مذاكرات اسلام آباد

نظریه‌پردازی از دل «پنجاه‌وسه نفر»

احسان طبری در سال ۱۲۹۵ در ساری، در خانواده‌ای از طبقه متوسط به دنیا آمد. چندی پس از تولد، خانواده او به تهران منتقل شد. این تغییر مکان، از یک‌سو باعث نزدیکی او به مراکز جدید فکری و فرهنگی شد و از سوی دیگر، او را در آستانه تحولات مهم سیاسی ایران به مرکز این جریانات تنش‌بار در تهرانِ دهه‌های ۱۳۱۰ و ۱۳۲۰ کشانید.

امیرمهدی نادری|خبرآنلاین: احسان طبری (۱۲۹۵–۹ اردیبهشت ۱۳۶۸) یکی از چهره‌های پیچیده، برجسته و بحث‌برانگیز تاریخ فکری و سیاسی ایران معاصر است؛ شخصیتی که نامش نه‌تنها به ‌صورت جدا از حزب توده ایران، بلکه در گره‌ای با تاریخ اندیشه چپ در این کشور ثبت شده است. او نه فقط یک سیاست‌مدار یا عضو حزبی بود، بلکه متفکری بود که در می‌کوشید ایدئولوژی مارکسیسم را با تاریخ، جامعه و ساختار قدرت ایران تطبیق دهد و در عین حال، در طول زندگی‌اش خود نیز تحت تأثیر تحولات عظیم سیاسی و فکری قرن بیستم ایران، دگرگونی‌هایی در نگرش و تحلیل‌های خود پیدا کرد.

کودکی و جوانی؛ شکل‌گیری بنیان‌های فکری

احسان طبری در سال ۱۲۹۵ در ساری، در خانواده‌ای از طبقه متوسط به دنیا آمد. چندی پس از تولد، خانواده او به تهران منتقل شد. این تغییر مکان، از یک‌سو باعث نزدیکی او به مراکز جدید فکری و فرهنگی شد و از سوی دیگر، او را در آستانه تحولات مهم سیاسی ایران به مرکز این جریانات تنش‌بار در تهرانِ دهه‌های ۱۳۱۰ و ۱۳۲۰ کشانید؛ دوره‌ای که ایدئولوژی‌های چپ، ناسیونالیسم و روشنفکری جدید، به‌ صورت فزاینده‌ای در ایران جا می‌افتادند.

اولین تأثیرات جدی فکری او در همین سال‌های نوجوانی و جوانی شکل گرفت. سال‌هایی که با اندیشه‌های مارکسیستی و تحلیل‌های اقتصادی و طبقاتی آشنا شد و به‌تدریج در گروه‌هایی که پیرامون اندیشه‌های چپ تشکیل می‌شدند، حضور یافت. در این میان، نام تقی ارانی – یکی از بنیان‌گذاران اندیشه چپ در ایران – نقش مهمی در تشدید این گرایش ایفا کرد. طبری در سال‌های جوانی در حلقه‌های مرتبط با این گرایش‌های فکری و سیاسی رشد کرد و به‌زودی خودش نیز به یکی از نام‌های ثابت‌شده در این محافل و از اعضای اصلی آن تبدیل شد.

گروه پنجاه‌وسه نفر و زندان؛ اولین نقطه عطف

سال ۱۳۱۶ نقطه عطف بزرگی در زندگی احسان طبری بود. او به ‌عنوان یکی از اعضای گروه «پنجاه‌وسه نفر» شناخته شد؛ گروهی از نویسندگان، متفکران و فعالان سیاسی که به اتهام پیروی از مرام اشتراکی در دوران رضاشاه بازداشت شدند. بازداشت گسترده این افراد، نه‌تنها یک اتفاق سیاسی، بلکه یک تجربه تراژیک فردی و فکری بود که بر مناقشات اندیشه‌ای ایران تأثیر عمیقی گذاشت و درگیری فکری چپ‌ها با سایر جریانات سیاسی، فکری و حکومتی را به سطحی دیگر از برخورد و رویارویی کشاند.

