۲۲ نفر
۱۹ مهر ۱۳۹۸ - ۰۷:۳۰
چرا ایرانیان مهاجر می‌بینند و عبور می‌کنند؟

چرا ایرانیانی که ساکن کانادا، امریکا یا کشورهای اروپایی هستند در مقایسه با زمانی که در ایران بودند با خواندن اخبار حوادث و آسیب های اجتماعی، پریشان خاطر نمی شوند و احساس ناامنی نمی کنند؟

مادر ۲۵ ساله متهم است که فرزند خردسالش را به قتل رسانده است/ زن ۳۲ ساله ای که در اتوبوس موبایل آیفون یک معلول ویلچرنشین را سرقت کرده بود دستگیر شد/ مرد ۲۹ ساله ای که به بهانه نوسازی خانه سالمندان از آنان کلاهبرداری می کرد دستگیر شد/ دو دانش آموز ۱۵ و ۱۸ ساله در مقابل مدرسه، دانش آموز ۱۴ ساله دیگری را در مقابل چشمان مادرش، با ضربات چاقو به قتل رساندند/ سارقان مسلح با تهدید یک نوجوان از او خواستند تا هدفون گران قیمت خود را به آنها بدهد/ مردی که به هنگام رانندگی پرسرعت با ماشین پلیس برخورد کرده بود متواری شد.

در همین چند خبر کوتاه از قتل فرزند توسط یک مادر جوان گرفته تا سرقت مسلحانه از شهروندان، از قتل سایر شهروندان گرفته تا کلاهبرداری از آنان به چشم می خورد. آنچه خواندید اخبار فقط چند روز کشور کاناداست. تصور نکنید که این حوادث صرفا مختص کاناداست و در امریکا، آلمان، انگلیس، هلند و یا اتریش رخ نمی دهد. هدف از بیان این اخبار آن نیست که به شما گفته شود اگر می خواهید به کانادا مهاجرت کنید کاملا در اشتباهید و یا اگر مهاجرت کرده اید به کشورتان بازگردید و یا کانادا را به مقصد کشور دیگری ترک کنید. ولی با خواندن این اخبار می توانیم به اندازه کافی شواهد و دلایل داشته باشیم تا نگران شویم و خودمان را به دامان اضطراب بسپاریم. هر روز با خواندن چنین اخباری می توانیم به جهان بدبین شویم و درباره ترس ها و نگرانی هایمان با دیگران حرف بزنیم و بعد از سلام به دوستمان بلافاصله جمله بعدی مان این باشد که «شنیدی چی شده؟».

به راستی پرسش آن است که چرا ایرانیانی که ساکن کانادا، امریکا یا کشورهای اروپایی هستند در مقایسه با زمانی که در ایران بودند آنقدرها ناآرام و مضطرب نیستند؟ چرا با خواندن چنین اخباری که ممکن است هر فردی را مشوّش کند آنان آنطور که انتظار می رود پریشان خاطر نمی شوند و احساس ناامنی نمی کنند؟ البته قبل از ادامۀ بحث باید تأکید شود که نهایت ساده اندیشی است اگر نویسنده این متن به عنوان یک جامعه شناس بخواهد بگوید که از نظر آسیب های اجتماعی یا وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه، ایران با کانادا یا آلمان یا اتریش هیچ فرقی ندارد. هدف این متن بیان این نکته نیست و امیدوارم نویسنده متهم به این ساده اندیشی نشود. و اما درباره پرسشی که طرح شد چند فرض جامعه شناختی می توان در این خصوص داشت. این مفروضات جامعه شناختی البته، با واقعیت زندگی ایرانیان بیگانه نیست چرا که حدود یکسال است که در قالب مصاحبه های مختلف با ایرانیان مهاجر، تجارب و زندگی جدید آنان را مطالعه می کنم.

