در دو مین بخش از این سلسله مقالات به بررسی و تحلیل دیدگاه پوتین رئیس جمهوری روسیه در باره نظم جدید جهانی و گسترش ناتو به شرق اروپا و نیز سامانه موشکی آمریکا موسوم به "سپر دفاع موشکی" می پردازیم .

دومین بخش از این سلسله مقالات به بررسی و تحلیل دیدگاه پوتین رئیس جمهوری روسیه در باره نظم جدید جهانی و گسترش ناتو به شرق اروپا و نیز سامانه موشکی آمریکا موسوم به "سپر دفاع موشکی" می پردازیم .
4- نظم جهانی
پوتین درادامه مقاله خود در باره نظم جدید جهانی دیدگاه خود رادرسه محوراساسی ذیل مطرح کرده است:
الف: ماهیت تقسیم ناپذیر امنیت برای همه کشورها ،
یکی از مسائل اساسی در تئوری های جدید امنیت بین المللی ، اصل تفکیک ناپذیری امنیت بین الملل است بر اساس این نظریه، امنیت جهان وابستگی مستقیم به امنیت تک تک کشورها اعم از آنکه دارای اقتدار کامل باشند ویاخود به عنوان کشور وابسته به قدرتهای جهانی عمل کنند، خواهد داشت . بنابراین نمی توان به صرف تامین امنیت برای قدرت فائقه از تهدیدهای احتمالی از سوی کشورهای دیگر که نادیده انگاشته شده اند،غفلت کرد.پوتین بااتکاء به این نظریه میکوشد به آمریکایی ها تذکردهد که امروزه دیگرنمی توان چهاردیواری امنیت خود ساخته ایجاد کرد و در باره امنیت سایر کشورها به هر اقدامی متوسل گشت. حملات یازده سپتامبر ثابت کرد ، خانه امنی برای هیچ قدرتی بوجود نمی آید مگر آنکه امنیت بصورت دسته جمعی و با مشارکت همه کشورها تامین شود.
نکته ظریف در اینجا این سئوال را باقی می گذارد که بر اساس این دیدگاه مداخله روسیه در اوستیای جنوبی و آبخازیا چگونه توجیه می شود ؟ آیا روسیه امنیت قفقاز را جدا از امنیت جهانی تلقی می کند؟
ب: غیر قابل قبول بودن استفاده نامتناسب از زور
پوتین سعی دارد استفاده از زور را بصورت مطلق رد نکند زیرا می داند در مواردی بدون اعمال قوه قهریه تامین صلح و امنیت جهانی امکان پذیر نیست. به همین دلیل برای ایجاد نظم جهانی استفاده متناسب از زور را جایز می شمارد اما بر غیر قابل قبول بودن "استفاده نامتناسب از زور " تاکید دارد .
پرسش بی پاسخ در مقاله پوتین این است که چه مرجعی باید تشخیص دهد که بکار بردن زور جایز است و با شرایط بحرانی مورد نظر تناسب دارد؟ آنگونه که از ادامه بحث پوتین در همین مقاله می توان فهمید از دیدگاه او مرجع این مساله شورای امنیت سازمان ملل است .
در حالی که به باور بعضی از کارشناسان بین المللی، مشکل دقیقا از همینجا آغاز می شود زیرا شورای امنیت سازمان ملل با ترکیب و ساختار و اختیارات کنونی،متناسب با شرایط دوران جنگ سرد طراحی شده و اکنون مدتها است که پس از فروپاشی نظام دو قطبی در جهان ،کارایی خود را از دست داده است.
براین اساس باید فکری جدید برای ایجاد مرجعی که بتواند نمایندگی اکثریت کشورها را برعهده داشته باشد و با از بین رفتن حق وتو و عضویت دائمی ، کارآمدی بیشتری در جهت صلح و تامینن امنیت جهان از خود نشان دهد.
پ: رعایت مسلم اصول بنیادی حقوق بین المللی
پوتین در ادامه مقاله خود بررعایت اصول بنیادی حقوق بین الملل توسط کشورهای مختلف تاکید دارد وبه عنوان ضرورت پیوستگی ان با دو اصل دیگر مزبور می نویسد:
« این سه اصل ازجمله مهم ترین مبانی نظم جهانی است وبی اعتنایی به این نکات باعث بی ثباتی درروابط بین المللی خواهد شد.... نقض اصل وحدت و تقسیم ناپذیری امنیت برخلاف بیانات متعدد درباره پیروی از این اصل خطرات بسیارجدی را به همراه خواهد داشت. در نهایت این خطرات همچنین کشورهایی را در بر خواهد گرفت که به دلایل گوناگون مرتکب چنین تخلفاتی می شوند.»
پوتین دراین پارگراف بصورت غیرمستقیم به رهبران ایالات متحده آمریکا متذکر می شود آنها نیز از نقض قوانین بین المللی و نادیده انگاشتن آن بدون شک متضرر می شوند.
5- در باره گسترش ناتو و سامانه موشکی آمریکا