تجربه زندان و گروه «پنجاه‌وسه نفر» تأثیر عمیقی بر روی طبری گذاشت؛ اما از سوی دیگر، در همین زمان در تماس مستقیم با نوشته‌های مارکسیستی و فلسفی بیشتری قرار گرفت و در نتیجه، نگاه نظری‌تر و ساختاری‌تری به جامعه و تاریخ پیدا کرد. این تجربه، زمینه را برای تبدیل او به یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان حزب توده در سال‌های بعد فراهم کرد.

حضور در حزب توده و نقش نظری

پس از تأسیس حزب توده ایران در مهرماه ۱۳۲۰، احسان طبری به‌تدریج به یکی از چهره‌های اصلی نظری و فکری این حزب تبدیل شد. او در سال‌ها و دهه‌های بعدی، در ساختار حزب نه‌تنها به ‌عنوان یک فعال سیاسی، بلکه به‌ عنوان یکی از اندیشه‌پردازان اصلی اندیشه‌های مارکسیستی در ایران مطرح شد. منابع مختلف مانند موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، او را بانفوذترین و شناخته‌شده‌ترین چهره نظری حزب توده در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ معرفی می‌کنند.

در این دوره، طبری در تدوین مبانی نظری حزب، نوشته‌های تحلیلی، مقالات مطبوعاتی و تحلیل‌های اقتصادی و اجتماعی سهم چشمگیری داشت. او در تلاش بود تا تاریخ طولانی ایران را با ابزار تحلیل مارکسیستی بررسی کند؛ و در حالی که به شیوه تاریخ‌نگاری او انتقادات بسیاری وارد است، او را می‌توان از طلایه‌داران تاریخ‌نگاری علمی در ایران به شمار آورد. تاریخی که در آن، نقش طبقات، اقتصاد، قدرت سیاسی و نیز ساختارهای فکری و دینی مورد توجه قرار می‌گرفت. از این ‌رو، نوشته‌های او، ترکیبی از اندیشه سیاسی، تاریخ‌نگاری و فلسفه بود که برای نسل‌های مختلف از فعالان سیاسی و روشنفکران، الهام‌بخش شد.

مهاجرت به خارج و تأثیرات شوروی

در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، با شدت‌ گرفتن فشارهای سیاسی و امنیتی بر حزب توده در پی سوءقصد به جان شاه در بهمن ۲۷، احسان طبری برای مدتی از ایران خارج شد و در شوروی، قلب اندیشه‌های مارکسیستی، ساکن شد. در محیط‌های دانشگاهی و فکری مرتبط با شوروی، با تحلیل‌ها و تفسیرهای جدیدتر از مارکسیسم - لینینیسم و فلسفه گذارهای اجتماعی‌ آشنا شد. این تماس با فضای نظری شرق اروپا و شوروی، تأثیر مستقیمی بر شیوه تحلیل و نگارش او داشت و نگاه او به تاریخ، دولت، تحول اجتماعی و ساختارهای قدرت را بازتعریف کرد.

این دوره همچنین باعث شد او در نوشته‌هایش، ترکیبی از تجربه داخلی ایران را با تحلیل‌های شرق اروپایی و شوروی‌ای میان ترکیب کند. از این‌رو، آثار او نه فقط یادداشت‌های سیاسی محلی، بلکه سندی از گفت‌وگوی میان فکر ایرانی و تفکر مارکسیستی شرق اروپایی تلقی می‌شد.

دادگاه‌های نظامی و دو حکم اعدام غیابی

در سال ۱۳۴۴، در دوران حکومت محمدرضا شاه، گروهی از رهبران حزب توده، ازجمله احسان طبری، در دادگاه عادی ‌نظامی شماره ۲ ارتش محاکمه شدند. این دادگاه، یک دادگاه ارتشی سیاسی بود که برای رسیدگی به فعالیت‌های حزب توده و دیگر گروه‌های چپ تنظیم شده بود و اتهاماتی مانند «تشکیل و مدیریت سازمان مارکسیستی» و «تهدید امنیت و سلطنت» را به این افراد وارد کرد.

احسان طبری در این دادگاه به ‌صورت غیابی محاکمه و محکوم شد و برای او دو حکم اعدام صادر گردید. این دو حکم، ازجمله مهم‌ترین اقدامات سیاسی و قضایی حکومت پهلوی علیه یکی از برجسته‌ترین اندیشه‌پردازان چپ ایران بود و نشان‌دهنده ترس حکومت از تأثیر گسترده او در فضای فکری و سیاسی بود.

اما طبری از این دو حکم اعدام از این جهت که  در خارج از ایران به سر می‌برد نجات یافت.

انقلاب ۱۳۵۷؛ بازگشت به صحنه

پس از ظهور موج جدید اعتراضات سیاسی در دهه ۱۳۵۰ و در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، احسان طبری به‌تدریج مجدداً در صحنه سیاسی ایران حضور پیدا کرد و همراه با دیگر رهبران و نظریه‌پردازان حزب توده، در تحلیل تحولات روز و تدوین مواضع حزبی نقش داشت. این دوره، یکی از دوره‌های پرتنش و تأمل‌برانگیز تاریخ حزب توده بود؛ زمانی که حزب می‌کوشید با موج عمیق اعتراضات مردمی و حضور جریان‌های مختلف اسلامی، ملی‌گرا و چپ هماهنگ شود. با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، حزب توده مجدداً فعالیت خود را آغاز کرد و احسان طبری در این دوره به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین چهره‌های نظری و فکری حزب، در تدوین خط‌مشی و تحلیل تاریخی و سیاسی حوادث نقش داشت. اما این دوره، بیش از یک زمانه طلایی، دوره امتحان و بحران بود؛ زمانی که حزب توده هم با فشارهای سیاسی، هم با محدودیت‌های فکری و ساختاری مواجه شد.

بازداشت، اعترافات و دگرگونی فکری

در سال ۱۳۶۲، در پی سرکوب گسترده حزب توده، احسان طبری بازداشت شد. این رخداد، نقطه افولی اساسی در زندگی‌اش بود. در دوران بازداشت، از او اعترافات و نوشته‌هایی منتشر شد که برخی از آن‌ها را به‌ عنوان دگرگونی فکری طبری می‌خوانند. اعترافات و نوشته‌هایی که یک سال پس از دستگیری و بریدن او از مارکسیسم، همیشه موضوعی مناقشه‌برانگیز بوده است. گروهی دیگر این نوشته‌ها را حاصل فشارهای زندان می‌دانند، اما رسول جعفریان در مقدمه مقاله «احسان طبری از مهم‌ترین طلایه‌داران تاریخ‌نگاری چپ در ایران است» این‌گونه می‌نویسد:

«احسان طبری که بعد از تقی ارانی، مهم‌ترین تئوریسین مارکسیسم، به‌ویژه حزب توده در ایران بود، پس از دستگیری جمعی توده‌ای‌ها در سال ۱۳۶۲ در زندان اظهار توبه کرده و آثاری در نقد رفتار حزب توده و اندیشه‌های مارکسیستی نوشته است. کتاب کژراهه مهم‌ترین اثر او در این دوره است. وی علی‌القاعده آثار دیگری نیز نوشته است که هرجا نگه‌داری می‌شود الزاماً باید حفظ و نشر شود. این در شرایطی بود که کیانوری در زندان جمهوری اسلامی هیچ‌گاه مسلمان نشده و تا آخر بر دیدگاه‌های مارکسیستی خود باقی ماند… طبری که در زندان فرصت مطالعه آثار اسلامی را به دست آورد، براساس آن‌چه در کژراهه نوشته و نیز آن‌چه در این نوشته‌ها آمده است، تلاش کرد تا خود را از حصار اندیشه‌های دگم ‌مارکسیستی درآورد و تحلیل‌های منطقی‌تری نسبت به تاریخ ایران داشته باشد

ممکن است اظهار شود که این نوشته‌ها، به دلیل آن‌که در زندان نوشته شده‌اند، اعتبار چندانی ندارند. در این باره باید گفت، نقد حاضر، یک نقد سیاسی نیست که چنین تردیدهایی در باره‌اش روا باشد، بلکه یک نقد فکری است. بدین معنا که او در نقد نوشته‌های ایوانف، به ارائه استدلال و تحلیل پرداخته و تلاش می‌کند تا در یک بستر فکری، پرده از کج‌فهمی‌ها و تحلیل‌های یک‌سویه مارکسیستی ایوانف بردارد. ما آزاد هستیم استدلال‌های او را بشنویم و با معیارهای علمی و منطقی سنجیده، آن‌چه را مقبول است پذیرفته و آن‌چه را نامقبول است به دور بریزیم.

اهمیت این نوشته‌ها در نقد تفکرات تاریخی روس‌های ایران‌شناس، از آن روست که به قلم یکی از قهارترین نویسندگان مارکسیست در ایران نوشته می‌شود. احسان طبری، فردی پرمطالعه و آشنا با تاریخ و فرهنگ ایران بود و از لحاظ نگارشی نیز مردی توانا به ‌شمار می‌آمد. داده‌های تاریخی او در این‌جا، مثل هر نوشته‌ دیگری، می‌تواند مورد نقد و تأمل قرار گیرد. این محتمل است که در سال ۱۳۶۶ که این نقدها را نوشته، نمی‌توانسته ‌است منابع و مصادر کافی در اختیار داشته باشد. لذا در یادآوری برخی از اسامی به خطا رفته و این امر طبیعی است. وی در یک جا به‌صراحت می‌نویسد: متأسفانه در این لحظه اینجانب به مدارک مختلف دینی و تاریخی دسترسی ندارم و مجبورم به اجمال و احتمال بپردازم. در کنار این کتاب، نوشته‌های دیگری نیز در این دوره از او منتشر شد که تنش میان حفظ هویت فکری و فشارهای سیاسی را به‌وضوح نشان می‌داد.»

«کژراهه»؛ آخرین گام تحلیلی و فکری

کتاب «کژراهه» یکی از مهم‌ترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین آثار احسان طبری است. این اثر در سال‌های پایانی زندگی‌اش، در شرایطی منتشر شد که او در دامن بحران سیاسی و امنیتی بزرگی قرار داشت و در سایه بازداشت، کنار ‌گذاشتن مواضع پیشین و تجدید نظر در تحلیل‌هایش، قرار گرفته بود. در «کژراهه»، طبری به سوی تحلیلی انتقادی از تاریخ و خط‌مشی حزب توده حرکت می‌کند.

در این کتاب، او به ‌طور مفصل به نقاط ضعف، اشتباهات و انحرافات تاریخی حزب توده می‌پردازد، از اشتباهات راهبردی گرفته تا فاصله ‌گرفتن از واقعیت‌های محلی و انتزاعی‌انگاری از تحلیل‌ها. این نقد، اگرچه در سایه فضای سیاسی و فشارها انجام شد، اما از منظر تاریخ‌نگاری و فکری، به‌ عنوان سندی از داخلی‌ترین بحران‌های فکری یک نظریه‌پرداز چپ معاصر مورد توجه است. بسیاری از پژوهشگران تاریخ اندیشه، «کژراهه» را هم‌زمان یک توبه سیاسی دانسته‌اند؛ سندی که نه فقط درباره توده، بلکه درباره تمامی جریان‌های چپ، رویارویی با قدرت و محدودیت‌های تفکر مارکسیستی در ایران سخن می‌گوید.

آثار اصلی و میراث فکری

در کنار این آثار نظری، طبری در حوزه ادبیات و فلسفه نیز حضوری پررنگ داشت. او نوشته‌های ادبی، ترجمه‌ها و نقدهای فلسفی و تاریخی از خود به‌ جا گذاشت که نشان می‌دهند او می‌کوشید بین فلسفه، ادبیات و تاریخ، گفت‌وگویی پیوسته برقرار کند. این تنوع، او را از یک نظریه‌پرداز خشک و محض سیاسی بیرون می‌کشد و به‌ عنوان یک روشنفکر چندوجهی در تاریخ اندیشه ایران ثبت می‌کند.

از سایر آثار مهم طبری می‌توان به «یادداشت‌ها و نوشته‌های فلسفی و اجتماعی» اشاره کرد که حاوی تحلیل‌های فلسفی درباره انسان، تاریخ، قدرت و مدرنیته است. در این آثار، طبری سعی می‌کند تفکر مارکسیستی را نه صرفاً به ‌عنوان یک نظریه سیاسی، بلکه به ‌عنوان چارچوبی فلسفی برای درک جهان و وجود انسان ارائه دهد. او در این متن‌ها به مفاهیمی چون مادی‌گرایی، تکامل تاریخی، نقش آگاهی طبقاتی و تعارض بین ساختار و سوژه می‌پردازد و در تلاش است تا برای خواننده ایرانی، مفاهیمی که در متن اصلی مارکس و انگلس پیچیده و دور از تجربه‌های محلی بودند، ترجمه و تبیین کند.

میراث فکری احسان طبری را می‌توان از چند زاویه نگریست. از یک‌سو، او به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان حزب توده، در ساختار و تقنین اندیشه‌های آن حزب نقش اساسی داشت. از سوی دیگر، آثار نظری و تاریخی او، به ‌عنوان منابع اصلی برای نسل‌های بعدی از پژوهشگران تاریخ، علوم اجتماعی، فلسفه و ادبیات ایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. این منابع، هم در محیط دانشگاهی و هم در فضای فکری و چپ ایران، هم‌چون مرجعی برای تحلیل تاریخ طبقاتی، اقتصادی و سیاسی ایران عمل می کنند.

پایان راه یک تئوری‌پرداز: مرگ و میراث احسان طبری

احسان طبری، با تمام پیچیدگی‌های فکری و سیاسی زندگی‌اش، عنوان یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین چهره‌های تاریخ اندیشه و سیاست معاصر ایران را به ‌خود اختصاص داد. از جوانی و در حلقه‌های «پنجاه و سه نفر» و زندان قصر، تا نقش کلیدی‌اش در شکل‌گیری و تدوین خط‌مشی نظری حزب توده، از مهاجرت و زندگی در محیط‌های فکری شوروی تا بازگشت پس از انقلاب و سرانجام بازداشت و تحول فکری او در دهه‌های پایانی، طبری نمادی از فراز و فرود جریان چپ در ایران شد و در عین حال، خودش نیز در مسیر تاریخ، از یکی از اصلی‌ترین تئوری‌پردازان مارکسیسم به شخصیتی تبدیل شد که از آن اندیشه ایدئولوژیک فاصله گرفت و در نوشته‌هایی مانند «کژراهه»، هم با تاریخ حزب توده و هم با خودش به ‌صورت انتقادی تصفیه حساب کرد.

او سرانجام در ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در تهران درگذشت. مرگ او، پایان یک فصل از تاریخ اندیشه چپ ایران را رقم زد؛ فصلی که طبری در آن هم‌زمان هسته‌ای از نظریه‌پردازی مارکسیستی و هم‌زمان یکی از مهم‌ترین منتقدان چالش‌های این اندیشه بود.

منابع:

مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، «سایه‌ روشن زندگی احسان طبری»، مقاله‌ای تحلیلی درباره اندیشه و نقش او در ساختار نظری حزب توده

ایبنا

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، «نگاهی به تاریخچه و عملکرد حزب توده»، نگاهی کوتاه به حضور احسان طبری در رهبری نظری این حزب

۲۵۹

کد مطلب 2212070

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین