حسین علایی می گوید: طرح آقای هاشمی رفسنجانی برای پایان دادن به جنگ انجام یک عملیات موفق در خاک عراق بود تا بر اثر این فشار نظامی بتوان با مذاکره شرایط ایران را برای خاتمه دادن به جنگ محقق کرد و صدام را وادار به تسلیم در برابر شرایط ایران کرد.

شرق: 1- جنگ با پاره‌کردن قرارداد الجزایر و حمله به مرزهای ایران از سوی بغداد به تهران تحمیل شد، دیپلماسی جنگ از چه زمانی آغاز به کار کرد؟
 در روز 31 شهریور سال 1359 که صدام حسین جنگ با ایران را آغاز کرد، رژیم بعثی عراق از نظر دیپلماسی و روابط خارجی در وضعیت بهتری نسبت به ایران قرار داشت. در آن ایام، جمهوری اسلامی ایران در حال تشکیل اولین دولت پس از برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری بود و به دلیل اختلاف نظر رئیس جمهور با نخست وزیر ،روزی که جنگ آغاز شد هنوز چند روزی از شروع به کار دولت شهید رجایی نگذشته بود و ایران وزیر خارجه نداشت. بنابراین وزارت خارجه ایران نسبت به اتخاذ یک دیپلماسی جنگی مناسب نسبتا منفعل بود. با تحمیل جنگ به ایران، دیدگاه امام خمینی این بود که تا یک نظامی متجاوز در خاک ایران وجود دارد ، دولت جمهوری اسلامی نمی تواند هیچگونه آتش بسی را بپذیرد زیرا قبول آتش بس به مفهوم مشروعیت بخشیدن و رسمیت دادن به تجاوز دشمن است. اما در آن هنگام، وزارت خارجه ایران در وضعیتی نبود که این دکترین را تبدیل به یک راهبرد عملیاتی در دیپلماسی جنگی خود بکند.
2- به اعتقاد شما نسبت بین دیپلماسی و استراتژی نظامی یا نسبت بین سیاستمداران و نظامیان و میزان تأثیرگذاری هر کدام از آنها در تصمیمات مربوط به جنگ تحمیلی چگونه بود؟
معمولا هر جنگی که رخ می دهد واحدهای نظامی در عرصه جغرافیا و در جبهه ها می جنگند ولی سیاستمداران با توجه به اوضاع جبهه ها و میزان پیشرفت های نظامی از حربه دیپلماسی برای مقابله با حریف سود می جویند. بنابراین راهبردهای نظامی در جهت اهداف سیاسی تنظیم می شوند و اهداف سیاسی است که راهبرد جنگی را تعیین می کند. راهبرد نظامی ایران،جلوگیری از پیشروی قوای دشمن در خاک ایران و سپس طرح ریزی عملیات هایی برای بیرون راندن قوای متجاوز از سرزمین های اشغالی بود. طبیعی است که دیپلماسی جنگی همین راهبرد را در حوزه سیاست خارجی دنبال می کند. همیشه عملیات های نظامی پشیبانی کننده دیپلماسی جنگی هستند و دستگاه سیاست خارجی است که باید پیروزی های نظامی را تبدیل به دستاوردها و موفقیت های سیاسی کند.