تمایل آمریکا برای گسترش ناتو به مرزهای غربی و جنوبی روسیه در اوکراین و گرجستان ،حداقل در دو دهه گذشته به یکی از مهم ترین موضوع های مورد اختلاف بین کاخ سفید و کرملین تبدیل شده است زیرا از نگاه روسیه ، واشنگتن می کوشد با به عضویت در آوردن اوکراین و گرجستان در ناتو ، حلقه محاصره را علیه روسیه تنگترازگذشته کند.
علاوه براین طرح موسوم به "سپردفاع موشکی" که درواقع "سامانه تهاجم موشکی آمریکا" برای برتری جویی نظامی درمرزهای غربی و جنوبی روسیه در شرق اروپا و جنوب قفقاز است ، موضوع مهمی است که پوتین در باره این دو موضوع می نویسد:
«گسترش ناتوازجمله استقرارتاسیسات زیرساختی نظامی جدید وطرح آمریکایی ناتوبرای ایجاد سپرموشکی دراروپا با منطق رشد معاصرمطابقت ندارد وبراساس کلیشه های تفکربلوک بندی جهان استوارشده است. چنین بازی هایی بطورمستقیم در کنار مرزهای روسیه انجام شده وعلیه ثبات در جهان عمل می کنند. »
درهمین یک پارگراف پوتین معتقد است گسترش ناتو به سمت شرق اروپا و استقرار موشکهای ناتو در خاک رومانی و رادار های ان در ترکیه به سه دلیل اساسی مشکل ساز است
الف: با منطق رشد معاصر مطابقت ندارد. یعنی عامل بازدارنده در توسعه همکاری های متقابلا سودمند است که در نهایت به رشد اقتصاد جهان ضربه می زند.
ب: براساس کلیشه های تفکر بلوک بندی جهان است. به عبارت دقیق تر یادآور رقابت های ناسالم و فرصت سوزِ دوران جنگ سرد است . در آن دوران سیاه همه امکانات اقتصادی هر دو بلوک غرب و شرق را اژدهای مسابقه تسلیحاتی می بلعید .
پ:علیه ثبات جهان است. روشن است که وقتی دشمنی ها و رقابت ها جای همکاری ها و همفکری ها رابگیرد نتیجه مورد انتظار بی ثباتی و ناامنی برای جهان خواهد بود.
6- مداخله بشردوستانه
پس از پایان جنگ سرد در سال 1992 آمریکا و متحدانش برای توجیه لشگر کشی های خود به مناطق راهبردی جهان تحت عنوان آنچه که "مداخله بشردوستانه"می خواندند، شمال عراق (جنگ 1991 ) ، بوسنی و هرزه گوین ، سومالی ، هائیتی ، کوزوو و افغانستان ، وارد کارزای شدند که به بهانه دفاع از حقوق بشر ، مناطق راهبردی را در اقصی نقاط در اختیار گرفتند و یا دولتهای متحد غرب را در این مناطق به قدرت رساندند. در این باره پوتین در ادامه مقاله خود می نویسد:
« سلسله درگیریهای مسلحانه که گویا با اهداف انسان دوستانه بپا می شوند، به "اصل دیرینه استقلال کشورها " لطمه وارد می کنند. در مناسبات بین المللی یک خلاء دیگر، اخلاقی ـ حقوقی بوجود می آورد. اغلب می گویند حقوق بشر در مقایسه با استقلال کشوراز تقدم برخوردار است. شکی نیست که چنین است و دادگاه بین المللی باید جنایات علیه انسانیت را مجازات کند. اما وقتی هنگام استفاده ازاین اصل استقلال کشورنقض می شود و وقتی ازحقوق بشر ازخارج و بصورت انتخابی دفاع می شود و در روند "دفاع" از آن ، حقوق توده های مردم از جمله حق بنیادی و مقدسی همچون حق حیات پایمال می شود، دیگر سخن بر سر یک کار نجیبانه نیست بلکه این عوام فریبی معمولی است.»
پوتین در راستای انتقاد از این سیاست که آنرا عوام فریبی می خواند از یکسو می کوشد تعارض موجود بین کسانی که استقلال کشورها را به بهانه نقض حقوق بشرتوسط حاکمان آنها نادیده می گیرند ، مورد انتقاد قرار دهد . واز سوی دیگر ضمن تاکید بر تقدّم حقوق بشر بر استقلال کشورها ، رسیدگی به نقض حقوق ملتها را در چهارچوب صلاحیت دادگاه های بین المللی می داند زیرا اگر بنا باشد هر کشور قدرتمداری متناسب با منافع خود، نقض حقوق بشر را بهانه مداخلات نظامی خودقرار دهد ، دیگر به اصطلاح سنگ روی سنگ بند نمی شود و دراین مسیر جان انسان های بی گناهی که قرار بود از حقوق انها دفاع شود؛ در صحنه منازعات قربانی می شود. اما روشن نیست چرا پوتین در باره جدایی طلبان در اوستیای جنوبی و آبخازیا این چنین نمی اندیشد و به راستی چه تفاوتی بین کوزوو و اوستیای جنوبی وجود دارد؟

7- نقش آفرینی سازمان ملل درمقابله با خود سری و استفاده از زور 
 

پوتین درادامه مقاله خود به یکی ازمهم ترین موضوعات دو دهه اخیر در جهان پس از فروپاشی شوروی اشاره دارد. دیدگاه پوتین در باره نقش سازمان ملل در مقابله با بکارگیری قدرت نظامی خارج از چهارچوب سازمان ملل قابل تامل و بررسی است او در این باره می نویسد :
« مهم است که سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان بتوانند بطور ثمربخش با تحکم ازجانب تعدادی  از کشورها و خودسری در صحنه بین المللی مبارزه کنند. هیچکس حق ندارد اختیارات و حقوق ویژه سازمان ملل متحد مخصوصا در زمینه های مربوط به توسل به زورعلیه  کشورهای مستقل را به خود دهد. منظور من مقدم برهمه ، پیمان ناتو است که تلاش می کند اجرای چنان وظایفی را برعهده خود بگیرد که وظایف "ائتلاف دفاعی" نیستند. »
مشکل پوتین دراین است که ناکارآمدی سازمان ملل را درحل و فصل مشکلات موجود درعرصه جهانی نادیده می گیرد . درواقع ریشه اصلی سوء عملکرد آمریکا و ناتو در جهان پس از پایان جنگ سرد به ناکارآمدی شورای امنیت سازمان ملل بازمی گردد که قرار حافظ صلح و امنیت جهان باشد. اما در واقع حافظ منافع کشورهای دارای حق وتو و عضویت دائمی در شورای امنیت سازمان ملل است که روسیه را نیزشامل می شود. بنابراین روسیه اگر براستی با دخالت های نظامی ناتو و کشورهای خود سر، مخالف است باید ازاصلاح ساختار سازمان ملل بویژه شورای امنیت حمایت کند. تا کشورهای سلطه جو حتی اگر هم بخواهند، نتوانند حاکمیت ملی و استقلال کشورها را نادیده بگیرد .
8- انتقاد از یکجانبه گرایی آمریکا
پوتین در ادامه مقاله با انتقاد از سیاست یکجانبه گرایی امریکا می نویسد:
« آمریکایی ها شیفته وگرفتارایده تامین آسیب ناپذیری مطلق برای خود هستند که خیال و آرزو بوده و نه فقط ازلحاظ تکنولوژیک، بلکه ازلحاظ ژئوپلتیک قابل اجرا نیست. اما ریشه مساله همین است. آسیب نا پذیری مطلق برای یک کشوربه معنای آسیب پذیری مطلق برای بقیه کشورها است وبا چنین دورنمایی نمی توان موافقت کرد.»
درباره اینکه آمریکایی ها به گمان باطل خود تصور می کنند می توانند جهان را به سوی نظام تک قطبی هدایت کنند ، کمتر کسی تردید دارد. اما عملکرد آمریکا در یازده سپتامبر 2001 ضربه پذیری از داخل و درجریان لشگرکشی به افغانستان وعراق از بیرون را کاملا آشکار ساخت . بنابراین آمریکا به خوبی واقف است که آسیب ناپذیری امنیتی توهمی بیش نیست . درواقع هیچ خانه امنی برای هیچ قدرتی وجود ندارد و آنچه که می تواند امنیت را برای همه تضمین کند ، تعامل سازنده بجای تقابل بی حاصل است. 
 

اما نکته مهم ترآنکه روسیه که خود در صحنه بین المللی به درستی مخالف یکجانبه گرایی آمریکا است ، در صحنه منطقه ای بویژه در جمهوری های شوروی سابق کاملا یکجانبه عمل می کند و حاضر نیست در محیطی که حیاط خلوت خود می داند اجازه رقابت به دیگران بدهد.
 
 

ادامه دارد 

 

 

کد خبر 270747

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 1 =