مذاكرات اسلام آباد

وحدت تمدنی ایران و واتیکان در مقابله با استثناگرایی ترامپ / جنایات جنگی علیه ایران و پشت کردن به پیام مسیح (ع) دو بحران ارتش آمریکا

اتحاد ایران و پاپ، یک اتحاد سیاسی برای منافع مشترک نیست؛ بلکه یک «اتحادِ هستی‌شناختی» است. هر دو طرف دریافته‌اند که دشمن مشترک آن‌ها، «نیهیلیسم» (پوچ‌گرایی) و «بی‌اخلاقیِ سیاسی» است که در چهره‌ی ترامپیسم (در اصل راست جهانی) ظهور کرده است. این پیوند نشان‌دهنده بازگشتِ «مرجعیتِ اخلاقی» به عرصه‌ی روابط بین‌الملل در برابر قدرتِ عریانِ نظامی است.

فروزان آصف نخعی: ترامپ به نمایندگی از سرمایه داری جهانی، دائم ایران هراسی را ترویج می کند تا بتواند در ذیل ایجاد وضعیت استثنایی، اهداف جنون آمیز خود را تامین کند. او در این باره از هیچ دروغ و ترفندی فروگذار نمی کند. رئیس جمهور آمریکا برای مقابله با پاپ لئون چهاردهم و پرچم صلح طلبی او، بعد از ارائه آمار ۳۲ و ۴۶ هزار کشته در خیابان های ایران، اکنون به رقم جدیدی اشاره کرده و گفته که آیا کسی به او (پاپ لئون) خواهد گفت که ایران ۴۲ هزار معترض بی‌گناه را کشته است؟

گفتار هیستریک ترامپ، به دلیل ناتوانی آمریکا در تحقق اهدافش در تجاوز مشترک با اسراییل علیه ایران، بحث مستقل دیگری را می طلبد. اما پریشان حالی او به نظر می رسد از این پس بیشتر هم بشود. به ویژه از زمانی که با پاسخ محکم پاپ لئون چهاردهم مواجه شد که گفت « فکر می‌کنم کسی باید بایستد و بگوید راه بهتری وجود دارد» این انتقاد پاپ بر ترامپ سخت گران آمده است.زیرا لئون چهاردهم که در ماه مه ۲۰۲۵ به عنوان نخستین پاپ زاده آمریکا انتخاب شد و پیش‌تر با نام کاردینال رابرت پرووست شناخته می‌شد، ابتدا نسبت به سلف خود، پاپ فرانسیس که منتقد صریح دولت دونالد ترامپ بود، رویکردی محتاطانه‌تر در عرصه عمومی در پیش گرفته بود.

سمت راست ترامپ - سمت چپ پاپ لئون چهاردهم  

اما سخنان اکنون پاپ لئون، حاکی است او می خواهد نه تنها با مواضع جنگ طلبانه ترامپ مقابله بکند بلکه در صدد است مرجعیت معیارهای جنگ و صلح را از آمریکا خارج کرده به ویژه از نظر انسانی و دینی در جهان مدرن، آن را از آمریکا به اروپا و واتیکان منتقل کند. نکته آن که پاپ لئون چهاردهم که رهبر بیش از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون مسیحی کاتولیک‌ در جهان است، در واکنش به انتقاد مستقیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، به رویترز گفت که قصد دارد همچنان به موضع‌گیری صریح علیه جنگ ادامه دهد. او در ادامه اظهار کرد که «نمی‌خواهم وارد بحث و جدل با او [ترامپ] شوم.» «فکر نمی‌کنم پیام انجیل قرار بوده باشد به شکلی که برخی افراد آن را به کار می‌برند، مورد سوءاستفاده قرار بگیرد.» «من با هدف ترویج صلح، تقویت گفت‌وگو و گسترش روابط چندجانبه میان کشورها، همچنان با صدای رسا علیه جنگ سخن خواهم گفت تا بتوان برای مشکلات، راه‌حل‌هایی عادلانه پیدا کرد.» اکنون می توان گفت که گفت و گوی تمدن های سیدمحمد خاتمی، مخاطب خود را در غرب یافته است. 

جهان کاتولیک با موضع گیری پاپ، یک بار دیگر مانند موج سوم دموکراسی که در کنار ملت ها ایستاد، این بار نیز در کنار ستمدیدگان به ویژه در تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران، لبنان و فلسطین قرار گرفت. مواضع پاپ بی تردید روح جدیدی به مسیحیت ظلم ستیز می دمد و در این باره با مراکز متکثر جهان اسلام، اعم از شیعه و سنی که علیه ظلم فراگیر آمریکا حرکت می کنند، نقطه اشتراک قدرتمندی پدید می آورد. این موضوع زمینه قدرتمندی برای گفت و گوی ادیان و گفت و گوی تمدن ها فراهم آورده است. نقطه اشتراک ظلم ستیزی، می تواند منتهی به تظاهرات های گسترده در سراسر جهان اسلام در حمایت از پاپ منتهی شود. از این منظر تقابل میان پاپ لئون چهاردهم و دونالد ترامپ، فراتر از یک منازعه سیاسی، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک «اتحاد تئوریک معنویت گرا و همچنین خدامحور در برابر نیهیلیسم سیاسی» است. این پیوند میان ایرانِ ولبنان با محوریت تشیع، فلسطین با محوریت اهل سنت با مسیحیتِ کاتولیک با محوریت واتیکان اکنون فراهم شده است. 

 نعمت الله فاضلی در یادداشتی از گراهام هارمن فیلسوف آمریکایی در باره شاهکارش "" هستی شناسی معطوف به شی" (۱۴۰۳) یاد می کند. هارمن نشان می دهد علم می تواند خصوصیات اجزای چیزها یا اشیا را نشان دهد، اما شناخت چیزها در کلیت شان بیرون توان قلمرو علم است. چیزها در کلیت شان "عمق پنهانی" دارند که در نتیجه رخدادهای بزرگ مثل فاجعه ها و جنگ ها برملا می شود. این نکته را آلن بدیو شرح می دهد. بدیو استدلال می کند جنگ، عشق و اختراع و کشف هنری یا علمی رخدادهایی هستند که عمق پنهان  چیزها، انسان ها و جوامع در کلیت شان را ناگهان علنی و برآفتاب می کنند.

اکنون در پناه تجاوز و تحمیل جنگ آمریکا و اسراییل در خاورمیانه، آشکار شده که در عمق معرفت شناختی دینی، میان کلیسای کاتولیک متعهد به ارزش های دموکراتیک با ظلم ستیزی ایرانیان، و مسلمانان خاورمیانه، و صلح و عدالت خواهی آنان مبانی مشترکی وجود دارد که جنگ آن ها را ازعمق به سطح آورده است.    

به عبارتی دیگر لایه های قدرتمند عقلانیت فرهنگی (نظریه ماکس وبر) که در برابر عقلانیت ابزاری مبتنی بر مکتب فایده گرایی و سودپرستی اجازه نمود و ظهور و بروز  در جهان مصرفی به قول اریک فروم سرشار از داشتن، و نه بودن، نداشت، امروز در برابر امپراتوری ظلم تندروی آمریکا و ترامپیسم در حال ظهور و بروز است. ماکس وبر میان دو نوع عقلانیت فرهنگی و عقلانیت ابزاری تمایز قائل شد. با معیارهای او ترامپ نماینده افراطی عقلانیت ابزاری است؛ جایی که هدف قدرت، ثروت، و اول آمریکا مطرح  و هر وسیله‌ای مانند تهدید به نابودی تمدنی، نسل‌کشی، و توهین به مقدسات قابل توجیه می شود.  

با مواضع اخیر پاپ لئون چهاردهم، می توان گفت در عمق استراتژیک مبانی فلسفی و دینی شرق میان مسلمانان در خاورمیانه، پیام علیه ظلم نقطه اتحاد خود را در غرب یافته است: ایران و واتیکان در این صحنه ظرفیت های بسیار زیادی برای اتحاد معنوی مسلمانان و مسیحیان علیه پوچ گرایی و نهیلیسمی که ترامپ آن را نمایندگی می کند با هم خواهند داشت. کافی است اجلاس های مشترک با هوشیاری از دو سوی حرکت علیه پوچی و ستمگری، در همه ابعاد تقویت شود. پاپ با استناد به انجیل و تشیع و تسنن با استناد به آموزه‌های قرآنی و نبوی، می توانند، «حقیقت» شامل «زیست اخلاقی آدمی» «و زیست مبتنی بر حراست از محیط زیست» را از چنگال «سودآوری» و «سلطه» نجات دهند و به آن ها حیات دوباره بدمند. 

رویکرد اشتراک یابی با واتیکان، در عدالت و آزادی خواهی، ابتدا مقوم زدایش اسلام هراسی و متقابلا مسیحیت هراسی خواهد شد. وضعیتی که در خود همواره می تواند به شرایط استثنایی که کارل اشمیت به آن اشاره می کند، به تدریج از میان بردارد. بر اساس نظریه «وضعیت استثنایی» کارل اشمیت حقوقدان و فیلسوف سیاسی آلمانی، در کتاب الهیات سیاسی «حاکم کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم می‌گیرد.»  در عمق نظریه مواضع پاپ لئون چهاردهم بازگشت به وضعیت نرمال دموکراتیک، بازتفسیر مبانی مسیحیت، بازگشت از وضعیت صفر و یکی، به مدار دنیای خاکستری، خنثی سازی دشمن سازی بر اساس دوقطبی دوست / دشمن، است.

  پیامد ناخواسته وضعیت استثنایی اشمیتی، در درون خود حامل حکمرانی از طریق بحران است. ترامپیسم همواره در حال تولید وضعیت استثنایی مانند ساخت دیوار در مرزها، حمله به نهادهای واسط مانند پارلمان است. همانطور که اشمیت پارلمانتاریسم را اتلاف وقت می داند ترامپ نیز  با حمله به قوه قضائیه، نهادهای اطلاعاتی و مطبوعات، سعی دارد پیوندی مستقیم و «پیشواگونه» با توده‌ها برقرار کند؛ جایی که اراده‌ی او بر هر نهاد نظارتی مقدم باشد. اعلام مواضع پزشکیان رئیس جمهور ایران و معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهوری در باره «طاغوت افسارگسیخته» و پاپ لئون که از «روابط چندجانبه» دفاع می‌کند، در حقیقت مبارزه با «استثناگراییِ ترامپی» به شمار می روند. 

به عبارت دیگر، خلاف شرایط استثنایی، ایران و واتیکان، هر دو بازگشت به هنجار را مد نظر قرار داده اند. هر دو نماینده‌ی «نظمِ مبتنی بر ارزش و قانون» هستند. آن‌ها می‌گویند هیچ‌کس حتی رئیس‌جمهور قدرتمندترین کشور جهان حق ندارد «وضعیت استثنایی» را به یک «وضعیت دائمی» تبدیل و جهان را به جنگلِ اراده‌های شخصی بدل کند. 

ترامپیسم می‌خواهد جهان را در یک «وضعیت استثناییِ دائمی» نگاه بدارد تا قدرتِ مطلقِ خود را توجیه کند. اما اتحادِ معنویِ ایران و پاپ، تلاشی است برای «مهارِ این طاغوت» از طریق بازگرداندنِ سیاست به بسترهای اخلاقی و الهی؛ جایی که هیچ حاکمی حق ندارد خود را «خدا» یا «فوقِ قانون» بپندارد.