یکی از تغییراتی که در گروهی از ایرانیان مهاجر رخ می دهد جابجایی از موضع «سرزنش سیستم» به موضع «سرزنش قربانی» است. منظور آنکه، برای مثال اگر آنان در خیابان های شهرهای ایران یک بی خانمان یا روسپی ببینند عمدتا حکومت و حاکمان را برای آن سرزنش می کنند ولی در خارج از ایران کارتن خوابی یا روسپیگری یک «choice»( انتخاب ) تلقی می شود، به این معنا که فرد می توانست انتخاب کند که زندگی بهتری داشته باشد ولی خودش با تصمیم های غلطی که در طول زندگی اش داشته، چنین سرنوشتی را انتخاب کرده است. جابجایی از سرزنش سیستم به سرزنش فرد مهمترین تغییری است که باعث می شود ایرانیان با برخی از آسیب های اجتماعی جوامع جدید کنار بیایند و شاید به همین دلیل به تدریج با مشاهده بی خانمان هایی که در مقابل شعب مک دونالد نشسته اند تا دیگران برایشان غذا بخرند، و یا با مشاهده معتاد دائم الخمری که با فریاد های هراس آور به زمین و زمان ناسزا می گوید، دیگر مانند ایران ناراحت نمی شوند.

تغییر دیگری که اتفاق می افتد آن است که فرهنگ فردگرائی حاکم بر آن جوامع، فرد مهاجر را با خود همراه می کند. در واقع ایرانیان در ایرانِ جمع گرا به دیگران و سرنوشت آنان بیشتر فکر می کنند. آنان خود را در یک شبکه روابط اجتماعی تصور می کنند و به تغییرات اطراف شان توجه دارند. ولی در جامعه جدید، پیشبرد امور فردی، موفقیت فردی، حال خوب فردی، خوشبختی فردی، تمرکز بر کار خود و شکوفایی فردی در اولویت قرار دارد. آدم ها آنقدر در یک مجرا یا مسیر مشخص برای پیشرفت قرار می گیرند که دیگر چندان نمی توانند به دنیای اطراف یا دیگران فکر کنند چرا که یک ثانیه نیز نمی خواهند از رسیدن به موفقیت فردی عقب بمانند. در نتیجه ایرانیان مهاجر راحت تر از کنار آسیب های اجتماعی جوامع جدید عبور می کنند.
به عنوان سومین عامل، باید به شکل نگرفتن «حس در خانه بودن» اشاره کرد. بیشتر ایرانیان مهاجر در جوامع مقصد، مدام با حس مهمان بودن روزگار می گذرانند. گویی مسافرند و چمدانی که با آن مهاجرت کرده اند به زودیِ زود به کارشان خواهد آمد. همراه بودن این حس همیشگی با آنان باعث می شود تا همیشه «نگاه سکوریتی» به آن جوامع داشته باشند. به این معنا که مسائل آن جوامع را نه از نزدیک و بدون فاصله بلکه از پشت شیشه های سکوریتی ببینند. آنان مسائل آن جامعه را مسأله آن جامعه می دانند و نه مسأله خودشان. شاید به همین دلیل است که برخی از مهاجران با نگرانی از طریق شبکه های اجتماعی از نویسنده این سطور درباره مادری که در یکی از شهرهای کوچک ایران فرزندش را به قتل رسانده است سوال می کنند و جالب آنکه وقتی به آنها می گویم که دیروز در شهری که شما سکونت دارید دقیقا همین اتفاق افتاده است در نهایت می گویند که من دلواپس کشور خودم هستم.

در نهایت باید از مهارتی گفت که پس از مهاجرت در ایرانیان شکوفا و تقویت می شود و آن دیدن قسمت مثبت قضایا یا همان مثبت اندیشی است. بی اساس نیست اگر بگوییم که مهاجرت دشوارترین تصمیم زندگی است. فرد مهاجر با تغییر محل زندگی خود بسیاری چیزها را از دست می دهد که یکی از آنها سرمایه اجتماعی است که طی سال ها شکل گرفته است. در شرایط جدید یک صحنه یا خبر آزاردهنده یا غمناک بسیار کوچک هم می تواند او را به قعر افسردگی و غربت زدگی سوق دهد. در نتیجه بخشی از مهاجران تمرین می کنند تا اخبار بد را نخوانند و اگر هم بخوانند از آن بگذرند. آنان تمرین می کنند که در حوادث بد به هیچ وجه مکث نکنند. قرار نیست آنان در آنجا مانند ایران باشند.

* جامعه شناس و استاد دانشگاه

کد خبر 1309321

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 62
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • CZ ۰۷:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    84 17
    چه نکات درستی رو اشاره کردید. ما ایرانی ها همیشه خودمون رو کم می بینیم یه نوعی خودکم بینی تاریخی
    • IR ۰۸:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      این به علت دخالت دولت در تمامی مسائل زندگی ما دارد. آنها تصمیم گیرنده برای نحوه و کیفیت زندگی ما هستند
    • عرشیا IR ۰۸:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      94 9
      تمام این مواردی که برشمردید از این مهم نتیجه گیری میشود که تقریبا هیچ علقه و وابستگی حقیقی میان مردم و سیستم دیگر وجود خارجی ندارد و مردم در اینجا فقط در تکاپوی روز را به شب رساندن با حداقل تلفات در معنای عام ان هستند....
