مذاكرات اسلام آباد

۱ نفر
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۵
قربانی کردن مهر مادری در پناه قانون

لابه لای کلماتی که بریده بریده همراه با هق هق گریه ادا می شد ، بوی تعفن ذبح انسانیت و  قربانی شدنِ پیوند مقدسِ مادر و فرزند در چرخ‌دنده‌های بی‌رحمِ قانون و مصلحت به مشام می‌رسید.

از نگاه مغموم و سراسر اندوهش می‌شد فهمید گونه‌هایش خیلی پیشتر از  بارش بارانِ پاییزی  خیس شده اند.

 با کیسه‌ای در دست و لوله‌ی سوندی که همچون زنجیری ناخواسته به پیکرِ رنجور او متصل بود، طوری میان شلوغی حیاط دادسرا حیران بود که بی گفت و شنودی می‌شد فهمید نگاه پر تمنای پیرمرد پی چاره‌ایست .

طوری سرما به جانش نشسته بود که در آن هیاهوی پیاده رو منتهی به دادسرا می شد صدای برخورد دندان‌هایش را شنید ، صدایی که در هیبت نفیری دلخراش ، دل هر انسانی را به درد می‌آورد .

در این سال ها ،در محدوده ی دادسراها چه بسیار تصاویر و موقعیت هایی  به ظاهر  مشابه دیده ام  اما قصه‌ی هیچ یک ، شبیه به آن یکی نیست ، به همین سبب باید گفت ، علیرغم شباهت وضعیت هایی که شاهد آن هستیم ،هر یک قصه و حکایتی منحصر به خویش دارند و تنها وجه اشتراک این موقعیت‌ها ، تلخی رویدادی است که روایت می‌شود.

یکی فرزند دلبندش در بند است و آن یکی پیگیر وضعیت پدر و دیگری دل‌نگران همسر و... .

در این بین قصه‌ی پیرمرد کیسه به دست ، حکایت دیگری است ! 

چند قدم بیشتر از انبوه جمعیت جدا نشده بودم، که همزمان سنگینی نگاهی مغموم و زنگ صدای دخترانه‌ای فرمان ایست داد.

 دخترک به اندوه سهمگینی دچار بود که می‌شد حجم آن را از پس بلورهای اشک انباشته در حدقه‌ی چشمان معصومش درک کرد. 

روی زانوهایم نشستم تا چشم در چشم با وی گفتگو کنم  که گفت ؛ آقا جونم ! آقا جونم...در پس تکرار این واژه ، سعی داشت  بغض نشسته در گلویش را فرو دهد تا مجال حرف زدن فراهم شود که شد ، اما با جاری شدن بلورهای مروارید روی گونه های معصومش !!

لابه لای کلماتی که بریده بریده همراه با هق هق گریه ادا می کرد ، بوی تعفن ذبح انسانیت و  قربانی شدنِ پیوند مقدسِ مادر و فرزند در چرخ‌دنده‌های بی‌رحمِ قانون و مصلحت! به مشام می‌رسید،  دخترک با کلماتی که چون تکه‌های شیشه در گلویش گیر می‌کردند، با همان بغض فروخورده در سکوتی تلخ با فریادی خاموش گفت : مامانم! نه! مامان نه! فاطی... بابام که تصادف کرد، فاطی رفت... حالا هم می‌خواد آقا جونم رو بندازه زندان

پیرمرد طوری سنگین و سحت قدم از قدم بر می‌داشت که گویی بارِ غمِ تمامی جهان را به دوش می‌کشد ، با همان جان بی رمق و آهی جگرسوز که در هر کلامش تکرار می‌شد ، شروع کرد به نقل ماوقع؛

چهلم بابای این بچه نشده بود که ننه‌اش رخت سیاه از تنش در آورد و گفت میره دنبال بخت و اقبالش ، یک‌ماه بعدش هم به بهانه‌ی گرفتن دیه از بیمه گفت مهرش و اجرا گذاشته ، منِ ساده‌دل به خیالم فاطی توی حال و هوای صنارسی‌شاهی است که بیمه بابت دیه‌ی جوانمرگ شدن بچه‌ام می‌ده ، نگو برا  اون ابوقراضه هم دندون تیز کرده بوده ، میون این دربه‌دری‌ها بختک نحسی افتاد روی این طفل معصوم و راهی مریض‌خونه شد... 

پیرمرد بی‌خبر از اقدامات اجرایی عروس که منجر به دستور توقیف ماترک( اموال به جا مانده از متوفی) مرحوم پسرش شده برای تامین هزینه‌ی درمان تنها یادگارِ پسرش ، خودروی تصادفی مرحوم را فروخته و  خرج درمان نوه‌اش کرده و حالا مادر دختر به اتهام فروش مال توقیف شده* و... علیه پیرمرد شاکی شده  !!

باری دیگر دیوارهای محکمه شاهدِ برخوردِ بی‌رحم و خشک قانون با لایه‌های زندگی بودند، قربانی شدنِ آبروی پیرمردی که فارغ از محاسباتِ سرد و بی‌روحِ قانون و چالش‌های اقتصادی در پی درمان نوه‌ی خویش هر چه داشته را هزینه کرده.

*مستند به ماده ۶۶۳ قانون مجازات اسلامی، هر کس عالما در اشیاء و اموالی که توسط مقامات ذیصلاح توقیف شده است، بدون اجازه دخالت یا تصرفی کند که منافی با توقیف باشد و لو مداخله کننده متصرف یا مالک آن باشد، به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.

تصرف و هرگونه دخالت در اموال به جا مانده از متوفی ، منوط به رضایت تمامی وراث و یا گرفتن حکم و دستور قضایی با موضوع تقسیم ماترک و تعیین تکلیف سهم‌الارث هر یک از ورثه است ،در غیر اینصورت اعمال حقوقی صورت گرفته نسبت به ماترک باطل و امکان وقوع جرایمی چون خیانت در امانت ، فروش مال غیر و...متصور است.

وکیل دادگستری_شیراز 

کد مطلب 2215779

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین