمندان دولت که در تسهیل امر قاچاق دست داشتهاند نیز شناسایی شدهاند و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد. وی یادآور شد: قاچاق و واردات خودرو بهعلت سود بالایی که دارد معمولا قاچاقچیان را وسوسه میکند که با انجام کارهای غیرقانونی برای کسب این سود کلان دست به قاچاق بزنند. به همین خاطر پلیس کنترل ویژهای در زمینه واردات اینگونه خودروها دارد و درصورت دریافت گزارش مجرمانه و غیرقانونی در این خصوص بهشدت با قاچاقچیان برخورد میکند.
سرهنگ محمدیان با اشاره به اینکه این خودروها مسروقه نیست و فقط بهصورت قاچاق وارد کشور شده، تأکید کرد: در این باند واردکننده اصلی خودروهای قاچاق یک نفر است و در حال حاضر تحقیقات برای شناسایی متهمان دیگر پرونده ادامه دارد. وی با هشدار به قاچاقچیان گفت: ماموران پلیس که در زمینه مبارزه با قاچاق آموزش دیدهاند قطعا در کوتاهترین زمان آنها را شناسایی خواهند کرد و با قاچاقچیان برخورد قاطع خواهد شد.
مدتی قبل گزارشی در اختیار اداره مبارزه با قاچاق کالای پلیس آگاهی تهران قرار گرفت که از فعالیت یک باند بزرگ قاچاق خودروهای خارجی حکایت داشت. در این گزارش آمده بود که اعضای یک شبکه، خودروهای گرانقیمت را از طریق دریا وارد ایران میکنند و بدون پرداخت هزینه گمرک و دیگر هزینهها، آنها را به تهران انتقال داده و به فروش میرسانند. با این گزارش، تیمی از کارآگاهان وارد عمل شدند و بررسیهای تخصصی برای شناسایی اعضای باند شروع شد.
بررسیهای اولیه نشان میداد که اعضای باند بعد از تهیه مدارک و اسناد جعلی برای خودروهای قاچاق، آنها را شمارهگذاری کرده و سپس به مشتریان میفروشند. با این اطلاعات، تحقیقات برای دستگیری متهمان وارد مرحلهای تازه شد و کارآگاهان در جریان تحقیقات شبانهروزی موفق شدند یکی از اعضای باند را شناسایی کنند. این مرد بهصورت نامحسوس زیر نظر گرفته شد و در ادامه معلوم شد که وی برای قاچاق و فروش خودروهای خارجی با 4مرد دیگر همدست است. با صدور دستور قضایی، تمامی 5عضو باند در یک عملیات ضربتی دستگیر شدند و در بازجوییها معلوم شد که آنها تاکنون بیش از 100 خودروی مدل بالای خارجی را از طریق دریا وارد ایران کرده و با استفاده از اسناد جعلی آنها را به فروش رسانده و از این طریق میلیاردها تومان به جیب زدهاند.
سرهنگ محمدیان، رئیس پلیس آگاهی پایتخت روز گذشته با اعلام این خبر گفت: تعدادی از این خودروها پس از ورود به کشور و شمارهگذاری، در استانهای مختلف به فروش رفته که ماموران موفق شدند همه آنها را از خریداران در سطح کشور و چندین استان جمعآوری کنند. وی ادامه داد: متهمان دستگیر شده شامل سرکرده باند، جاعلان و کسانی هستند که در قاچاق و فروش خودروها دست داشتهاند که بعد از دستگیری آنها گمرک با توجه بهخودروهای کشف شده برای این افراد درخواست صدور حکم جریمه 20میلیارد تومانی کرده است.
سرهنگ محمدیان تصریح کرد: در این پرونده چند نفر از کارمندان دولت که در تسهیل امر قاچاق دست داشتهاند نیز شناسایی شدهاند و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد. وی یادآور شد: قاچاق و واردات خودرو بهعلت سود بالایی که دارد معمولا قاچاقچیان را وسوسه میکند که با انجام کارهای غیرقانونی برای کسب این سود کلان دست به قاچاق بزنند. به همین خاطر پلیس کنترل ویژهای در زمینه واردات اینگونه خودروها دارد و درصورت دریافت گزارش مجرمانه و غیرقانونی در این خصوص بهشدت با قاچاقچیان برخورد میکند.
سرهنگ محمدیان با اشاره به اینکه این خودروها مسروقه نیست و فقط بهصورت قاچاق وارد کشور شده، تأکید کرد: در این باند واردکننده اصلی خودروهای قاچاق یک نفر است و در حال حاضر تحقیقات برای شناسایی متهمان دیگر پرونده ادامه دارد. وی با هشدار به قاچاقچیان گفت: ماموران پلیس که در زمینه مبارزه با قاچاق آموزش دیدهاند قطعا در کوتاهترین زمان آنها را شناسایی خواهند کرد و با قاچاقچیان برخورد قاطع خواهد شد.

45282
نظر شما