فتال نیشابوری فارسی شهید به سال 508 کتابی با نام روضه الواعظین در کلام و فقه و اخلاق شیعی به روش حدیثی نوشت. این اثر در قرن دهم هجری به نام حلیه الموحدین به فارسی درآمد. گزارش زیر در باره این کتاب، و توضیح دو نکته‌ای مقدمه این کتاب است.

فکر کردم شب قدر است و در کتابخانه ام و امشب به توصیه صدوق به علم، یعنی حدیث امامان بپردازم. در جستجوی میان تصاویر نسخ خطی که داشتم، به کتاب حلیه الموحدین برخوردم، اثری در حوزه اخلاق شیعی. این کتاب ترجمه روضة الواعظین از محمد بن احمد فتال نیشابوری است، دانشمندی شیعی که گفته می شود بدست ابوالمحاسن عبدالرزاق رئیس نیشابور، در سال 508 به شهادت رسید. عربی این اثر چندین بار چاپ شده که توسط دو مصحح (فرجی و مجیدی) تصحیح شده و انتشارات دلیل ما آن را چاپ کرده است. ترجمه ای هم از آقای مهدوی دامغانی در بازار هست (نشر نی، 1366). اما بنده در اینجا، از ترجمه ای که یاد شده و خطی است استفاده کردم که شرح خواهم داد.

روضه الواعظین، اخلاقی ـ روایی مهمی است، و فتال فارسی نیشابوری، در مقدمه می گوید که در جوانی در مجالسی شرکت می کرده و مردم مطالبی از او می پرسیده اند که پاسخ های آنها در جایهای مختلف پراکنده می ددیه و کتاب مستقلی که شامل همه این مطالب باشد، ندیده است. بنابرین تصمیم گرفته تا آنها را در این اثر گردآوری کند. این کتاب اثری، همه جانبه است که شامل فضائل و تاریخ معصومین، فضائل امت محمد (ص) و آنگاه ابواب فقه که با ملاحظات اخلاقی و مرتب آمده و سپس حوزه اخلاق و مباحثی در نصحیت و زهد و گفتاری در پایان در باره معاد که بیشتر برای تأثیر گذاری اخلاقی نوشته شده، می شود.

چنان که اشاره شد، این اثر را علی بن حسن زواره ای از علمای قرن دهم هجری (شاگرد کرکی م 940، و استاد فتح الله کاشانی م 988) که آثار فراوانی از میراث عربی شیعه به فارسی درآورد، ترجمه شده است. این زواره ای نقش مهمی در ترویج تشیع به لحاظ علمی و دینی در دوره طهماسب دارد و در حوزه های مختلف علوم دینی از عقاید و تفسیر و تاریخ، آثار فراوانی به فارسی درآورده است (طبقات اعلام الشیعه قرن دهم، ص 152).

این کتاب روضه الواعظین را هم با عنوان حلیه الموحدین به فارسی درآورده که می تواند بعدها الهامبخش مجلسی در حلیه المتقین باشد. در باره تشیع نیشابور و مناطق مرکزی ایران تا شهر ری، در تاریخ تشیع مطالبی نوشته ام و فتال نیشابوری، یکی از چهره های درخشان این دوره است که در کنار او صدها عالم بزرگ شیعی دیگر هم در این نواحی بوده و آثاری از آنها مانده و بسیاری از آثارشان از بین رفته است. جالب است که فتال نیشابوری، به «فارسی» شهرت داشته و با همین نام در میان علمای شیعه عراق مانند علامه و دیگران شهرت داشته است. بنیاد این کتاب روایی است و اولین فصل آن، در باره علم و عقل است که پیداست از روش کتاب کافی که ابواب اولش چنین است، متأثر بوده است.

فتال دو نکته در مقدمه گفته که مهم است:
اوّل این که چرا این کتاب را تدوین کرده و آن همان اشاره است که در عنفوان جوانی با پرسشهای مردم، حس کرده که باید چنین کتابی بنویسد. در این باره، آنچه زواره ای در ترجمه متن مولف آورده این است: پس بدرستی که من بودم در عنفوان جوانی، که چندین نوبت اتفاق می افتاد که واقع می شدم در مجالس عالیه، و پیش می آمد مرا محافل سامیه که مردمان آن انجمن می پرسیدند و استفسار می نمودند از من اصول دیانات، و اظهار استخراج فروع از آن اصول در مقامات. پس جواب ایشان صواب می گفتم، ایشان را بر وجهی که تسلّی تمام حاصل می گشت ایشان را. بعد از آن طلب کردند از من کلام پر فایده سودمند میان ایجاز و اطناب تا مخل و مُمل نباشد در تذکیر و زهد و مواعظ و زواجر و حِکم دل پسند، پس رجوع کردم به کتب خود نیافتم در کتب ایشان چیزی که مشتمل باشد بر جمیع این مطلوبات و دَور کند بر جمله ی این مذکورات، مگر چیزی چند متفرقه در کتب ایشان، و پراکنده در زبر ایشان. پس قصد خود را بر آن گماشتم که جمع سازم کتابی را که مشتمل بر بعضی از کلام الهی و دَور کند بر محاسن اخبار نبوی و محتوی باشد بر جواهر کلمات ایمه انامی و مبوّب گردانیدم آن را بر مجالس و ابواب، و گذاشتم هر جنسی را از آن در موضع خود، از هر باب، چه پیشی نگرفته کسی از اصحاب ما بر من در تألیف مثل این کتاب، چه این نوع چیزی مشقت او بیشتر می باشد و محنت آن اکثر. (حلیه الموحدین، نسخه ش 2295، فریم 8). حقیقت درست می گوید، این اثر برای شیعیان ایرانی این دوره بسیار مغتنم بوده و از این نظر که مروری بر کلیت دین و اخلاق و فقه داشته، ممتاز بوده است.

اما نکته دوم این است که نویسنده گرایش خود را در باره «حدیث» و این که درستی و دلالت قطعی آن چه اندازه است، توضیح می دهد. او از مذهب حشوی بیزار است. شرح مطلب این که، فتال در این مقطع از تاریخ، تقریبا شبیه آنچه در مقدمه مجمع البیان می بینیم، و مانند آن چه در کتاب نقض عبدالجلیل مشاهده می کنیم، از «حشویه» یاد می کند. این اصطلاح در اصلاح، به اخباری های سنی قدیمی اطلاق می شد اما به تدریج که در میان خود شیعه هم گرایش اصولی و اخباری به معنای قرن ششمی آن رواج یافت، کسانی را که نام بردیم، حشویه را در باره اخباریان شیعه به کار می برند که اوّلاً به کثرت احادیث توجه دارند ثانیاً همه آنها را حجّت می دانند، و ثالثاً حتی اگر بر زبان نیاورند، بسا آن را بر قرآن هم ترجیح می دهند. فتال فارسی نیشابوری در اینجا در مقابل حشویه موضع می گیرد و هشدار می دهد که روایات هم متشابه دارد، و طبعا باید برای فهم آنها، آن را به محکمات ارجاع داد. عبارت او بر اساس ترجمه زواره ای متن مولف در این باره این است: و اگر وارد گردد خبری در این کتاب که ظاهر آن مذهب حشویه باشد، و اختلاط، سزوار آن است که تأمل کند در آن ناظر، و تفکر نماید در آن متفکر، پس اگر دانست تأویل آن را، دانست معنی مراد از آن، و اگر ظاهر نشد مر او را معنی مطلوب، رجوع کند به کسی که معنی آن را داند، تا بداناند و بشناساند او را مراد از آن بر وجه مرغوب. چه مزیّتی نیست کلام پیغمبر و ائمه صلوات الله و سلامه علیهم بر کلام الهی، و آن خالی نیست از متشابه که احتیاج دارد به تأویل و توجیه، پس همچنین است کلام نبی و ائمه علیهم السلام، لیکن می باید که او رجوع کند به کسی که نیک دانا باشد به اصول و فروع و لغت و اعراب تا مبین گرداند که مرد به آن چیست تا دانسته شود که تناقض نیست میان کلام الهی و سخنان نبی و ائمه علیهم السلام، مگر آنان که از اهل حشوند و کم بضاعت در علم نمی رسند به آن. (حلیه الموحدین، نسخه ش 2295 مجلس، فریم 9).

بدین ترتیب، می توانیم او را در زمره دانشمندانی مانند طبرسی صاحب مجمع البیان، عبدالجلیل رازی صاحب نقض و نویسندگان اصولی دیگر این دوره بدانیم.

رسول جعفریان

کد خبر 781465

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۴:۴۸ - ۱۳۹۷/۰۳/۱۵
    0 0
    این جمله مهم است "فکر کردم شب قدر است و در کتابخانه ام و امشب به توصیه صدوق به علم، یعنی حدیث امامان بپردازم. " نشان میدهد یک شخص که سالها درباره مفهوم علم تحقیق کرده ....علم را به چه معنا میگیرد