    • IR ۰۹:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      36 28
      بیچاره ایرانیان که رسانه داخلی و خارجی در حال تخریب و سیاه نمایی اونهاست
    • نصرتی IR ۰۹:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      33 4
      جامعه شناسی اقتدارگرایی ایرانی رو بخونید می فهمید چرا و این رفتارها ریشه در چه وضعیت گذشته و حال سیاسی ما داره
    • مسعود IR ۱۱:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      27 49
      تاریخی نیست بلکه نتیجه تلاش های غربی برای القای حس بدبختی است
    • نسیم IR ۲۱:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      1 0
      عجب تحلیل مضحکی..درصد حوادث در این کشورها با ایران یکی است؟.. حجم مشکلات ساختاری و فرهنگی ایران چقدر است؟...
    • مریم IR ۱۹:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۱
      2 0
      من مدتی خارج از ایران زندگی کردم و تجربه خودم را بیان میکنم و به دیگران تعمیم نمیدم. در اون زمان مفهوم وطن برای من بسیار مهم شده بود و برای اینکه احساس ریشه دار بودن و وصل بودن به یک جامعه رو داشته باشم نسبت به مسائل ایران بسیار حساس بودم. از طرفی کشورم و مردم و با آلمان که در اونجا زندگی میکردم مقایسه میکردم و میدیدم با کمی تغییر در رفتار اجتماعی ایران جای خوبی برای زندگی خواهد بود و سعی میکردم با واکنش به مسائل اجتماعی در این مورد موثر باشم.
  • سعید IR ۰۸:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    26 31
    آقای علیخواه نوشته شما خیلی ساده انگار به مردم ما میگه که نمی فهمید در چه وضعی هستید. واقعا چرا؟
  • بي نام IR ۰۸:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    94 12
    مهاجر در هر صورت شهروند درجه ٢ محسوب مي شود و نمي تواند زياد اعتراض كند، حالت مهمان را در كشوري كه اورا قبول كرده دارد .
    • RO ۱۱:۱۶ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      68 7
      شما میتونی اینجا اعتراض کنی و ب جایی برسی ؟
    • کورد ئیلامی IR ۱۶:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      22 10
      فکر کنم ما ایرانیا بریم جیبوتی باز از اینجا آزادتریم.
  • سعادت IR ۰۸:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    5 19
    آقای علیخواه یادداشت های شما رو دنبال می کنم . نگاه تون رو می پسندم وفقط احساس می کنم کمتر به اندیشه های فلسفی معاصر توجه دارید
  • CZ ۰۸:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    89 3
    اصلا ایرانی ها خارج از ایران یه جوره دیگه ای میشن. من ندیدم خارجی ها که میان ایران تغییر شخصیت بدن اما ایرانی ها میرن خارج کلا عوض می شن . چراااا؟
    • IR ۰۹:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      38 3
      نشانه خود کم بینی ایرانی هاست
    • IR ۰۹:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      56 8
      ریشه در عقده های اجتماعی و سیاسی کشور داره شخصیت ایرانیان حاکی از شخصیت حکومت اون هاست
  • محمودیان CZ ۰۹:۱۶ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    21 13
    چه نکات عالی ای رو اشاره کردید ممنون از شما آقای دکتر علیخواه
  • مریم IR ۰۹:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    41 7
    تحلیل خوبی بود.
  • مینا انیسی IR ۰۹:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    20 29
    خیلی ممنون از این یادداشت خوب
  • FR ۰۹:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    56 6
    اگه غیر از این بود من تعجب میکردم. ایرانی وقتی میره خارج با فرهنگ اونا خیلی نزدیک نیست. تازه بره مثلا دخالتم بکنه نگرانم بشه جوابش اینه که تو اگه خیلی ناراحتی برو کشور خودت و خیلی حرفای دیگه. وقتی از ایران رفت دیگه به آخر خط رسید و رفت خیلی از مسائل رو خاک کرد و رفت. مهاجر تا حدودی شبیه آواره است آدم آواره مگه میتونه نگران کسای دیگه باشه.
  • IR ۰۹:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    59 6
    درنهایت میخواستی چی بگی ؟ما وقتی درکشور خودمان احترام وحریم شخصی نداریم در هر زمینه ای رانتخواری داریم درنهایت خوردن حق ادمهای صادق چه انتظاری از ادمهای فرار کرده داریم ما باید عیبهای اساسی خودمان را تخلیل کنیم
  • IR ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    52 10
    به اصطلاح جامعه شناس اینجا اقتصاد دولتی است. اینجا آموزش و پرورش و نهادهای امنیتی و اجتماعی دولتی هستند. پس اگر وضعیت بدی برای یک نفر رخ دهد یکی از عوامل اصلی حکومت است. ضمنا سیاست های خارجی و اقتصادی تاثیر صددرصد مستقیم بر اقشار ضعیف دارد. این جرایم هم که ذکر کردی خبر چند روز کانادا هست کلا خبر یک روز استان من است.
    • بی نام RO ۱۲:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      13 5
      اولا اینجا خصولتی است.دوما در خارج هم دولت در خدمت طبقه سرمایه دار است پس اونجا هم جامعه در دست الیتی از پولداراس.چندان فرقی نداریم جز اینکه اونجا خدمات عمومی کمی بیشتره
  • CZ ۱۰:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    8 7
    مقاله عالی ای بود ممنون استفاده کردم
  • شمس تبریزی IR ۱۰:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    60 14
    سوال شما جواب طولانی داره. اما اگر بخوام کوتاه جواب بدم مربوط میشه به یک نوع انتقام «ناخودآگاهانه» از سیستم. شما فرمودید چرا از نظر ایرانی مهاجر، مثلا کارتن خوابی یک اننتخاب به حساب میاد اما در ایران سیستم را مقصر میدانند؟ خب اجازه بدید من با ذکر مثال توضیح بدم. همین مایک پمپیو را نگاه کنید. او یک افسر زرهی بوده اما الان ویر خارجه آمریکاست. اگر در ایران بزرگ میشد الان فرمانده آش خورها بود اما توی آمریکا بوده و شده وزیر خارجه. وندی شرمن فوق لیسانس مددکاری داره. اگه توی ایران بود و تازه اگر پارتی هم داشت، باید مثلا توی بهزیستی با یه عده بیچاره سر و کله میزد اما توی آمریکا بزرگ شده و میشه مذاکره کننده هسته ای. رودی جولیانی پدرش تلکه بگیر و لوله کش فقیری بود. اگه توی ایران بود میشد جزو عملی های میدون هرندی اما چون توی آمریکا بوده شده شهردار نیویورک و وکیل رییس جمهور ایالات متحده. مثال از این موارد زیاده. من چند مورد را اشاره کردم. وقتی آدم چنین وضعیتی را در امریکا میبینه، احساس میکنه اونی که در آمریکا کارتن خواب شده، به انتخاب خودش بوده. از این نظر دفاع نمیکنم اما بالاخره واقعیت داره
    • IR ۱۰:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      30 6
      آفرین دمت گرم عالی نوشتی
    • عرشیا IR ۱۱:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      40 5
      اینجا هم طرف تو میدون تره بار پادو بوده الان تو فلان ارگان .... همه کاره هست و از صبح تا شب با شبکه خبر و شبکه افق مصاحبه میکنه ،خواهشا اینقدر اطلاعات طبقه بندی شده ات را به رخ خلق الله نکش شمسی جون....
    • IR ۱۲:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      22 2
      همین وندی شرمن با فوق لیسانس مددکاری اگه تو ایران یه مسئولیت سیاسی میگرفت همین شماها فریاد سر میدادید که مدرک و تحصیلاتش به کارش نمیخوره و از سقف آویزونش میکردین! یک بخش عمده اینی که میفرمایید برمیگرده به نفکر اشتباه قشر نخبگان و مردم عادی درباره تحصیلات دانشگاهی نه رویکرد سیستم
    • بی نام RO ۱۲:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      6 7
      پمپیو و جولیانی حتی اگر اینهایی که شما میگید بوده باشند الان چی هستند؟عمله سیستمی که آدم تربیت میکنه برای اینکه در آینده جامعه را به کارتن خواب و سرمایه دار تبدیل کنه .
    • شمس تبریزی IR ۱۲:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      13 7
      قیاس نابجایی کردی عرشیا. اونی که به قول تو توی تره بار بوده و الان با شبکه خبر مصاحبه میکنه، بر اساس رابطه و خود شیرینی کردن و دستمال یزدی به دست گرفتن به اونجا رسیده. اما رودی جولیانی و پمپیو از این کارها نکردن و شدن شهردار نیویورک و وزیر خارجه. بر اساس استعداد خودشون این شدن. شما بین بی استعداد و با استعداد را فرق نذاشتی. یه عکس از همین ریچارد نفیو دیدم. تمام دستهاش خالکوبی بود. همینی که خالکوبی داره شده معمار تحریمهای ایران و 82 میلون نفر را گذاشته سر کار. چرا؟ چون با استعداده که بردنش وزارت خارجه. خب همین مجلس ما را نگاه کن، همشون مودب و با کلاس هستن. همه دکتر مهندسن اما حریف همین ریچارد نفیو که بی کلاس هم هست و تاتو هم داره نشدن. دوغ و دوشاب را از هم تشخیص بده دوست من.
    • IR ۲۰:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      1 1
      اینجا هم کم نیستن کسانی که با جربزه و کارآمدی به مقام و منصب رسیدن همونطوری که اونجا هم کم نیستن مقاماتی که با رانت فامیلی پیشرفت کردن
    • شمس تبریزی IR ۲۱:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      0 0
      با عرض پوزش از همه دوستان و خبرآنلاین. من تیتر را خواندم و خیال کردم منظور دکتر بی تفاوتی مهاجران ایرانی نسبت به رویدادهای داخل ایرانه. بر همین اساس هم کامنت نوشتم. الان که متن را خواندم فهمیدم تمام کامنتهای من پرت و بی ارتباط با مطلب ایشان بوده. خخخخخخخخخخخخ. آقا جدا عذر میخوام. خیلی شرمنده شدم . البته بر من نگیرید. اعصابم یه خرده خراب بود که بدون خواندن متن کامنت نوشتم . خداحافظ شما خخخخخخخخخخخ
  • IR ۱۰:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    41 7
    اقتصاد و سیستم دولتی کاری کرده که خواهر من با همسر و یک پسر 5 ساله اش با ویزای تحصیلی به کانادا برونو و قصد اقامت در آنجا رو داشته باشند هر دو با دو مدرک فوق لیسانس.و کارشون رو هم از همین ایران گرفتند.امنیت شغلی و اقتصادی مهم ترین دلیل مهاجرت است
  • IR ۱۰:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    29 3
    به خاطر بافت اجتماعی وعرف جامعه ایران اکثر افراد وقتی داخل کشور هستن خود واقعی شون نیستن یه جور شخصیت دوم داریم ولی وقتی میرن خارج آدمها خود واقعی یا شخصیت واقعی شون رو نشون میدن چون ترسی از قضاوت شدن ندارن وراحت اظهار نظر میکنن وسبک زندگیشونو خودشون انتخاب میکنن
  • IR ۱۱:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    15 5
    ببخشید متوجه نشدم منظورتون از این تحلیل چیه. یعنی اگر ایرانی ها به جای مهاجرت ٬ همون رفتار بعد از مهاجرت را در ایران داشته باشند خوشبخت می شوند؟ بقیه مهاجران چه رفتاری در کشور مقصد دارند؟ خیلی ساده به موضوع نگاه کردید.
  • RO ۱۱:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    18 1
    اینجارو بنویسید صد برابر بدتره
  • IR ۱۱:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    34 10
    چون از پیگیر جنایات و درستکاری دستگاه قضا و پلیس مطمئن هستند
  • بی نام RO ۱۱:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    17 3
    سرزنش قربانی به جای سرزنش سیستم یعنی آگاهی سیاسی و اجتماعی همه ایرانیان زیر صفر
  • محمدرضا IR ۱۱:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    2 9
    "قبل از ادامۀ بحث باید تأکید شود که نهایت ساده اندیشی است اگر نویسنده این متن به عنوان یک جامعه شناس بخواهد بگوید که از نظر آسیب های اجتماعی یا وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه، ایران با کانادا یا آلمان یا اتریش هیچ فرقی ندارد." سعی کن تو مقاله بعدیت روی این کار کنی و وارونه جلوه بدیش!
  • IR ۱۱:۴۰ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    20 3
    پیشنهاد میکنم حضرتعالی در صورتی که برایتان امکان دارد حداقل یک سال در غرب سکونت کنید .این فرصت خوبی هست برای یک جامعه شناس و حتما تجربه خوبی هم خواهد بود .
  • RU ۱۲:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    4 2
    الان تو امریکا ینی جرم و جنایت و قتل و غارت و سرقت و تجاوز بیداد نمیکنه که یه عده کلاه ما بدبخت و بیچاره هستیم سرشون گذاشتن عایا؟
  • علی CY ۱۳:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    9 2
    بنظر من متن شما چند مغلطه بزرگ داشت که نیاز به اصلاح داره. یکی اینکه فرض اولیه شما با چه آمار و مستنداتی اثبات شده؟ یعنی چه مستنداتی هست که ایرانیان مهاجر پریشانی و نگرانی کمتری نسبت به گذشته دارند؟ تقریبا همه مهاجرین بخشی از عزیزانشون در ایران ساکن هستند و حتی در صورتی که این طور هم نباشد ، در مقاطعی از جمله مشارکت در امور خیریه یا حتی انتخابات نشان داده اند که پیگیر و نگران مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی داخلی هستند. مغلطه دوم این که نگاه شما به جوامع دیگه که شامل بیش از صد ها کشور و هزاران فرهنگ مختلف میشه یک بسته مشخص از افراد فرد گرا هست که همگی در حال تلاش در جهت منافع شخصی هستند. تعجب می کنم چطور یک جامعه شناس هزاران فرهنگ رو در این بسته بندی عوامانه قرار داده است. مغلطه ها ی دیگری هم در مقاله هست .
    • شمس تبریزی IR ۱۴:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      9 0
      نیاز ی به آمار نیست. کسی که یه مدت خارج کشور بوده باشه و با ایرانی های آنجا ارتباط داشته باشه متوجه میشه ایشان درست میگه. در مورد مشارکت سیاسی و غیره هم اشتباه میفرمایید. فرضا ایرانی ها چندین دهه است که در آمریکا هستن و از قدرت مالی و تحصیلات بالایی هم برخوردارن اما عرضه تشکیل چند لابی قوی که بتونه از حقوق مردم ایران دفاع کنه تا دولت آمریکا همچین تحریمهایی را نتونه وضع کنه، نداشتن. لابی نایاک هم که بهتره درباره اش حرفی نزنم. اون لابی دنبال براندازی هست حتی اگر به قیمت بیچارگی مردم تموم بشه. اینها ذره ای دلسوزی برای ایران و ایرانی ندارن و ظاهرشان با باطنشان فرق داره. سنگ این مهاجران را به سینه نزنید جانم. البته به استثناها کاری ندارم.
  • کوروش CA ۱۳:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    24 12
    من ساکن تورنتو کانادا هستم و متن شما به خاطر عدم اطلاع از شرایط حاکم بر کانادا نوشته شده است. از دیدن کسی که اینجا سرش توی سطل آشغال هست ناراحت نمی شویم و کاملا درسته چون دولت به هرکسی که کار نداشته باشه از ۸۰۰ تا ۱۳۰۰ دلار ماهیانه پرداخت میکنه که اگر ایشون مواد نکشن میتونن هر روزی سه وعده غذای عالی نوش جان کنند و البته مکانهای به نام شلتر وجود داره که اگه تشریف ببرید اونجا بدون سوال که چه کسی هستید به شما جای خواب و سه وعده غذای گرم می دهند ولی این عزیزان کارتن خواب کانادایی ترجیح میدهند همونجا گدایی کنند و همونجا مواد بکشند و از توی زباله ها غذا بخورند. پس انتخاب خودشونه نه جبر روزگار
    • بی نام RO ۱۴:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      6 1
      منم ساکن تهرانم و از توصیفی که شما کردید به نتیجه نرسیدم مقصر خود اون طرف است.در امکانات و خانواده های مرفه و برابر متولد شدن است که اختیار در آن معنی دارد. در غیر اینصورت هرگونه سرنوشتی جبری است
    • IR ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      7 0
      تا جایی که من می دونم بعضی از این خدماتی که گفتین دائمی نیستش مثل حقوق 800 تا 1300 دلار در ماه.
    • IR ۲۰:۲۹ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      7 1
      اونوقت چرا اینطوری ترجیح میدن؟ مگه به کجا رسیدن؟ ته دنیا؟!!!!
