۰ نفر
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۴

متن سخنرانی دکتر حسین علایی در نشست تقابل شیعه و سنی در دیپلماسی ایرانی

برای کاهش چالش تقابل بین شیعه و سنی در جهان اسلام، لازم است تا مسلمانان به گفتمان امام خمینی (ره) در بدو پیروزی انقلاب اسلامی در باره وحدت بین مسلمین باز گردند. ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فرصت‌هایی را برای وحدت میان شیعه و سنی ایجاد کرد و امام خمینی (ره) فتاوای بسیار مهمی را در این زمینه صادر کردند که مهمترین آنها جواز اقتدا به اهل سنت در جمعه و جماعات به ویژه در مسجدالحرام و مسجدالنبی بود. تعیین هفته وحدت از سوی جمهوری اسلامی ایران، در سالروز تولد پیامبر رحمت (ص) تلاشی برای کاهش اختلافات تاریخی در بین مسلمانان و جمع کردن آنها تحت پرچم توحید و لا اله الا الله بوده است. ایران در طی سه دهه گذشته به تقویت نگاه ضد سلطه غرب و شرق در بین مسلمانان همت گماشته است و سعی کرده تا مسئله فلسطین را از یک مسئله عربی به دغدغه همه مسلمانان عرب و غیر عرب تبدیل کند. اما دستگاه های جاسوسی غربی با استفاده از زمینه های تاریخی اختلاف بین اهل تسنن و مسلمانان شیعه سعی کرده اند تا از تضاد بین شیعه و سنی بخوبی استفاده کنند تا از این طریق از حملات گروه های سلفی و القاعده علیه اسرائیل و آمریکا در امان باشند. قتل عام بیش از 100 شیعه در پاکستان طی ماه های گذشته و حمله به مساجد و حسینیه شیعیان در عراق که ظرف یک ماه گذشته صدها کشته و مجروح بر جای گذاشته است و نیز کشتار مسلمانان نمازگزار در کشورهای اسلامی حکایت از جدی بودن چالش و موفقیت قدرت های سلطه جو در گسترش اختلاف بین مسلمانان دارد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اعتبار روحانیت علاوه در بین شیعیان در بین اهل تسنن هم ارتقاء یافت و موقعیت علماء اسلام در حوزه سیاسی نیز تقویت شد. برای مثال در بلوچستان و کردستان ایران که طی سال های متمادی قبل از انقلاب، ساختار اداره محلی آن ها تا حدودی فئودالی و مبتنی بر خانواده‌های بزرگ و قبیله‌ها و عشایر بود بر هم خورد و از سوی جمهوری اسلامی روحانیت اهل تسنن در مقابل سران عشایر و طوایف محلی تقویت شدند. من معتقدم در این زمینه یک سناریوی آینده‌نگر وجود نداشت و در این میان خیلی از جریان‌های افراطی مثل القاعده نیز فرصت را برای تقویت خود در بین مسلمانان اهل تسنن مغتنم شمردند. جریان القاعده در ابتدای تشکیل، از جریان‌های مبارز اهل سنت تلقی می شدکه در مقابله با اشغال افغانستان توسط شوروی جهاد می کرد. ایران هم در دوران اشغال افغانستان به مجاهدین افغانی با نگاه انقلابی می‌نگریست و در خیلی جاها هم از آنها در برابر سلطه الحاد حمایت می کرد. اما متاسفانه روحانیت اهل تسنن نتوانست گروه های جهادی اهل سنت را از افراطی گری دور نماید و آنها عملاً در هدایت برنامه های آمریکا و سازمان اطلاعاتی پاکستان و اخیراً در همکاری با حزب بعث صدام در عراق قرار گرفته اند.
طی سال های اخیر متأسفانه القاعده و بعضی از جریانات سلفی همکار با وی، بجای مقابله با سلطه آمریکا بر خاورمیانه و تلاش برای آزادی فلسطین از چنگال صهیونیست ها به جان شیعیان بی دفاع در بعضی از کشورهای اسلامی مانند عراق و پاکستان افتاده اند و در سوریه نیز با تشکیل جبهه النصره به درگیری های فرقه ای دامن می زنند. هم اکنون مشخص شده است که بافت عشیره‌ای و قبیله‌ای در بعضی از مناطق، قدرت بیشتری در جلوگیری از افراط گرایی گروه هایی مانند القاعده داشته است و از طریق سران عشایر بهتر می توان از خشونت های فرقه ای در بعضی از مناطق مانند بلوچستان جلوگیری کرد.
نبود وحدت و همگرایی میان اهل شیعه و سنت، موجب ایجاد معضلات فراوانی برای مسلمانان در عراق ، افغانستان ، پاکستان و لبنان شده است و این معضلات بسیار تحریک‌کننده و خطرآفرین هستند. تا وقتی بین قدرت شیعه در ایران و قدرت اهل سنت در کشورهایی مثل عربستان و مصر همگرایی ایجاد نشود و جلوی ارسال پول کشورهایی مانند قطر به افراطیون مسلح گرفته نشود، کشتار و خشونت در میان این دو طایفه از مسلمین ادامه خواهد داشت.
آمریکا به دنبال استفاده از فرصت‌ها در منطقه خاورمیانه برای دستیابی به منافع بیشتر خویش است. هر وقت میان ایران و آمریکا بر سر منافع مشترک – مثل سرنگونی صدام و کنار زدن طالبان ـ در منطقه همکاری صورت گرفته است، امنیت مسلمانان افزایش یافته است و در نتیجه کشتارهای مردم بیگناه کاهش یافته است. اما وقتی در این حوزه، گفتمان‌ها از یکدیگر فاصله گرفته و تضادها افزایش یافته است منطقه شاهد افزایش خشونت‌ها و کشتار بین مسلمانان به ویژه در مناطق شیعه‌نشین بوده‌است.
متأسفانه همیشه حملات و کشتارها از طرف بعضی از افراطیون اهل سنت وهابی و سلفی شروع شده است و این یک واقعیت تاریخی است.‌ این اقدام موجب شده است تا بعضی از شیعیان تنها در شرایطی که خواسته اند واکنشی به اقدام های خشونت آمیز داشته باشند و از حمایت دولت ها مأیوس شده اند دست به واکنش بزنند که این هم مشکل را حل نکرده است. بنابراین می‌توان گفت که لازم است تا گفتمان اهل سنت و شیعیان از خشونت‌ فاصله گرفته و به سوی همگرایی پیش رود همانطور که در قرآن حتی توصیه شده که با اهل کتاب هم بر روی مواضع مشترک تفاهم شود. قال الله الحکیم : قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله
من معتقدم نقش دولت‌ها در کنترل بحران و چالش میان شیعه و سنی در منطقه بسیار حائز اهمیت است و در این میان دولت جمهوری اسلامی ایران با کمک سایر دولت های مسلمان برای حل این مسائل باید سناریوی جامعی طراحی کند تا سیاستی که اول انقلاب برای همگرایی میان اهل شیعیان و اهل سنت وجود داشت در عمل و در گفتمان توسعه پیدا کند.

 

کد خبر 294256

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • پیمان IR ۰۹:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
    0 0
    وحدت شیعه و سنی درقالب انسانیت و قائل شدن شان برای انسانیت انسان بهتر جواب خواهد داد تاتئوری محض. اگر بپذیریم دین راه و رسم و قوانین زندگی راازجانب خدابه بشر نازل نموده و هدیه ای الهی است برای ارتقاء بشربسمت احسن الخالقین بنابراین دیگر دراین بین شیعه و سنی دردرجه چندم اهمیت قرار میگیرد. گاهی اوقات خوبست بنشینیم وبه غایت دین بطورکلی نگاه کنیم از زرتشتی وبودایی ومسیحی ویهودی ومسلمان تاشیعه وسنی. متاسفانه ما مسلمانان در الفبای دین گیرکردیم درحالیکه درس زندگی راکه بایدازتدین بیاموزیم فراموش وبه بهانه رفتن به بهشت هم کیشان رادردوسوی جبهه با فریاد واحد الله اکبر به قتل میرسانیم گردن میزنیم سر میبریم و مثله میکنیم. انتظارهم داریم دیگران به ما بپیوندند؟! بین شیعه و سنی خودبخود وحدت هست بهم نزنیم