3- طبق منشور سازمان ملل متحد هرکشوری که مورد تجاوز واقع شود بلافاصله باید شورای امنیت سازمان ملل متحد را در جریان امر قرار دهد و از این شورا درخواست برگزاری جلسه فوری کند، اطلاعات منتشر شده نشان می‌دهد که کورت والدهایم، دبیر کل وقت سازمان ملل دوبار با ایران برای برگزاری این جلسه فوری تماس گرفت، اما پاسخ ایران منفی بود. ممکن است توضیح دهید که علتش چه بود؟
در روز آغاز جنگ،وزارت خارجه یکی از دستگاه های حاکمیتی بدون وزیر بود. بنابراین دارای انسجام لازم برای هوشمندی در باره حادثه بزرگی مثل جنگ نبود. عده ای از مسئولین کشور هم سازمان ملل را حامی عراق در جنگ تلقی می کردند و معتقد به بی طرفی این سازمان نبودند. بسیاری از مقامات کشور هم تجربه فعالیت سیاسی بین المللی نداشتند و شناخت درستی از ساختارها و کارکردهای نظام بین المللی و سازمان های جهانی و منطقه ای از جمله شورای امنیت سازمان ملل نداشتند و این شورا را ملعبه دست قدرت های بزرگ می دانستند. گرچه شورای امنیت در تصمیمات خود طبق نظر اعضای دائمی آن که قدرت های بزرگ هستند اقدام می کند اما هیچ کشوری نمی تواند در مورد موثر بودن اقدامات آن تردید کند. طبیعی است که بهتر بود که ایران با تعامل خود با این شورا تا جایی که می شد از تصمیمات یک طرفه آن به نفع کشور متجاوز جلوگیری می کرد.
4- شورای امنیت به ابتکار دبیرکل سازمان ملل در دومین روز جنگ تحمیلی تشکیل جلسه داد، چرا وزارت خارجه در آن زمان نتوانست شورای انقلاب را متقاعد کند که نماینده ایران در آن جلسه حضور داشته باشند؟

بعضی از مسئولین کشور ، جنگ صدام با ایران را ناشی از خواست و اراده قدرت های بزرگی می دانستند که در شورای امنیت دارای حق وتو بودند. بنابراین شاید حضور در این جلسه را بی فایده تلقی و ارزیابی می کردند. البته ایران خیلی زود به اهمیت شورای امنیت پی برد و حدود سه هفته پس از آغاز جنگ، نخست وزیر وقت در جلسه شورای امنیت سازمان ملل شرکت نمود و طرحی را برای خاتمه دادن به جنگ ارائه نمود که مهم ترین بند آن خروج بی قید و شرط ارتش متجاوز عراق از خاک ایران و اعلام ایستادگی ایران در برابر تجاوز دشمن بود.

5- با احتساب قطعنامه 598، در مجموع 17 سند در ارتباط با جنگ تحمیلی توسط شورای امنیت صادر شد، شما این‌را به حساب تلاش‌های دستگاه دیپلماسی ایران می‌گذارید؟
 تلاش های دستگاه سیاست خارجی ایران در دوره های مختلف جنگ متفاوت بوده است. طبیعی است که در هر فرآیند و تصمیم گیری بین المللی نتیجه کار برآیند اقدامات و فعالیت های طرف های متعدد است. به همین دلیل حضور بیشتر در نهادهای بین المللی، امتیازهای قابل توجهی برای هر کشور فراهم می آورد. در ابتدای جنگ دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران تا حدودی بهت زده و منفعل بود. اما ایران به تدریج دریافت که باید پابه پای فداکاری های رزمندگان از منافع ملی کشور دفاع کند و به یکی از مولفه های تأثیر گذار جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی تبدیل شود. به میزان فعال شدن دستگاه سیاست خارجی ایران در دیپلماسی جنگی، به تدریج از میزان تسلط و تأثیرگذاری عراق در مجامع بین المللی کاسته شد و در مجامعی مانند جنبش غیرمتعهدها و سازمان کنفرانس اسلامی، ایران توانست با دیپلماسی فعال از ترکتازی عراقی ها جلوگیری نماید. پس از ایجاد بن بست در جنگ، ایران به طرف دبیرخانه ملل متحد و دبیرکل سازمان ملل رفت. البته در یک دوره سفیر ایران در سازمان ملل اعتقاد داشت که اصلا این سازمان یک نهاد استکباری است و قدرت های سلطه گر به ایران اجازه فعالیت موثر نمی دهند. اما با تغییر سفیر و توجه بیشتر وزارت امور خارجه به لزوم فعال بودن در مجامع بین المللی به تدریج با تصمیم گیران داخل ملل متحد رابطه نزدیک تری برقرار شد. در سال های آخر جنگ با شخص دبیرکل سازمان ملل آقای خاویر پرز دوکوئیار و دستیاران او مانند جیمیانو دو پیکو و یان الیاسون و فردریک سوان روابط بهتری برقرار شد. پس از فتح خرمشهر و به ویژه از اواخر سال 1362 که ارتش عراق به صورت گسترده ای از سلاح های شیمیایی در جبهه ها استفاده کرد، ایران در جریان تصویب قطعنامه ها با مقامات ملل متحد و شورای امنیت مذاکره می کرد اما در جریان مذاکرات مربوط به قطعنامه 598 در سال 1366 مذاکرات ایران و دستیاران دبیرکل بیشتر شد. همین امر تا حدی موجب شد که این قطعنامه حداقل های خواسته های ایران مانند بازگشت نیروهای عراقی به مرزهای دو کشور و تشکیل کمیته ای برای تعیین متجاوز را داشته باشد.

6- شورای امنیت دو قطعنامه درباره به‌کارگیری سلاح های شیمیایی توسط عراق، به تصویب رساند بدون اینکه اسمی از این کشور آورده شود، چرا؟
 اصولا تمام قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد به نفع عراق تنظیم و صادر شده است. حتی قطنامه 598 در زمان تصویب را بایستی به نفع عراق قلمداد کرد گرچه در زمان پذیرش آن تا حدود زیادی به نفع ایران تمام شد. سیاست قدرت های بزرگ در دوران جنگ تحمیلی عدم محکوم کردن عراق به خاطر شروع جنگ با ایران بود. این کشورها که خود از تأمین کنندگان سلاح های شیمیایی برای عراق بودند سعی می کرند از تصویب هرگونه قطعنامه ای که به ضرر عراق تمام شود خودداری کنند و از طرف دیگر نمی توانستند نسبت به فاجعه بکارگیری سلاح های شیمیایی به ویژه علیه غیر نظامیان بی تفاوت باشند بنابراین به صورتی اقدام کردند تا عراق دچار مشکل سیاسی نشود.

7- به نظر شما اگر جمهوری اسلامی ایران در سال‌های جنگ تعامل مناسبی با مجامع بین المللی انجام می‌داد، کشورهای دیگر رفتار بهتری در مقابل ایران در پیش می‌گرفتند؟
ایران در روزهای اول جنگ تعامل خوبی با سازمان کنفرانس اسلامی انجام داد و حتی دبیرکل این سازمان آقای حبیب شطی به حضور امام خمینی رسید ولی عملا این سازمان نتوانست کاری از پیش ببرد. از سوی سازمان ملل متحد، «اولاف پالمه»، نخست‌وزیر پیشین سوئد و «یان الیاسن» قائم‌مقام وزارت خارجه این کشور و از سوی کنفرانس اسلامی، کمیته‌ای متشکل از«ضیاء الحق» رئیس‌جمهور پاکستان، «ضیاء الرحمن» رئیس‌جمهور پاکستان، «احمد سکوتوره» رئیس‌جمهور گینه، «داود جاوارا»‌ رئیس‌جمهور گامبیا، «بلند اولسو» نخست‌وزیر ترکیه و «یاسر عرفات» رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین به تهران سفر کردند. از سوی جنبش عدم تعهد هم وزرای خارجه چند کشور مأمور به رایزنی شده بودند که شامل وزرای خارجه کوبا و مالبیر، وزیر خارجه زامبیا، «ناراسیمها رائو» وزیر خارجه هند و «فاروق قدومی» وزیر خارجه فلسطین به تهران سفر می‌کردند و طی رایزنی‌های آنان هم هیچ پیشنهاد مشخصی که تأمین‌کننده خواسته‌های ایران مبنی بر عقب‌نشینی به مرزها و دریافت خسارت بود، ارائه نشد. ارتباط با سازمان ملل تا پس از فتح خرمشهر بسیار ضعیف بود و ایران احساس می کرد که باید تمرکز توجه خود را در جبهه ها قرار دهد و اسیر بازی های سیاسی قدرت های بزرگ و مجامع بین المللی نشود. دستگاه سیاست خارجی ایران هم نمی توانست دیدگاه های کارشناسی قوی را برای تعامل بیشتر با شورای امنیت در اختیار رهبری انقلاب قرار دهد و حضور خود را در بین چنین مجامعی توجیه کند.

8- همیشه گفته می‌شود که در تمام 8 سال جنگ تحمیلی، بغداد از سوی امریکا و متحدانش و شیوخ عرب حمایت می‌شد. دولت ایران در آن سال‌ها توانست حمایت چه کشورهای را به دست بیاورد؟
میزان حمایت آمریکا و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در دوره های مختلف جنگ متفاوت بوده است.در دو سال اول جنگ عمده حمایت این کشورها سیاسی و تبلیغاتی و تا حدودی ارسال تسلیحات و کمک های مالی بود. اما هرچه از زمان جنگ می گذشت این کشورها حضور آشکارتری در جنگ به نفع عراق در تمام حوزه ها از جمله تأمین انواع تسلیحات و ارسال کمک های مالی داشته اند. در سال آخر جنگ آمریکا، شوروی و عربستان عملا به نفع عراق بخشی از قوای نظامی خود را علیه ایران بکار گرفتند و عربستان یک جنگنده فانتوم ایران را سرنگون کرد. ایران از سوی هیچ کشوری حمایت جدی نمی شد ولی کشورهایی مانند سوریه،لیبی و الجزایر در بین کشورهای عربی ارتباط بهتری با ایران داشتند و ایران گاهی می توانست تعداد محدودی موشک از لیبی و میزان مختصری مهمات توپخانه و سلاح انفرادی از سوریه بخرد. کشوری مانند چین هم به هر دو کشور عراق و ایران سلاح می فروخت و درآمد کسب می کرد. کره شمالی هم حاضر به فروش تسلیحات و برخی از تجهیزات مانند لباس به ایران بود.

9- اگر بخواهید با نگاه پژوهش‌گرانه یا نگاه منتقدانه به عملکرد دستگاه دیپلماسی در سال‌های دفاع مقدس بنگرید، عملکرد این دستگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در دوسال اول جنگ،دستگاه سیاست خارجی ایران اعتقاد چندانی به بهره گیری از ظرفیت های بین المللی در بهره گیری از دیپلماسی جنگی نداشت. پس از فتح خرمشهر تا سال 1365 دستگاه سیاست خارجی ایران به تدریج فعال تر شد اما ابتکار عمل زیادی را از خود به خرج نداد بلکه بیشتر به عنوان شاکی نسبت به اقدامات جنایتکارانه عراق در جنگ مثل استفاده از سلاح های شیمیایی و یا حمله به مناطق مسکونی و غیر نظامی از سوی ارتش عراق عمل می کرد.از اواخر سال 1365 دستگاه سیاست خارجی ایران در تدوین قطنامه 598 تا حدی فعال شد گرچه نتوانست پیروزی های نظامی ایران در جبهه ها را تبدیل به یک موفقیت سیاسی چشمگیر بکند. البته قدرت های بزرگ هم مانع فعالیت های موثر آن بودند. بیشترین فعالیت دستگاه سیاست خارجی ایران پس از قبول قطعنامه 598 صورت پذیرفت که در مذاکرات سه جانبه با سازمان ملل و دولت عراق متجلی است.

10- به‌طور ویژه می‌توانید در مورد حرکت‌های دیپلماتیک ایران در دوره‌های حساس جنگ صحبت کنید؟ مثلا 19 ماه اشغال خرمشهر از آبان 59 تا خرداد 61 .
در این دوران رفت و آمد نمایندگان سازمان کنفرانس اسلامی و دبیرکل سازمان ملل به ایران و مذاکرات ایران با بعضی از سران کشورها مانند هند را باید از حرکت های دیپلماتیک ایران به حساب آورد اما ایران در تدوین دو قطعنامه روزهای اول جنگ و نیز قطعنامه پس از فتح خرمشهر تقریبا نقشی نداشت.

11- اساسا پس از محاصره و اشغال خرمشهر حرکت دیپلماتیکی می‌شد، انجام بگیرد؟ آیا انجام گرفت یا نه؟
دستگاه سیاست خارجی ایران پس از فتح خرمشهر می توانست خواسته های جمهوری اسلامی برای خاتمه دادن به جنگ را به صورت طرحی جهت تصویب قطعنامه پیشنهادی ارائه دهد که اسنادی حاکی از انجام چنین اقدامی منتشر نشده است. البته مسئولین کشور معمولا شروط خود را برای پایان یافتن جنگ در مصاحبه ها و سخنرانی ها مطرح می کردند ولی وزارت خارجه آنها را به صورت یک طرح رسمی به مجامعی مانند شورای امنیت سازمان ملل به صورت رسمی ارائه نمی کرد. به نظر می رسد که وزارت امور خارجه می توانست پس از فتح خرمشهر پرچم صلح به دست گرفته و طرحی به شرح ذیل را به شورای امنیت ارائه کند و مهلتی را برای اجرای آن تعیین نماید تا ادامه جنگ جهت رسیدن به صلح در افکار عمومی تلقی گردد. این طرح می توانست به این شرح باشد:

1- بازگشت ارتش عراق به مرز دو کشور بر اساس معاهده 1975
2- اعلام رسمی دولت عراق مبنی بر معتبر بودن معاهده 1975
3- عذرخواهی دولت عراق از آغاز جنگ با ایران
4- پرداخت خسارات جنگ
5- تعهد به عدم بکارگیری زور در اختلافات احتمالی بین دو کشور
12- در اتفاق مهمی مثل آزادسازی خرمشهر، دیپلماسی نقشی داشت یا تمام این جریان را باید به پای تلاش نیروهای حاضر در جبهه و برنامه‌ریزی فرماندهانشان و عملیات بیت‌المقدس نوشت؟
 فتح خرمشهر مرهون برنامه ریزی دقیق فرماندهان جنگ است که طی یک سلسله عملیات پی در پی صورت گرفت و توانست مرحله به مرحله ارتش متجاوز عراق را از خاک ایران بیرون نماید. انگیزه و روحیه رزمندگان هم مرهون مقاومت و ایستادگی و امید به پیروزی امام خمینی در جنگ بود. ایران با عملیات نظامی موفق شد، قوای ارتش عراق را از خاک خود بیرون کند و دیپلماسی نقشی در عقب راندن نیروهای عراقی از خرمشهر نداشت.

13- شما در مورد عملیات فاو کار تحقیقاتی کرده‌اید. تحلیل شما از منظر دیپلماتیک در مورد این عملیات چیست؟ چرا با اینکه طراحان این عملیات آن‌را به قصد پایان جنگ طراحی کرده‌بودند، این‌گونه نشد؟
انتظار ایران در سال 1364 انجام یک عملیات سرنوشت ساز در جبهه های جنگ بود. طرح آقای هاشمی رفسنجانی برای پایان دادن به جنگ انجام یک عملیات موفق در خاک عراق بود تا بر اثر این فشار نظامی بتوان با مذاکره شرایط ایران را برای خاتمه دادن به جنگ محقق کرد و صدام را وادار به تسلیم در برابر شرایط ایران کرد. احساس آقای هاشمی رفسنجانی این بود که با عملیات فاو می توان تا بندر ام القصر پیشروی کرد. اما فرماندهان سپاه رسیدن به این نقطه را مستلزم توسعه توان رزمی می دانستند که در آن زمان وجود نداشت. عملیات ارتش در منطقه شلمچه هم قرین موفقیت نشد بنابراین تمام فشار ارتش عراق متمرکز بر جبهه فاو شد و جنگ در این منطقه حدود 75 روز به طول انجامید. بنابراین گرچه پیروزی بزرگی به دست آمد ولی در اینجا هم اطلاعی از چگونگی استفاده دستگاه سیاست خارجی از چنین دستاورد بزرگ نظامی در اختیار نیست.

14- در همه جنگ‌ها سلاح و ادوات جنگی از اهمیت بالایی برخوردار است، چه کشورهایی به ایران در زمینه تهیه سلاح کمک می‌کردند؟ مثلا خرید سلاح از کشور آلمان یا چین به‌دنبال یک حرکت منسجم دیپلماتیک بود یا جریان محور و شخص محور بود؟
خرید سلاح از چین پس از سفر آقای هاشمی رفسنجانی به چین در سال 1364 و توافقات ایشان با دولت آن کشور انجام شد. از آلمان هم سلاح مهمی خریداری نشد.

15- جریان مک فارلین هم در همین دسته موضوعات قرار می‌گیرد؟
جریان مک فارلین پس به گروگان رفتن تعدادی از کارمندان اطلاعاتی دولت آمریکا در لبنان بوجود آمد. دولت ریگان جهت آزادی آنها دست به دامان ایران شد و حاضر شد در مقابل فروش میزان اندکی سلاح به ایران که مبلغ آن حدود 22 میلیون دلار بود به آزادی اتباع خود کمک کند.

16-اگر ممکن است تحلیل خود را در مورد سطح روابط ایران در سال‌های جنگ تحمیلی با شورای امنیت، بفرمایید؟
در مجموع روابط ایران با شورای امنیت سازمان در دوران جنگ تحمیلی مناسب نبود. آمریکا با ایران رابطه خود را قطع کرده بود . با انگلیس روابط تیره بود. فرانسه یکی از مهم ترین تأمین کنندگان جنگ افزار برای عراق به ویژه در واگذاری جنگنده های میراژ و موشک های اگزوسه بود و شوروی هم از مهم ترین تجهیز کنندگان عراق به ویژه از نظر تانک و نفربر و تجهیزات زرهی و توپخانه و انواع مهمات بود. فقط رابطه ایران با آلمان تا حدودی مناسب بود.

17- در این مقطع روابط دیپلماتیک ایران با نهادهای مانند اتحادیه عرب یا شورای همکاری خلیج فارس چگونه بود؟
اصولا شورای همکاری خلیج فارس در اسفند ماه 1359 جهت حمایت از عراق و برای مقابله با ایران بوجود آمد. البته ایران سعی داشت تا با کشورهای عربی رابطه خوبی برقرار نماید ولی به جز عمان که سعی می کرد تا حدودی در جنگ بی طرف باشد کشورهایی مانند عربستان،کویت،امارات،بحرین و تا حدی قطر به طور کامل از صدام حسین حمایت می کردند. رابطه با اتحادیه عرب هم خوب نبود. حسنی مبارک رئیس جمهور مصر و شاه حسین پادشاه اردن رسما از عراق حمایت می کردند و حتی ملک حسین در شلیک اولین توپ به سمت ایران در روز آغازین جنگ در کنار صدام حسین بود.حسنی مبارک هم با توصیه آمریکا سلاح های ساخت شوروی مصر را در اختایر عراق قرار داد و به جای آنها جنگ افزارهای آمریکایی دریافت کرد.

18- جنبش عدم تعهد چگونه؟ اکثریت کشورهای عضو این جنبش، حامی ایران بودند یا عراق؟
رژیم بعثی عراق روابط نزدیکی با بعضی از اعضای جنبش عدم تعهد از جمله کشور کوبا داشت و سعی می کرد تا ظرفیت سیاسی این جنبش را در جهت اهداف خود و علیه ایران بکار گیرد. در اواخر تابستان سال 1361 هم عراق سعی داشت تا اجلاس سران کشورهای جنبش عدم تعهد را در بغداد برگزار کند که با همت نیروی هوایی ایران و شجاعت خلبان عباس دوران که در 31 تیر ماه 1361 به محل برگزاری این اجلاس در بغداد حمله هوایی نمود ، برنامه عراق ناکام ماند.البته در این تهاجم عباس دوران به شهادت رسید ولی نام خود را در تاریخ فداکاری های ملت ایران جاودانه نمود.

19- به‌عنوان سئوال آخر، گفته می‌شود که در سال‌های جنگ بین ایران و عراق، دستگاه دیپلماسی مهجور واقع شد و به اندازه بخش نظامی به آن بها داده نشد. آیا با این موضوع موافقید و در صورت موافقت، علت آن‌را ضعف دستگاه دیپلماسی می‌دانید یا جو موجود در کشور این شرایط را ایجاد می‌کرد؟
 دستگاه دیپلماسی مهجور نبود بلکه نگاه سیاست خارجی ایران به روابط بین الملل و ظرفیت های بین المللی و منطقه ای به گونه ای بود که عملا خود را در استفاده از دیپلماسی فعال محروم می کرد. پس از بکارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق فکر محکوم کردن عراق در مجامع بین المللی موجب تلاش برای فعال تر کردن دیپلماسی جنگی کشور شد. به هر حال فعال ترین دوران دستگاه دیپلماسی ایران در سال های آخر جنگ است که آقای هاشمی رفسنجانی فرماندهی جنگ را بر عهده داشتند. ایشان معتقد به استفاده از ظرفیت دستگاه سیاست خارجی برای خاتمه دادن به جنگ در کنار عملیات نظامی بودند

کد خبر 245601

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =