کشور ما دیار عجیبیست ، کشوری که همه در آن شاعر و هنر پرورند ،همه قوه ی طنز دارند ، همه روی این نکته اتفاق نظر دارند که هنر نزد ایرانیان است و بس و همگی خود را از فرهنگی ترین عناصر عالم امکان می پندارند اما درست در مواقعی که فضای جامعه به هر دلیلی متلاطم می شود اولین عنصری که قربانی می شود فرهنگ و هنر است.

در سالیان اخیر که همه چیز سیاسی شده و حتی صحبت دو خانم خانه دار از پنجره با یکدیگر می تواند در حوزه فضای سیاسی تعریف شود، بسیاری از ابعاد زندگی ما ایرانیان از طرف بعد سیاسی و سیاست ورزان مورد دخالت بی جا واقع شده است.
از آداب رسوم اجتماعی مثل ازدواج و روابط بین دو انسان عاقل و بالغ بگیر تا نان و پنیری که در سفره می خوریم همگی به برکت عملکرد بخش رسمی جامعه بخشی از حوزه سیاست شمرده شده و بخش رسمی خود را مجاز می داند در همه امور بنا به مصلحت دخالت کند.
در این بین مظلوم ترین بعد زندگی ایرانیان که در دهه ی اخیر به شدت مورد هجمه خواسته و ناخواسته قرار گرفته است بخش هنر و فرهنگ است .
بر کسی پوشیده نیست که همزمان با افول قدرت اقتصادی ایرانیان در زمان طرح تحول اقتصادی و هدفمندی یارانه ها بسیاری از کالاها از سبد مصرف و سفره ی طبقه متوسط و ضعیف کشور پر کشید اما کسی فرهنگ و هنر را هنگام پر کشیدن از سفره ندید و یا دید و به روی خودش نیاورد.
افت وحشتناک تیراژ کتاب و جراید ، نامهربانی با ادبیات ،سینما و تئاتر مستقل و غیر فرمایشی، مطرب شمردن جمیع اصحاب موسیقی وبالاخره حاکمیت انواع مبتذل هر کدام از گونه های تولید هنری بر بازار دستاوردهای فرهنگی، در کنار واردات بی حد و مرز انواع محصولات سطحی فرهنگی غرب نظیر فرهنگ اینستاگرام وسلفی و لایک گرفتن و... همگی باعث شده است که گزاره فرهنگ در ذهن جوانان امروز به پدیده قابل اغماض و چشم پوشی و سهل انگاری تبدیل شود .
گرچه فرهنگ دستورپذیر نیست و همواره از زمان خود و شرایط محیطی تاثیر می پذیرد اما نکته این است که بخش رسمی جامعه ما علیرغم اخطار همه روزه ی تهاجم فرهنگی غرب، ناشیانه فرهنگ آوران و تولید کنندگان محصولات فرهنگی را به دلایل واهی از گردونه خارج می کند و خالی حضور آنها را نیز با هیچ پر می کند.
در چنین شرایطی تولید کنندگان فرهنگی مجالی برای فرهنگ سازی نمی یابند و لاجرم تسلیم شرایطی می شوند که تنها کوچکترین بخش آن خودباختگی فرهنگی و حاکمیت فرهنگ ابتذال است.
در روزهای اخیر که هجمه به سریالی در شبکه نمایش خانگی در حال سامان مند شدن از طرف برخی نمایندگان مردم در مجلس است ذکر این نکته برای مردمی که از این جو زدگی تاثیر می پذیرند ضروریست که شمع فرهنگ و هنر این مملکت به شهادت بسیاری از آگاهان و دلسوزان روبه باد است .
حاشیه سازی ، جریان سازی و نفرت پراکنی قومیتی همگی دستاویزهای سیاست ورزان بد اخلاق برای به حاشیه راندن هرچه بیشتر بخش فرهنگ و ناک اوت کردن آن در گوشه رینگ نبردی ناجوانمردانه است.
غافل از اینکه این مرگ فرهنگی یک جامعه است که اقتصاد و سیاست و همه ابعاد اجتماعی را به قهقرا می برد.
بر مردمی که میبینند و می شنوند و در فضای ناپیدای مجازی، سنگی به سمت فرهنگ آوران و هنرمندان پرتاب می کنند لازم است بدانند این سنگ شیشه عمر آینده ی فرهنگی فرزندان همه مارا نشانه گرفته است .
فرزندان ما که از هم اکنون اگر مجالی داشته باشند و سر از داخل آیفون ها و تبلت های خود برآورند محصول فاخر و در خوری نمیابند تا خود را ولو برای ساعتی با آن مشغول کنند.
کلام آخر اینکه برای شمع لرزان و رو به باد فرهنگ و هنر، فوت آخر نباشیم.

کد خبر 488317

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۰۹:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۹/۲۳
    3 1
    نويسنده محترم در خواب به سر ميبري خيلي وقت است كه فاتحه همه چيز از اخلاق و فرهنگ و هنر و.........خوانده شده است