به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
ایمان نیاوردن یهودیان به پیامبر چه بود؟
پاسخ:
یهودیان با اینکه به سبب بشارتهای کتاب مقدس، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله را بهخوبی میشناختند، اما به ایشان ایمان نیاوردند. در این نوشته به دنبال چرایی ایمان نیاوردن آنان به پیامبر هستیم.
ریشهکاوی ایمان نیاوردن یهودیان به پیامبر
با بررسی آیات قرآن مشخص میشود که یهودیان به دو دلیل به پیامبر ایمان نیاوردند:
1. حسادت ناشی از خودبرتربینی
مطابق قرآن و احادیث، یهودیان مدینه مطابق پیشگوییهای پیامبرانشان و بشارتهای کتاب مقدس، نهتنها پیامبر را میشناختند، (1) حتی از محل زندگی ایشان نیز خبر داشتند؛ بههمیندلیل، به مدینه مهاجرت کردند و منتظر ظهور پیامبر بودند. (2) هرگاه مشرکان اوس و خزرج مُتَعرّض اموال آنان میشدند، یهودیان به آنان میگفتند: هرگاه پیامبر ما که تورات به آن مژده داده، ظهور کند ما بر شما پیروز میشویم. او انتقام ما را از شما میگیرد و ما را از شرّ شما نجات خواهد داد. آنان همیشه دست به دعا بودند و از خدا بعثت او را میخواستند تا با ظهورش کفار را نابود کند. (3)
اما پس از حضور پیامبر در مدینه، اوس و خزرجی مشرک و بتپرستی که منتظر پیامبر نبودند، به حضرت ایمان آوردند، اما یهودیان دعاگوی ظهور ایشان که به تعبیر قرآن، دائماً مشرکان را با ظهور ایشان تهدید میکردند، ایمان نیاوردند:
«وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی اَلَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَهُ اَللّٰهِ عَلَی اَلْکٰافِرِینَ؛ (4)
و هنگامیکه برای آنان از سوی خدا کتابی [قرآن] آمد که تصدیقکننده توراتی است که با آنان است و همواره پیشازاین مژده پیروزی بر کافران را به خودشان میدادند، اما وقتی آنچه میشناختند نزد آنان آمد، به آن کافر شدند؛ پس لعنت خدا بر کافران باد.»
مشرکان مدینه وقتی دیدند آنان که منتظر آمدن پیامبر نبودند و همیشه با آمدن او تهدید میشدند، مسلمان شدهاند، اما یهودیان که دائماً مژده آمدن او را میدادند و منتظر آمدنش بودند تا انتقام آنان را از مشرکان بگیرد، مسلمان نشدهاند، تعجب کرده و خطاب به یهودیان میگفتند: مگر این شما نبودید که صفات محمد را به ما میگفتید و به ما مژده میدادید که بهزودی مبعوث خواهد شد و انتقام شمارا از ما خواهد گرفت؟ پس چرا حالا که مبعوث شده، ایمان نمیآورید؟ از خدا بترسید و ایمان بیاورید. (5)
خداوند در ادامه آیه قبلی به چرایی ایمان نیاوردن یهودیان اشاره کرده و گفته است:
«بِئْسَمَا اِشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ؛ (6)
بد چیزی است آنچه خود را به آن فروختند که کفر ورزیدن از روی حسادت به کتابی است که خدا نازل کرده [معترضانه میگویند:] چرا خدا از فضل و احسانش به هر که از بندگانش بخواهد [کتاب آسمانی] نازل میکند، پس آنان به خشمی بر روی خشمی سزاوار شدند؛ و برای کافران عذابی خوارکننده است.»
مطابق قرآن، علت ایمان نیاوردن یهودیان به پیامبری که منتظر ظهورش بودند، «حسادت» بود. (7) منظور از حسد، حسادت تاریخی بنیاسرائیل به بنی اسماعیل و اعراب است. آنان بنیاسرائیل را قوم برتر میدانستند؛ (8) بههمیندلیل، میخواستند پیامبر آخرالزمان نیز از بنیاسرائیل باشد؛ (9) اما اراده الهی به این تعلق گرفته بود که آخرین پیامبر از بنی اسماعیل باشد: (10)
«أَمْ یَحْسُدُونَ اَلنّٰاسَ عَلیٰ مٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنٰا آلَ إِبْرٰاهِیمَ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحِکْمَهَ وَ آتَیْنٰاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً؛ (11)
بلکه آنان به مردم [پیامبر و مؤمنان] به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنان عطا کرده، حسد میورزند. تحقیقاً ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان فرمانروایی بزرگی بخشیدیم.»
یهودیان از سر حسادت، نه خودشان ایمان آوردند و نه چشم دیدن ایمان آوردن دیگران را داشتند. (12) این حسادت تا جایی پیش رفت که حتی حاضر شدند مشرکان را بر پیامبری که منتظر آمدنش بودند و به نبوت او یقین داشتند، ترجیح بدهند (13) و بگویند: بتپرستی از اسلام هدایتشدهتر است. (14)
آنان از اینکه قرآن بر یک غیریهودی نازل شده بود، بهاندازهای خشمناک بودند (15) که حتی بر جبرئیل نیز غضب کرده و دشمن او شده بودند (16) که چرا وحی را بهجای بنیاسرائیل برای بنیاسماعیل برده است! (17)
2. ریاستطلبی و زراندوزی
علمای یهود بر یهودیان ریاست داشتند و از طریق واجبات مالی یهودیان، همچون «عُشریه»، ارتزاق میکردند. آنان پیش خود فکر میکردند که اگر مردم متوجه حقانیت حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله بشوند و بفهمند ایشان همان پیامبر موعود در تورات است، همگی به سراغ او خواهند رفت و دیگر نه ریاستی برای آنان باقی میماند و نه کسی به آنان پولی میدهد؛ بههمیندلیل، حقیقت را از مردم پنهان کردند و گفتند: او نبی موعود تورات نیست. (18) در آیات متعددی از قرآن به این دلیل اشاره شده است:
«وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ؛ (19)
وبه آنچه [بر پیامبر اسلام] نازل کردهام که تصدیقکننده [تورات و انجیلی] است که با شماست، ایمان آورید و نخستین کافر به آن نباشید [که نسل به نسل پس از شما به پیروی از شما به آن کافر شوند] و آیاتم را [در تورات که اوصاف محمّد در آن است] به بهایی ناچیز نفروشید و فقط از من پروا کنید.»
در آیه دیگر، علمای یهود و مسیحی را مورد مذمت قرار داده که اموال مردم را میخورند تا آنان را هدایت کنند، اما در عوض آنان را از راه خدا که دین اسلام باشد، بازمیدارند:
«یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ اَلْأَحْبٰارِ وَ اَلرُّهْبٰانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوٰالَ اَلنّٰاسِ بِالْبٰاطِلِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ ...؛ (20)
ای اهل ایمان! یقیناً بسیاری از عالمان یهود و راهبان، اموال مردم را به باطل [و به صورتی نامشروع] میخورند و همواره [مردم را] از راه خدا بازمیدارند....»
نتیجه:
مطابق قرآن و احادیث، یهودیان بهواسطه بشارتهای پیامبرانشان، از محل ظهور پیامبر آخرالزمان اطلاع داشتند و برای همین به مدینه آمده بودند. آنان همیشه منتظر ظهور پیامبر بودند و هرگاه از سوی مشرکان مدینه مورد ظلم و ستم قرار میگرفتند، به آنان میگفتند: هرگاه پیامبر موعودِ تورات بیاید، انتقام ما را از شما خواهد گرفت؛ اما وقتی پیامبر خدا مبعوث شد و به مدینه مهاجرت کرد، مشرکان مدینه به ایشان ایمان آوردند، اما یهودیان ایمان نیاوردند. ریشهکاوی ایمان نیاوردن آنان نشان میدهد که حسادت ناشی از نژادپرستی یهودیان و حبّ ریاست و ارتزاق از راه دین علمای یهودی باعث انکار حقانیت پیامبر خدا شد. یهودیان خود را نژاد برتر میدانستند و به همین دلیل، حاضر نشدند به پیامبری که از نژاد یهود نیست، ایمان بیاورند؛ چنانکه علمای یهود فکر میکردند اگر به مردم بگویند حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله همان نبی موعود تورات است، مردم آنان را رها کنند و به سراغ پیامبر بروند؛ درنتیجه، نه ریاستی برای آنان باقی بماند و نه دیگر کسی واجبات مالی خود را به آنان بدهد.