 نکته حائز اهمیت آن که اعلام مواضع صریح پاپ لئون چهاردهم در برابر یک قدرت جهانی یعنی آمریکا، نقطه اتحاد نوینی را در باره نقش مذهب و مداخله اش در حوزه سیاست می گشاید. کلام پاپ مبنی بر اینکه «وظیفه اخلاقی داریم علیه جنگ موضع بگیریم»، دقیقاً همان نقطه‌ای است که ایرانیان، لبنانی ها و فلسطینی ها آن را ایستادگی در برابر ظلم می‌نامند. به عبارت دیگر اکنون ما با «الهیات جهانی صلح» مواجه ایم. ایران و واتیکان هر دو معتقدند که سکوت در برابر تحریف پیام آسمانی پیامبران روا نیست. از این روی است که پاپ لئون چهاردهم اظهار می کند «فکر نمی‌کنم پیام انجیل قرار بوده باشد به شکلی که برخی افراد آن را به کار می‌برند، مورد سوءاستفاده قرار بگیرد.»

هم آوایی و هماهنگی میان ایران و واتیکان در مقابله با وضعیت استثنایی ترامپیسم، مرحله دیگری از نقض نظریه «برخورد تمدن» های هانتینگتون را نمایان می کند. هانتینگتون مدعی بود که مرزهای میان اسلام و غرب خونین است و جهان به سمت برخورد تمدن‌ها (اسلام در برابر غرب) می‌رود. هرچند حاکمیت استثناء گرا ترامپیسم، مقوم چنین نظریه ای بود، اما شکاف میان کلیسای کاتولیک به رهبری لئون چهاردهم، با برداشت های ایدئولوژیک و استثناء گرایانه ترامپ، به آشکارسازی شکاف میان «غربِ مصرف زده سلطه‌جو» (ترامپ) و «غربِ معنویِ صلح‌طلب» (پاپ) مبادرت کرد. در این میان، ایرانِ ضد ظلم با بخشِ اخلاقی و اصیلِ غرب (مسیحیت کاتولیک) به یک هم‌سخنی، هم هدفی و هم راهی رسیده است. این اشتراک فکری و عملی نشان می‌دهد که مرزهای دنیای امروز نه بر اساس جغرافیا، بلکه بر اساس «مرز میان اخلاق و توحش» در حال بازتعریف است.

 نکته آن که اتحاد ایران و واتیکان (پاپ)، یک اتحاد سیاسی برای منافع مشترک نیست؛ بلکه یک «اتحادِ هستی‌شناختی» است. هر دو طرف دریافته‌اند که دشمن مشترک آن‌ها، «نیهیلیسم» (پوچ‌گرایی) و «بی‌اخلاقیِ سیاسی» است که در چهره‌ی ترامپیسم (در راست جهانی) ظهور کرده است. این پیوند نشان‌دهنده بازگشتِ «مرجعیتِ اخلاقی» به عرصه‌ی روابط بین‌الملل در برابر قدرتِ عریانِ نظامی است.

هرچند تا تبدیل همگرایی تمدنی میان ایران و واتیکان، (جمعیت ۱/۸ میلیارد نفری مسلمانان و ۱/۴ میلیارد نفری مسیحیت کاتولیک) به ویژه با تبدیل مواضع مذکور به راهبرد، راه زیادی وجود دارد، ولی همین مقدار جهان را به تامل واداشته است. سخنان پاپ علیه مواضع ترامپ زلزله بزرگی در آمریکا و کاخ سفید ایجاد کرده است. بحران کاخ سفید اما اکنون در دو بخش راهبردی و عقیدتی هویدا شده است: نابودی تمدن ایران، از منظر حقوقی جنایت جنگی محسوب شده، ژنرال ها و دیگر کارگزاران نظامی مخیر به اطاعت از دستورات ترامپ، از یک سو، و البته در آینده محاکمه به اتهام جنایت جنگی در محاکم قضایی هستند. اما شاید نکته مهمتر آن باشد که اکنون مسیحیان جهان و آمریکا با بحران بسیار عظیم تر دیگری مواجه شده اند: سوء استفاده از پیام مسیح (ع) و پشت کردن به پیام های انساندوستانه و صلح آمیز این پیامبر الهی. 

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2205784

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =