دانشگاه های ایرانی چگونه می توانند با دانشگاه های غربی رقابت کنند؟/ آیا در سنت دانشگاهی ایران تفکر انتقادی وجود دارد؟

اگر بناست محصولات دانشگاهی ما در حوزه های تاریخ و ادبیات و فلسفه و علوم انسانی قابلیت رقابت با نهاد مشابه در غرب را داشته باشد ناچاریم با زبان و فضای نهاد دانشگاه و تفکر تاریخی انتقادی فکر و اندیشه و سخن خود را بیان کنیم و این بدین معناست که باید تفاوت رویکردهای متناسب با دانشگاه و حوزه را هر کدام به خوبی بشناسیم و از همدیگر بازشناسیم.

گروه اندیشه: مطلب زیر مطلب که در سایت اندیشه ما منتشر شده، نوشته دکتر حسن انصاری استاد دانشگاه پرینستون است با این تیتر که «چرا برای پژوهش های تاریخی نهاد دانشگاه مهم است؟». این مطلب را در ادامه می خوانید: 

****

 آنچه در این چند سطر مورد توجه و سخن صاحب این قلم است حوزه علوم انسانی است و به طور خاص حوزه تاریخ و پژوهش های تاریخی در دین و اندیشه فلسفی و دینی و تاریخ فکر. پژوهش در حوزه تاریخ در ایران و جهان اسلام پیشینه اش به قرن نوزدهم می رسد و پوشیده نیست در آغاز با تأثیرپذیری از تحقیقات و نوشته های شرقشناسان غربی در مصر و شام و عراق و ایران نوشتن در حوزه تاریخ به تدریج مستقل از نهادهای سنتی و مدارس دینی مجال ظهور یافت.

در مصر و از دوران محمد علی و در ایران به ویژه از حدود مشروطه به این طرف به تدریج مصریان/ عرب ها و ایرانیان با نوشته های غربیان درباره تاریخ و به ویژه تاریخ شرق و جهان اسلام آشنایی حاصل کردند. در ایران علامه محمد قزوینی به عنوان کسی شناخته می شود که به دنبال سفر و اقامت در اروپا و آشنایی با منابع و نوشته ها و شیوه های پژوهش های تاریخی و ادبی ایرانیان را با این دست پژوهش ها آشنا کرد و او را به درستی پدر تحقیقات نوین حوزه تاریخ و ادبیات در ایران دانسته اند.

با وجود اینکه تنی چند از محققان ایرانی با الگو گرفتن از علامه قزوینی و با آشنایی با ادبیات شرقشناسی در غرب این نوع تحقیقات را در حوزه های مختلف دین و تاریخ و اندیشه و ادبیات به تدریج دامنه دادند با این وصف بیشتر این محققین محصول مستقیم دانشگاه نبودند.

خود قزوینی، و خیلی دیگر و از جمله فروغی و تقی زاده در این طبقه با وجود اقامت های کوتاه و بلند در غرب هیچگاه در یکی از دانشگاه های غربی تجربه تحصیل نداشتند و در ایران هم سابقه تأسیس دانشگاه به بعد از ظهور و شکوفایی علمی این طبقه باز می گردد.

ما البته در ایران از دوران عباس میرزا سابقه ای داریم از تحصیل شماری از ایرانیان در مدارس و دانشکده های پاریس و لندن و یا تأسیس مدارسی با الگوپذیری از مدارس و دانشکده های غربی که به پیش از زمان تأسیس دانشگاه تهران مربوط است.

شماری از اهل علم ما محصول این مدارس بودند و بسیاری از آن ها بعد از تحصیلات مقدماتی در این نوع مدارس راهی غرب شدند و به ویژه در مدرسه های علوم طبیعی و مهندسی و البته حقوق تحصیلات تکمیلی را دنبال کردند.

بدین ترتیب وقتی دانشگاه تهران تأسیس شد و نیز با تأسیس مدرسه معقول و منقول قدیم و بعدا دانشکده الهیات و دانشکده های ادبیات و سپس تاریخ به دلیل نیاز به استادانی که بتوانند مواد درسی این رشته ها را تدریس کنند و به صلاحدید اولیای وقت دانشگاه و وزارت معارف از شماری از استادان سنتی که تحصیلکرده مدارس دینی قدیم بودند و به ویژه در رشته معقول تخصص داشتند و در حوزه تهران در طبقه شاگردان حکمای قدیم طهران بودند و یا استادان آن مدارس که در تحقیقات ادبی و تاریخی و متن شناختی تحت تأثیر علامه قزوینی و همقطارهای مرحوم فروغی بودند و یا در مکتب مشهد از نسل شاگردان ادیب اول بودند دعوت شد تا با این دانشکده ها همکاری کنند.

بدین ترتیب زمینه ای فراهم شد تا نسل جدید در دانشگاه با بهره وری از یکی دو نسل از استادان سنتی عهد قدیم همزمان تلاش کنند با آموختن زبان های خارجی و آشنایی بیشتر با تحقیقات تاریخی حوزه شرقشناسی و همچنین آشنایی با شیوه های پژوهش های تاریخی و ادبی زمینه را برای آماده کردن نهاد دانشگاه برای جایگاه و کارکرد ویژه ای که از آن انتظار می رفت فراهم کنند.

منتهی مشکلی که در این میان پیش آمد این است که این پیشینه که از آن به دلائلی که گفتم گریزی نبود دست کم در حوزه علوم تاریخ و ادبیات و الهیات این تصور خام و نادرست را ایجاد کرد که گویی از دانشگاه در ماده و فورم پژوهش و تألیف علمی باید همان انتظار را داشت که از حوزه ها و مدارس علمی و دینی قدیم و سنتی باید منتظر بود.

این در حالی است که نهاد دانشگاه اصولا کارویژه خاص خود را دارد. ما از فارغ التحصیل دانشکده الهیات نباید متوقع باشیم مجتهدی در فقه و اصول و یا تفسیر قرآن و یا حتی استاد در فلسفه اسلامی باشد. این وظیفه حوزه های علمیه و دانش آموخته های آن مدارس است. دانشگاه نهاد آموزش بینش تحلیلی تاریخی است با همه مبانی فکری و فلسفی خاص خود که ناظر به اندیشه و فکر تاریخی انتقادی است.

سنت/ سنت های علمی حوزه های علمیه ما در طول تاریخ تمدن اسلامی و ایرانی و شیعی آثار و برکات علمی بسیار داشته و دارند. در کنار آن نهاد دانشگاه به عنوان یک نهاد برآمده از تجدد و مدرنیته در طول حدود صد سال گذشته آثار و برکات مهمی برای علم و دانش به ارمغان آورده است.

با این همه باید بدانیم اگر بناست محصولات دانشگاهی ما در حوزه های تاریخ و ادبیات و فلسفه و علوم انسانی قابلیت رقابت با نهاد مشابه در غرب را داشته باشد ناچاریم با زبان و فضای نهاد دانشگاه و تفکر تاریخی انتقادی فکر و اندیشه و سخن خود را بیان کنیم و این بدین معناست که باید تفاوت رویکردهای متناسب با دانشگاه و حوزه را هر کدام به خوبی بشناسیم و از همدیگر بازشناسیم.

چنانکه عرض کردم وجود نسلی از استادان قدیم که شیوه های پژوهشی سنتی را در تاریخ و ادبیات و متن شناسی دنبال می کردند به عنوان استادان دانشکده های معقول و منقول و ادبیات برای چند دهه در نیمه قرن بیستم موجب شد ما تمایزهای دقیق کارویژه پژوهش های حوزوی و دانشگاهی را کمتر بتوانیم از یکدیگر تمیز بدهیم.

بدین ترتیب گاهی شما با نویسندگانی روبرو می شوید که تصور می کنند تحقیقات ادبی از نوع سنتی آن و یا بهره وری از منابع متعدد و یا ارجاعات فراوان در پاورقی ها و صرف تتبع های متنی برای ارائه یک نوشته آکادمیک در حوزه ادبیات و تاریخ و پژوهش تاریخی و فیلولوژیک کفایت می کند و فی المثل الگوی نوشتاری دانشمند برجسته و کم مانندی در رشته خود چون جلال الدین محدث ارموی و یا علامه جلال الدین همایی و یا حتی استادانی مانند مجتبی مینوی و بدیع الزمان فروزانفر می تواند برای ارائه پژوهشی دانشگاهی به معنایی که ما از پژوهش های تحلیلی انتقادی تاریخی آکادمیک توقع داریم کفایت کند.

این موضوع وقتی زمینه پژوهش به تحولات مفهومی و تاریخ فکر و ایده ها مرتبط است اهمیت خاص خود را پیدا می کند و طبیعی است که حتی از نقطه نظر فورم زبان یک پژوهش متعهدانه با پژوهش سرد و تحلیلی آکادمیک تفاوت هایی خواهد داشت.

برای رقابت با پژوهش های آکادمیک غربی در حوزه اسلامشناسی و به ویژه برای پاسخ به نوشته هایی با رویکرد انتقادی که نگاهی نقادانه به تفکر دینی و دریافت سنتی از دین و منابع دین دارند چاره ای نیست جز اینکه دانشگاه های ما در رشته های علوم انسانی واحدهای روش پژوهش و آشنایی با مکاتب تحقیق تاریخی و تحلیل های ادبی و انتقادی و مبتنی بر علوم اجتماعی و انسانی را بیش از پیش جدی بگیرند؛ در غیر این صورت بسیاری از مقالات و کتاب هایی که ما حتی با عنوان هایی مانند علمی- پژوهشی منتشر می کنیم نسبتی با پژوهش های آکادمیک ندارند و در بهترین حالت یا نوشته هایی اند در سطحی از ذوق پردازی های ادبی و زبانی و یا تنها تقلید نوشته هایی اند از نسل استادان قدیم پیشگفته که به ویژه به دلیل تغییر جایگاه تتبع (به دلیل تکنولوژی های جدید در اینترنت و منابع دیجیتال) کارکرد خود را در بسیاری از سطوح از دست داده اند. آموزش دانشگاهی و آکادمیک به ویژه برای هدفی که گفتیم بسیار مهم است.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2190306

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =