به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
براساس روایات داشتن لباسهای متعدد،حتی در تعداد زیاد بهخودیخود مصداق اسراف نیست و در مواردی به سبب حفظ و افزایش دوام لباسها امری عقلایی بهشمار میآید.
پرسش:
آیا در روایات اسلامی داشتن لباسهای متعدد اسراف شمرده شده است یا روایات، اسراف را تنها در زیادهروی بیمورد و مصرف نمایشی دانسته است؟
پاسخ:
مسئله اسراف در مصرف پوشاک ازجمله موضوعاتی است که گاه با داوریهای شتابزده همراه شده و داشتن لباسهای متعدد بهعنوان مصداقی از اسراف تلقی میشود. ازاینرو، بررسی روایات مرتبط با پوشاک میتواند تصویر دقیقتری از مفهوم اسراف ارائه دهد و مرز میان مصرف معقول و مصرف نادرست را روشن سازد. در ادامه سعی شده تا با تکیهبر احادیث، به بررسی حکم داشتن لباسهای متعدد و تبیین ملاک اسراف در استفاده از آنها پرداخته شود.
۱. بیاشکال بودن داشتن لباسهای متعدد
در احادیث اهلبیت علیهمالسلام، نهتنها نهیی از داشتن لباسهای متعدد یافت نشد، بلکه نسبت به این کار اجازه داده شده است. در حدیثی امام صادق علیهالسلام فرمودهاند:
«لاَ بَأْسَ أَنْ یَکُونَ لِلرَّجُلِ عِشْرُونَ قَمِیصاً؛ (1)
ایرادی ندارد که انسان، بیست پیراهن داشته باشد.»
مطابق این حدیث، افراد میتوانند لباسهای متعددی برای خود داشته باشند. حتی در روایتی دیگر این تعداد بیش از 20 مورد هم نقل شده که درواقع نشان از بیاشکال بودن داشتن تعداد زیادی لباس است. (2) در حدیثی دیگر نیز چنین نقل شده است:
«عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام عَنِ الرَّجُلِ یَکُونُ لَهُ عَشَرَهُ أَقْمِصَهٍ یُرَاوِحُ بَیْنَهَا قَالَ لَا بَأْسَ؛ (3)
اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیهالسلام پرسیدم: مردی ده پیراهن دارد که هر نوبت یکی از آنان را میپوشد. این چه حکمی دارد؟ فرمود: ایرادی ندارد.»
افزون بر این، سیره عملی معصومان علیهمالسلام نیز مؤید همین معناست. در روایتی از امام رضا علیهالسلام آمده است:
«کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهماالسلام یَلْبَسُ ثَوْبَیْنِ فِی الصَّیْفِ یُشْتَرَیَانِ بِخَمْسِمِائَهِ دِرْهَمٍ؛ (4)
امام سجاد علیهالسلام در تابستان دو لباس میپوشید که آنها را به قیمت پانصد درهم خریداری نموده بود.»
این حدیث نشان میدهد که داشتن بیش از یک لباس، خوب و مناسب است و با زهد و تقوا منافات نداشته، بلکه در صورت رعایت ضوابط صحیح مصرف، امری پذیرفته و متعارف به شمار میرود.
۲. ملاک اسراف در لباس
با توجه به روایات مورداشاره، مشخص شد که داشتن چند لباس برای یک فرد بیاشکال بوده و از مصادیق اسراف محسوب نمیشود؛ اما در احادیث دیگری، نکاتی بیان شده که در هنگام استفاده از این لباسها باید رعایت کرد تا از مصادیق اسراف محسوب نشود. اولین مورد، داشتن لباسهای متعدد برای حفظ و دوام بیشتر آنها است. در حدیثی چنین بیان شده است:
«عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام یَکُونُ لِی ثَلَاثَهُ أَقْمِصَهٍ قَالَ لَا بَأْسَ قَالَ فَلَمْ أَزَلْ حَتَّی بَلَغْتُ عَشَرَهً فَقَالَ أَ لَیْسَ یُوَدِّعُ بَعْضُهَا بَعْضاً قُلْتُ بَلَی وَ لَوْ کُنْتُ إِنَّمَا أَلْبَسُ وَاحِداً لَکَانَ أَقَلَّ بَقَاءً قَالَ لَا بَأْسَ؛ (5)
اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: من سه پیراهن دارم؛ فرمود: ایرادی ندارد. اسحاق گوید: من همینطور ادامه دادم تا اینکه تا ده پیراهن را شمردم. فرمود: مگر پیراهنهای خود را نوبتی نمیپوشی؟ عرض کردم: آری، اما اگر من فقط یک لباس بپوشم ماندگاری آن کمتر خواهد بود. فرمود: ایرادی ندارد.»
بنابراین، داشتن چند لباس برای حفظ و افزایش دوام آنها اشکالی ندارد. بر این اساس، داشتن چند لباس، در مواردی، مصداق تدبیر و مدیریت صحیح مصرف است، نه اسراف. در حدیثی دیگر راوی از امام صادق علیهالسلام چنین سؤال میکند:
«سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ الْمُوسِرِ یَتَّخِذُ الثِّیَابَ الْکَثِیرَهَ الْجِیَادَ وَ الطَّیَالِسَهَ وَ الْقُمُصَ الْکَثِیرَهَ یَصُونُ بَعْضُهَا بَعْضاً یَتَجَمَّلُ بِهَا أَ یَکُونُ مُسْرِفاً قَالَ لَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ "لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ"؛ (6)
راوی گوید: از امام صادق علیهالسلام پرسیدم: مردی توانگر، لباسهای گرانقیمت فراوانی، پالتو و پیراهنهای زیادی میگیرد که بهنوبت از آن استفاده میکند و خود را میآراید، آیا اسرافکار خواهد بود؟ فرمود: نه؛ زیرا خداوند متعال میفرماید: "صاحب مال باید از اموالش هزینه کند".»
این روایت نشان میدهد که در نگاه احادیث، داشتن لباسهای متعدد و باکیفیت برای فرد متمکن، مادامیکه در چارچوب عقلایی و مشروع باشد، اسراف تلقی نمیشود. در حدیثی، اسحاق بن عمّار از امام صادق علیهالسلام در این موضوع چنین پرسیده است:
«قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام یَکُونُ لِلْمُؤْمِنِ عَشَرَهُ أَقْمِصَهٍ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ عِشْرُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ ثَلَاثُونَ قَالَ نَعَمْ لَیْسَ هَذَا مِنَ السَّرَفِ إِنَّمَا السَّرَفُ أَنْ تَجْعَلَ ثَوْبَ صَوْنِکَ ثَوْبَ بِذْلَتِکَ؛ (7)
به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: مؤمن ده پیراهن میتواند داشته باشد؟ فرمود: آری. گفتم: بیست تا هم میتواند داشته باشد؟ فرمود: آری. گفتم: سیتا چطور؟ فرمود: آری. این اسراف نیست. اسراف این است که لباس بیرونیات را لباس خانگی خود قرار دهی.»
در این حدیث، امام علیهالسلام نهتنها عدد معینی را بهعنوان حدّ اسراف معرفی نمیکند، بلکه توضیح میدهند که کثرت عددی لباس، حتی تا سیدست، بهخودیخود مصداق اسراف نیست؛ بلکه آنچه اسراف است، استفاده نادرست از لباسها است یعنی انسان به جهت داشتن این تعداد لباس، توجهی به نحوهی استفاده آن نکرده و در جای نادرستی آن را بپوشد و از بین ببرد. در حدیثی دیگر که مؤید این مطلب است چنین آمده است:
«عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام أَدْنَی مَا یَجِیءُ مِنْ حَدِّ الْإِسْرَافِ فَقَالَ ابْتِذَالُکَ ثَوْبَ صَوْنِک؛ (8)
سلیمان بن صالح گوید به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: کمترین حدّ اسراف چیست؟ فرمودند: اینکه لباسِ خود را از بین ببری (و بیجا به مصرف برسانی).»
بنابراین، داشتن چند لباس برای فرد اشکالی ندارد، بلکه آنچه در احادیث به آن اشکال گرفته شده، استفاده نابجا از این لباسها است.
نتیجه:
بررسی روایات نشان داد که در نگاه اهلبیت علیهمالسلام، داشتن لباسهای متعدد، حتی در تعداد زیاد، بهخودیخود مصداق اسراف نیست و در مواردی، بهسبب حفظ و افزایش دوام لباسها، امری عقلایی و پسندیده بهشمار میآید. آنچه در احادیث بهعنوان اسراف مورد نکوهش قرار گرفته، نه کثرت لباس، بلکه استفاده نابجا و نابخردانه از آن است؛ بهگونهای که لباسِ مناسبِ حفظ و آراستگی در جایگاه نادرست به کار گرفته شود یا نعمت الهی بدون رعایت کارکرد صحیح آن تباه گردد. ازاینرو، میتوان گفت معیار اسراف در پوشاک، کیفیت مصرف است، نه تعداد لباسها؛ بنابراین، اگر این موارد رعایت شود، داشتن چند لباس اشکالی نخواهد داشت.
پینوشتها:
1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علیاکبر و آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج6، ص 444، ح 16.
2. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضی، 1412 ق، ص 98.
3. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علیاکبر و آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج6، ص 443، ح 10.
4. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علیاکبر و آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج6، ص 441، ح 5.
5. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علیاکبر و آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج6، ص 443، ح 11.
6. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علیاکبر و آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج6، ص 443، ح 12.
7. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علیاکبر و آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج6، ص 441، ح 4.
8. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علیاکبر و آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج4، ص 56.





نظر شما