برای مطالعه بیشتر:
ایروانی، شهین، «ریشههای تاریخی و آثار تربیتی اعتماد به برگزیدگی در آیین یهود»، روانشناسی و علوم تربیتی، بهار و تابستان 1383 ش، ش 68، صص 177-200.
پینوشتها:
1. سوره انعام، آیه 20: «اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ اَلْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ؛ کسانیکه به آنان کتاب آسمانی دادیم، پیامبر را میشناسند، همانگونهکه پسرانشان را میشناسند؛ فقط کسانیکه سرمایه وجودشان را تباه کردند، ایمان نمیآورند.»
2. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، چاپ اول، 1380 ق، ج1، ص 49.
3. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 122؛ ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، تفسیر غریب القرآن، بیروت، دار و مکتبه الهلال، چاپ اول، 1411 ق، ص 56.
4. سوره بقره، آیه 89.
5. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر الطبری)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج1، ص 325 و 326.
6. سوره بقره، آیه 90.
7. سوره آل عمران، آیه 19: «إِنَّ اَلدِّینَ عِنْدَ اَللّٰهِ اَلْإِسْلاٰمُ وَ مَا اِخْتَلَفَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ اَلْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیٰاتِ اَللّٰهِ فَإِنَّ اَللّٰهَ سَرِیعُ اَلْحِسٰابِ؛ مسلماً دینِ [واقعی که همه پیامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا، اسلام است و اهل کتاب [درباره آن] اختلاف نکردند مگر پسازآنکه آنان را [نسبت به حقّانیّت آن] آگاهی و دانش آمد، این اختلاف به خاطر حسد و تجاوز میان خودشان بود؛ و هر که به آیات خدا کافر شود [بداند که] خدا حسابرسی، سریع است.»
8. ر.ک: حیدری، اکرم و...، «نژادپرستی یهودیان از دیدگاه قرآن»، مطالعات قرآنی، زمستان 1391 ش، ش 12، صص 99-121.
9. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 122؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص 325 و 329.
10. ماتریدی، محمد، تأویلات أهل السنه، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، 1426 ق، ج1، ص 509؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج1، ص 313.
11. سوره نساء، آیه 54.
12. سوره بقره، آیه 109: «وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِکُمْ کُفّٰاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَیَّنَ لَهُمُ اَلْحَقُّ ...؛ بسیاری از اهل کتاب پسازآنکه حق برای آنان روشن شد، به سبب حسدی که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شمارا پسازایمانتان به کفر بازگردانند ... .»
13. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 379؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق: طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1363 ق، ج1، ص 140.
14. سوره نساء، آیه 51: «أَ لَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ اَلْکِتٰابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ اَلطّٰاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هٰؤُلاٰءِ أَهْدیٰ مِنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلاً؛ آیا به کسانی که بهرهای اندک از کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده، ننگریستی که به هر معبودی غیر خدا و هر طغیانگری ایمان میآورند؟! و درباره کسانی که کافر شدهاند، میگویند: آنان از کسانی که ایمان [به قرآن و پیامبر] آوردهاند، راهیافتهترند.»
15. هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1386 ش، ج1، ص 232.
16. سوره بقره، آیه 97: «قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اَللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ؛ بگو: هرکه دشمن جبرئیل است، [دشمن خداست]؛ زیرا او قرآن را بهفرمان خدا بر قلب تو نازل کرده است، درحالیکه تصدیقکننده کتابهای پیش از خود و هدایت و بشارت برای مؤمنان است.»
17. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج1، ص 125: «فقالت الیهود: إن جبرئیل لنا عدو أمر أن یجعل النبوه فینا فجعلها فی غیرنا من عداوته إیانا.»
18. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 101؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص 200؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج1، ص 210؛ فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج3، ص 484.
19. سوره بقره، آیه 41.
20. سوره توبه، آیه 34.




نظر شما