به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، برخی پژوهشهای گذشته ادعا میکردند که اهلی شدن اسبها دقیقاً همزمان با ظهور یک جهش ژنتیکی خاص (موسوم به شاخه DOM2) در حدود ۲۲۰۰ تا ۲۱۰۰ پیش از میلاد رخ داده است. اما دانشمندان در این مطالعه جدید، این نظریه را به چالش کشیدهاند. شواهد بهدستآمده از باستانشناسی، آزمایشهای پیشرفته DNA باستانی و بررسی استخوانها نشان میدهد که انسانها مدتها پیش از این تاریخ، اسبهایی از نژادهای مختلف (شامل سه گروه ژنتیکی DOM1، DOM2 و DOM3) را مدیریت میکردند، میدوشیدند و سوار آنها میشدند.
گروههای انسانی معروف به فرهنگ «یامنایا» (حدود ۳۲۰۰ تا ۲۶۰۰ پیش از میلاد) سوار بر اسبهای شاخه DOM2 میشدند که اجداد مستقیم اسبهای اهلی امروزی هستند. آنها این اسبها را در رژیم غذایی، آیینهای مذهبی و سیستمهای جابهجایی خود ادغام کرده بودند. تلاش انسان برای گزینش اسبهایی با استقامت بالا و خلقوخوی آرام، قرنها زودتر آغاز شده بود. بنابراین، اهلیسازی اسب به جای آنکه یک جهش ناگهانی باشد، یک فرآیند طولانی و منطقهای بود که تأثیرات بزرگ آن بر تحرک انسان و سازماندهی جوامع، از ۵ هزار سال پیش آغاز شد و بستر را برای فرمانروایی اسبهای نژاد امروزی فراهم کرد.
بخش اول: فرضیات گذشته در ترازوی نقد
مسئله اهلیسازی اسب و آغاز سوارکاری، تاریخ بشر را به شدت تغییر داد، اما جزئیات آن همیشه مورد مناقشه بوده است. اخیراً پنج مقاله علمی توسط تیمهای ژنتیک مطرح جهان، دیدگاههای سنتی را به چالش کشیدند. برخی از این مقالات مدعی بودند که اهلی شدن واقعی اسبها همزمان با اختراع ارابهها (حدود ۲۲۰۰ پیش از میلاد) رخ داده و سوارکاری گسترده حتی دیرتر از آن، یعنی پس از ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز شده است.
تیمهای پژوهشی دیگر معتقد بودند سوارکاریهای اولیه قبل از این تاریخ، تأثیر محدودی بر جابهجایی انسان داشته است؛ زیرا اسبها هنوز جهش ژنتیکی لازم برای آرام شدن و افزایش استقامت بدنی را پیدا نکرده بودند. بر اساس آن نظریات، تنها پس از سال ۲۲۰۰ پیش از میلاد بود که اسبهای اصلاحشده به سرعت در سراسر اروپا، آناتولی، خاور نزدیک و آسیای مرکزی گسترش یافتند و جایگزین گونههای قبلی شدند. آنها این دوره را آغاز رسمی اسبسواری میدانستند.
اما تصاویر و مستندات باستانی کشفشده در دشتهای اوراسیا (مانند حکاکی اسب روی جامهای نقرهای باستانی متعلق به ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد) نشان میدهند که ظاهر این اسبها تفاوت چندانی با اسبهای بعدی نداشته و انسانها از همان زمان در حال کنترل و استفاده از آنها بودهاند.
تصویر (A): قدیمیترین نگاره واضح از اسب دشتها؛ این تصویر، طرح برجستهای از یک اسب باستانی را روی یک جام نقرهای نشان میدهد که از قبر رئیس یک قبیله در منطقه «مایکوب-اوشاد» روسیه کشف شده است. آزمایشهای پیشرفته قدمت این اثر را بین ۳۵۲۰ تا ۳۳۵۰ پیش از میلاد (نزدیک به ۵۵۰۰ سال قبل) تخمین میزنند. محل کشف این جام دقیقاً در مرز میان کوهپایههای قفقاز شمالی و دشتهای ولگا-دون قرار دارد؛ یعنی درست همان منطقهای که نسل اسبهای اهلی امروزی (نژاد DOM2) در آنجا تکامل یافتهاند. به همین دلیل، دانشمندان احتمال میدهند این تصویر متعلق به یکی از اولین اسبهای این نژاد باشد بررسی دقیق این نگاره نشان میدهد که این اسب باستانی دارای سر بزرگ، یال سفت و ایستاده، گردن ضخیم و دمی تا حدی کاکلدار بوده است. این ویژگیهای ظاهری شباهت بسیار زیادی به اسبهای وحشی نژاد «پرژوالسکی» (تصویر سمت راست) دارد.
تصویر (B): حلقه اسبها پیرامون سفال باستان؛ این تصویر، طرحی از شش اسب را نشان میدهد که به صورت یک حلقه منظم گرداگرد یک ظرف باستانی حکاکی شدهاند. این ظرف باستانی در منطقه «اوساتوو» در دشتهای دنیستر واقع در کشور اوکراین کشف شده است. بررسیها نشان میدهند که قدمت این اثر به حدود ۳۳۰۰ تا ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردد. عکس اصلی این اثر توسط دیوید آنتونی در موزه تاریخ دولتی مسکو ثبت شده و طرح خطی آن برای وضوح بیشتر در گزارشهای باستانشناسی بازنویسی شده است.
بخش دوم: رد ادعای انزوای اسبهای یامنایا
پیش از این، برخی از ژنتیکدانان مدعی بودند که مردم فرهنگ یامنایا (مهاجران بزرگ دشتهای اوراسیا) هیچ ارتباطی با اهلیسازی اسبها نداشتهاند و مهاجرتهای بزرگ آنها صرفاً به وسیله ارابههای گاوی انجام شده است، نه سوارکاری. حتی ادعا شده بود که هیچ شواهدی از اسب اهلی در گورهای این مردم وجود ندارد.
اما این ادعاها شواهد علمی موجود را نادیده میگیرند. مستندات باستانشناسی نشان میدهند که گوشت و شیر اسب بخش مهمی از رژیم غذایی و آیینهای مذهبی مردم یامنایا بوده است. در یکی از بزرگترین سکونتگاههای کشفشده این فرهنگ (سایت میخایلیوکا روی رودخانه دنیپرو)، استخوانهای اسب حجم زیادی از بقایای جانوری را تشکیل میدهند و آثار چربی اسب روی ۳۷ درصد از تکه سفالهای این منطقه یافت شده است. همچنین در یک گورستان باستانی دیگر، ۴۰ سر اسب به عنوان بخشی از یک آیین مذهبی همراه با یک مرد دفن شده بودند.
پژوهشگران استدلال میکنند که سبک زندگی کوچنشینی این مردم در دشتهای خشک و برفی اوراسیا، بدون داشتن اسبهای اهلی برای کنترل گلههای بزرگ گاو و گوسفند عملاً غیرممکن بوده است. آزمایشهای ژنتیکی نیز تایید کردهاند که این اسبهای باستانی، جد مستقیم ۹۵ درصد از اسبهای اهلی امروزی هستند.
بر اساس آزمایشهای دقیق، قدمت این جمجمه باستانی بین ۳۳۶۸ تا ۳۱۰۱ پیش از میلاد (بیش از ۵ هزار سال قبل) تخمین زده میشود. این جمجمه که در شرایط آزمایشگاهی ایده آل (در محل اصلی کشف) مورد بررسی قرار گرفته، یکی از اسناد کلیدی دانشمندان برای اثبات اهلیسازی و مدیریت اسبها توسط انسان در هزاره چهارم پیش از میلاد است.
بخش سوم: بررسی سه نژاد مختلف اسب در باستان
آزمایشهای پیشرفته بر روی ژنوم اسبهای باستانی نشان میدهد که در حدود ۳۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد، حداقل سه جمعیت منطقهای بزرگ از اسبها وجود داشتهاند:
-
نژاد DOM1: مستقر در دشتهای آسیای مرکزی (شرق کوههای اورال)، شامل اسبهای سایت باستانی «بوتای».
-
نژاد DOM2: مستقر در دشتهای اروپا و دریای سیاه (غرب کوههای اورال)، شامل اسبهای فرهنگ یامنایا.
-
نژاد DOM3: یک تبار بومی اروپایی-آناتولیایی که در مناطق جنگلی و علفزارهای اروپا زندگی میکردند.
جزئیات و راهنمای این نقشه جغرافیایی به شرح زیر است:
محدوده نژادهای سه گانه: این نقشه نشان میدهد که در ۵ هزار سال پیش، نژادهای مختلف اسب در چه مناطقی از اوراسیا زیست میکردهاند.
نشانههای مثبت (+): این علامتها نشاندهنده سایتهای باستانی پدیدار شدن DNA باستانی اسبهای نژاد بومی اروپا (DOM3) در دوران پیش از فرهنگ یامنایا است.
نشانههای مربع (■): این علامتها محل گورهایی را مشخص میکنند که اسکلت انسانهای دفنشده در آنها، علائم قطعی ابتلا به «نشانگان سوارکاری» (آسیبهای استخوانی ناشی از اسبسواری مداوم) را بر اساس پژوهشهای «تروتمان و همکاران» دارا بودهاند.
شمارههای ۱۵ تا ۱۹: محل کشف نمونههای DNA باستانی متعلق به اسبهای دشتهای نژاد DOM2 در دورههای نوسنگی و مسسنگی (گروه NEONCAS) را نشان میدهد.
شمارههای ۱۹ و ۲۲ تا ۲۳: محدوده جغرافیایی اسبهای فرهنگ یامنایا و نژادهای وابسته به آنها (گروههای ژنتیکی CPONT و TURG) از تبار DOM2 را مشخص میکند.
شماره ۲۸: متعلق به منطقهای است که تبار ژنتیکی اسب باستانی کشفشده در آن هنوز ناشناخته باقی مانده است.
این نقشه در مجموع ۲۹ نقطه کلیدی باستانشناسی را در سراسر اروپا و آسیای مرکزی به تصویر کشیده است که از مهمترین آنها میتوان به سایتهای «شوابتال» در آلمان، «سالزمونده»، «میخایلیوکا» در اوکراین، «خوالینسک» در روسیه و «بوتای» در قزاقستان اشاره کرد.
شواهد قطعی سوارکاری در نژاد DOM1 (سایت بوتای)
بسیاری از جانورشناسان توافق دارند که اسبها در حدود ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد در بوتای قزاقستان اهلی شده بودند. مردم این منطقه متخصص نگهداری و پرورش اسب بودند. در این سایت باستانی، اسبها دوشیده میشدند، در حصارها نگهداری میشدند و ۹۹ درصد از غذای مردم را تشکیل میدادند.
شاهد قطعی سوارکاری در این منطقه، ساییدگی دندانهای اسب است. دانشمندان با مقایسه دندان اسبهای باستانی با اسبهای مدرن متوجه شدند دندانهای برخی اسبهای بوتای دقیقاً مشابه اسبهایی ساییده شده که به طور مداوم با دهنههای طنابی هدایت میشدهاند. ذرات خاک و شن چسبیده به طناب، در طول زمان این اثر را روی دندان اسب باقی گذاشته است. نوادگان این اسبها امروزه به عنوان «اسبهای وحشی پرژوالسکی» شناخته میشوند.
شواهد اهلیسازی در نژاد DOM3 (اروپا)
بررسی استخوانهای اسب در اروپای مرکزی (مانند آلمان، جمهوری چک و مجارستان) نشان میدهد که بعد از سال ۳۵۰۰ پیش از میلاد، اندازه بدن اسبها تغییر کرده و بسیار متنوع شده است؛ این تغییر اندازه، نشانه بارز مدیریت اسبها توسط انسان و اصلاح نژاد است. حتی در یک نمونه جمجمه کشفشده در آلمان با قدمت بیش از ۳۱۰۰ سال پیش از میلاد، ژن مربوط به لکههای رنگی بدن (اسبهای ابلق) یافت شده که این ژن منحصر به اسبهای اهلی است.
بخش چهارم: آغاز فرآیند تدریجی اهلیسازی
تحلیل ژنتیکی اسبهای باستانی نشان میدهد که انسانها از حدود ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد (عهد مسسنگی) شروع به استفاده از اسب در آیینهای تدفین خود کردند. در گورهای باستانی این دوره، بقایای سر و سم اسبها در کنار گاو و گوسفند دفن شده و گرزهای سنگی زیبایی به شکل سر اسب ساخته شدهاند که نشاندهنده ارزش بالای این حیوان در فرهنگ سیاسی و نظامی آن دوران است.
جدیدترین مدلسازیهای ژنتیکی روی دو ژن کلیدی اسب (یکی مربوط به کاهش ترس و اضطراب حیوان در برابر انسان و دیگری مربوط به استقامت کمر و قدرت پاهای جلو برای سوارکاری) نشان میدهند که اعمال فشار انتخابی و تلاش انسان برای تغییر رفتار اسبها، از حدود ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد آغاز شده است. این روند تدریجی در نهایت بین سالهای ۲۷۰۰ تا ۲۱۰۰ پیش از میلاد به یک گزینش شدید منجر شد که طی آن، انسانها اسبهای ضعیفتر را حذف کرده و گلههای اسب را به سمت نژادهای پرقدرت و آرام امروزی هدایت کردند.
پژوهشگران در پایان این گزارش از پنج محور کلیدی برای اثبات ادعای خود دفاع میکنند:
- تحلیل مجدد ژنتیک: بازخوانی دادههای ژنتیکی اسبهای باستانی اروپا، ردپای اسبهای دشت (DOM2) را در میان اسبهای بومی اروپا تایید میکند.
- شواهد لبنیات: آزمایش پروتئین روی جرم دندان اسکلتهای انسانی، مصرف شیر اسب توسط انسانها در بیش از ۵۰۰۰ سال پیش را اثبات کرده است.
- آسیبهای استخوانی انسان: بررسی اسکلت مردمان فرهنگ یامنایا آسیبهای خاصی را در ناحیه لگن و ستون فقرات نشان میدهد که مستقیماً ناشی از «نشانگان سوارکاری مداوم» است.
این شواهد در کنار هم نشان میدهند که مهاجرتهای بزرگ تاریخی انسان در سراسر اوراسیا، که ساختار ژنتیکی و زبانهای امروزی را شکل داد، بدون حضور اسبها و مهارت سوارکاری در هزارههای چهارم و پنجم پیش از میلاد غیرممکن بوده است. این فرآیند یک تکامل تدریجی به دست انسان بود، نه یک اتفاق ناگهانی.
۲۲۷۲۲۷




نظر شما