  • رضا AE ۱۳:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    14 1
    سلام بنظر من این مشکل ناشی از نگاه به یک ایدولوژی است در کشوری که حکومت اسلامی است و نگاه مردم به حکومت از دیدگاه وظیفه ای است که خداوند بر دوش حکومت گذاشته و دولت موظف است مردم را بسوی کمال و رسیدن به اوج معرفت و زندگی دین مدارانه کمک کند و با تبعیض و نارسایی ها با کمک خمس و زکات و انفاق و وقف و مالیات تعدیل کند و حلال‌ها و حرام ها وجود دارد‌؛ که در کشورهای دیگر این یک امر فردی بوده و نه حکومت دخالت می‌کند و نه انتظار مداخله هست پس پول حرف اول را می‌زند اقتصاد رودر روی وقف و خمس و... است بهترین جواب را باید در دستور العمل حضرت امیر المومنین علی علیه السلام در خصوص حکومت داری که در نهج البلاغه آمده باید دید
    • شمس تبریزی IR ۱۴:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      5 12
      خیر. آدرس غلط میدهید. در زمان پهلوی هم که حکومت اسلامی نداشتیم همین وضع بود. پیش از پهلوی هم یعنی دوره قجرها هم همین بود. شما دارید صورت مساله را پاک میکنید
  • IR ۱۴:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    1 0
    چون خود ما هم مهاجریم
  • مکین IR ۱۶:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    1 1
    قلم روان و دقیق.تشکر از متن خوبتون
  • AT ۱۶:۴۶ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    8 2
    اگر منظورتان از جمع گرایی، دخالت و سرک کشیدن در امور شخصی و زندگی دیگران است، بله در غرب چنین چیزی نداریم، برعکس ایران که فضولی در زندگی مردم، بصورت کاملا برنامه ریزی شده و سیاست گذاری شده دنبال میشود. در غرب، سازمانهای خیریه بسیار بیشتر از کشورهای اسلامی فعال هستند و کار گروهی بهتری هم دارند، آنقدر که در بسیاری از کشورهای آفریقایی، این خیریه های غربی هستند که فعالیت میکنند نه سازمانهای اسلامی
  • رویا CA ۱۷:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    10 3
    من در ونکوور زندگی می‌کنم. یه بخش از این عبور کردن بخاطر اینه که خودم رو در قبال این جامعه مسئول نمی‌دونم، احساس تعلق ندارن و بخاطر فردگرایی جامعه اگر برای منم چنین اتفاقی بیفته هیچکس دلسوزی نمیکنه. اینجا همه نسبت به هم بی تفاوتند، نه فقط من مهاجر. پس برای چی الکی باید به خودم استرس بدم؟
  • AU ۱۸:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    10 3
    سوال: چرا ایرانیان مهاجر می‌بینند و عبور می‌کنند؟ جواب: بعلت تفاوت سیستم حکومتی در ایران با کشورهای توسعه یافته ی مهاجرپذیر، مانند استرالیا و کانادا. در این کشورها چرخش قدرت (حداقل در ظاهر) در حکومت وجود داره و مردم ارکان حکومت رو بر اساس یک سیستم دموکراتیک بدون نظارت استصوابی انتخاب میکنند، اما در ایران اینگونه نیست. بنابراین، حکومتی که برای خودش حق نظارت استصوابی قائل میشه و معتقده صلاح مردم رو بهتر از خود مردم متوجه میشه، عقلا و منطقا بیشتر مسوول مشکلات اجتماعی هست. با تشکر
    • IR ۲۰:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
      4 2
      آره، حتما استصوابی نیست! در همون آمریکا تا عضو یکی از دو حزب نباشی زندگی سیاسی هم نخواهی داشت
  • IR ۱۸:۳۹ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    5 0
    شاید به خاطر این که پشت اکثر مهاجرت های ایرانیان نوعی جبر خفته است و در نتیجه با رضایت بالای قلبی مهاجرت نمی کنند بنابراین هنوز هم به اوضاع اجتماعی وطنشان به نوعی علقه دارند ، و این علقه و رابطه نسبت به کشور جدید محل زندگیشان خیلی دیر به وجود می آید.
  • اکبر IR ۲۰:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    0 0
    مطلب جالب و تحقیق موثری می تونه در ارتباط با تطبیق زندگی در ایران به منظور مقابله با شرایط سخت زندگی اینجا باشه.
  • IR ۲۲:۴۳ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۹
    1 0
    تحلیل آقای شمس جالب بود ولی تعجب کردم که ایشان در تمامی متن بوضوح فریاد میزنه که در سرزمین استعمار و قدرت طلبی این امکان وجود داره که هر کس با هر پیشینه علمی و تحصیلی و با تکیه بر توانائیهای شخصی بتونه به بالاترین مراکز تصمیم گیری کشورش راه پیداکنه ولی آیا بنظر آقای شمس همین زمینه در کشور خودمان هم وجود داره . آیا تمامی کسانیکه در راس هرم قدرت هستند نه لزوماٌ دولت و بخشی از مجلس که به کرات هدف توپخانه آقای شمس قرار گرفته اند شایسته منصب خود هستند و آیا تمامی کسانیکه با داشتن بالاترین توانائیها عطای رفتن را به لقای ماندن ترجیح دادند فابد چنین خصوصیاتی بودند . برادر شمس در آنجا فرد بر اساس توانائی بالا میره اینجا اول گرایشات قومی و خویشی و حزبی و همنظری و سفارش شده و صد تا چیز دیگه و بعد تخصص و تجربه در نهایت در تقسم موقعیت های شغلی و خیلی چیزهای دیگه عدالت وجود نداره
  • ارمین ساکن مونترال CA ۰۴:۰۲ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۰
    5 2
    بنده یه سال نیم ساکن مونترالم تاکنون نه دیدم و نه شنیدم که یکی بگه کیفم زدن ،موتوری موبایلمو گاپید،زورگیرها لختم کردن،ظبط ماشینمو دزد برد، زاپاستم رو بردن!!نمیگم نیست اونقدر کمه ممکنه در چند سال مواجه شوین.در حالیکه حداقل یکی از اینها برای تک تک ساکنین شهرهای بزرگ ایران یا خانوادش پیش اومده!.ضمنا اینجا نرخ بیکاری ۵ درصد هست اونقدر کار هست که همه بتونن کار کنن دولت کلی امکانات مهارت اموزی و آموزش رایگان برای افرادبا درامد پایین فراهم اورده.پس اگه کسی سراغ این نمیره بجاش جلوی مکدونالد از من پول خورد طلب میکنه تا تو سرمای کانادا یه قهوه داغ نوش کنه بله پس اینم انتخاب خودشه!بجای کار کردن به همون چک مستمری ۷۰۰$دولت در اول ماه قناعت میکنه و خیلیاشونم اونو هفته اول خرج عیشونوش میکنن.اینم انتخاب خودشه. تازه کلی موسسات خیریه و حتی دولت اینهارو بویژه در فصل سرد گرمخانه لباس تغذیه پزشکی ساپورت میکنه دیگه نیازی به توجه من نداره!با ۷۰۰$راحت میتونن سیر بشن ولی خرج چیزه دیگه مکنن.تاسف میخورم استاد دانشگاهی چرت و پرت بیاد تو رسانه طرح کنه!حالاتو ایران فقرو انتخابه کیه فقیر یا سیستم؟!پاسخ واضحه.
  • ارمین ساکن مونترال CA ۰۴:۳۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۰
    2 1
    مطالب ایشون کاملا غلط غیر واقع و ۱۸۰ درجه عکس وقعیت اینجاست.
  • مخلص شما IR ۰۴:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۰
    0 3
    ممنون از متن و قلم زیباتون ، ممنون از انتقال تجربیات ارزشمندتون . زنده باد ایران و ایرانی .
  • ارمین ساکن مونترال CA ۱۰:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۰
    3 1
    در ادامه مطلبم،اینجا توی مونترال مردم اکثرا به قشر گدا(homeless) به چشم ادمهای تنبل و مفت خور و بی عرضه نگاه میکنن چون بقیه باید کار کنن و مالیات بدن و مالیاتشون بره تو جیب این ادمههای تنبل و بی عرضه که با وجود امکانات فراوان اینجا و اشتغال ، زندگی خیابانی و حقوق حداقل مستمری (welfare) رو برگزیدند و اونم هفته اول به باد میره.همون مکدونالدی که جلوش گدایی مکنن اکثرا کارگر نیاز دارند ساعتی ۱۳ تا ۱۴ دلار!!!ولی گدایی کردن رو بجای کار انتخاب میکنن.نه فقط ایرانیها بلکه همه نگاه منفی دارن به این قشر. اینجای گدایی و فقر انتخابه نه تحمیل سیستم.سیستم همه راههای فرار رو برای اینها گذاشته .ضمنا خدمات بیشماری از قبیل مشاوره درمان ترک اعتیاد و سرپناه به اینها ارایه میشه .یقینا این آقای اسستادددد یه چیزهایی نصف و نیمه شنیده از وضعیت اینجا.بازم متاسفم به اساتیدی مثل ایشون!!