۳ نفر
۸ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۰:۰۸
آیا به حکمران خیرخواه نیاز است؟

در جوامع ابتدایی که مردم از فضیلت و معرفت بدورند،‌ خیرخواهی حکمران معنا پیدا می کند!

یوکیشی،‌ نظریه پرداز معاصر ژاپنی در کتاب نظریه تمدن، به نکته دقیقی می پردازد. او بر آن است که وقتی معرفت/دانش و فضیلت/اخلاق در میان توده مردم فزونی بیابد، دیگر حکمران مجال آن را ندارد که با خیرخواهی خود مردم را خیره کند!
در جوامع ابتدایی این حاکمان خیرخواه هستند که به دفاع از حقوق آدمیان برمی‌خیزند، به همین سبب توده مردم چشم امید به چنین فردی می دوزند و حتی اگر اختیاری برای انتخاب داشته باشند باز می کوشند تا فردی را که بیش از همه خیرخواهی دارد، برگزینند و این به دو سبب است؛‌ یکی پایین بودن سطح معرفت و فضیلت عمومی و دیگر نبود سازکار منطقی یا قانونی تعامل آدمیان با یک دیگر که بر حقوق انسان‌ها استواری دارد.

او معتقد است اخلاق با پیشرفت تمدن به تدریج قدرتش را از دست می دهد، نه به این معنا که میزان اخلاق در جهان کاهش می یابد، بلکه در واقع با افزایش معرفت که ملازم پیشرفت تمدن است، میزان فضیلت نیز افزایش می یابد. فضیلت خصوصی به فضیلت عمومی تبدیل می گردد و در مجموع معرفت عمومی و فضیلت عمومی در میان توده مردم گسترش پیدا می کند و سرانجام به آسایش خاطر منجر می شود. وقتی هنر دست یافتن به آسایش، هر روزه پیشرفت کند،‌ می رود که از جنگها کاسته شود، در پایان به جایی می رسیم که مردمان به خاطر زمین نجنگند و طمع ثروت نکنند. وقتی که چنین شد، آیا تصور می کنید که مردم به خاطر چیزهای فرومایه ای چون موقعیت حکمران دست به پیکار بزنند؟

واژه های ارباب و رعیت به گذشته تعلق خواهند داشت و حتی در بازی های کودکان،‌ کسی را به این نام نخواهند خواند. جنگ باز می ایستد و کیفر ملغی می گردد. حکومت دیگر ابزاری برای بازداشتن شرارت در جامعه نخواهد بود.

حکومت فقط با این هدف وجود خواهد داشت که نظم امور را نگاه دارد،‌در زمان صرفه جویی کند و از کار بی فایده بکاهد(نظریه تمدن، نشر آبی،‌۱۳۶۳،‌ص ۱۷۴-۱۷۵).
اگر فضیلت با آگاهی در وجود یکایک آدمیان نهادینه شود، دیگر جایی برای خیرخواهی حاکمان باقی نمی ماند!

کد خبر 1519837

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =