گل‌عنبری: اردوغان، ترامپ را به مسیری کشاند که می‌خواست

یک کارشناس مسائل بین‌المللی معتقد است که ترکیه پای تشکیلات خودگردان را هم وسط کشیده است و اینکه ترامپ چاره ای دیگر ندارد جز برکناری بن سلمان.

زهره نوروزپور: گزارش سازمان سیا علیه عربستان و شخص ولیعهد سعودی جنجال تازه ای در سطح بین المللی خصوصا میان بازیگران اصلی این پرونده یعنی ترکیه و آمریکا به راه انداخته است. سه روز از گزارش روزنامه واشنگتن پست درباره گزارش سازمان سیا می گذرد اما این سازمان هیچ واکنشی نشان نداده است این در حالی است که ترامپ در باره این گزارش گفته است نمی توان قاطعانه گفت که بن سلمان قاتل است! (اینجا)

در همین حال روز گذشته ترکیه پای یک کشور دیگر را وسط کشید، و اعلام کرد شخصی از امارات در پاکسازی آثار قتل نقش داشته است. (اینجا)

صابر گل عنبری کارشناس مسائل سیاسی، در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین گزارش سیا علیه عربستان و اقدام ترکیه درباره امارات را تشریح کرده است، او در این باره گفت: «حجم تاثیرگذاری ترور جمال خاشقچی را بی‌شباهت با ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش نیست که جنگ جهانی اول را برافروخت.

این ترور هم جنگ جهانی سیاسی علیه دولت عربستان به راه انداخته و هم بر بحران‌های منطقه‌ای اثرگذار بوده و خواهد بود و پای طرف‌های زیادی را به ماجرا کشانده است.

این پژوهشگر مسائل جهان عرب با مقایسه این ترور در ادامه تحلیل خود افزود: «از دیروز این پرونده با ورود برخی نهادهای قدرت در آمریکا وارد فاز بسیار جدی شده است. اگر ترکیه و اردوغان تا به حال در لفافه و با گوشه و کنایه به مسئولیت محمد بن سلمان اشاره تلویحی می‌کردند، منابعی در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا "سیا"، برخی سناتورها و نمایندگان کنگره از جمله رئیس شورای روابط خارجی سنای آمریکا مستقیما از شخص محمد بن سلمان به عنوان آمر قتل خاشقچی نام‌ می‌برند.»

گل عنبری در ادامه اضافه کرد: «در کنار آن هم، هماهنگی مشهودی در این پرونده میان آنکارا و واشنگتن مشاهده می‌شود. ترامپ هیچ وقت این چنین زبان به ستایش ترکیه نگشوده بود. البته تفسیرهای مختلفی از این انگیزه ترامپ شده و برخی معتقدند وی از این طریق می‌خواهد پیام‌های مشخصی به اردوغان برای پایان دادن به این ماجرا و نجات محمد بن سلمان بفرستد.
به هر حال، ترکیه و جریان رسانه‌ای آمریکا توانسته‌اند ترامپ را به مسیری بکشانند که می‌خواستند.»

وی اظهار کرد: «اگر از همان روزهای نخست ترور خاشقچی مواضع ترامپ مورد پایش دقیق قرار گیرد، چند چرخش‌ مهم مثل چرخش‌ها و تغییر روایت ریاض در مواضع او مشهود است.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا در خصوص اقدام سازمان سیا، کنگره  و پنتاگون علیه دونالد ترامپ بیان داشت: «هم اکنون لایه‌های قدرتمندی در سیا و کنگره به دلایل مختلف با قدرت وارد عمل شده و اطلاعات حساسی را درز می‌دهند.سیا یک روز قبل از گزارش‌های رسانه‌های آمریکا به ویژه واشنگتن پست و نیویورک تایمز جمع‌بندی خود درباره مسئولیت مستقیم ولیعهد را به اطلاع آنکارا رساند.
دو احتمال درباره این دو گانگی در آمریکا مطرح است؛ یکی این که آنچه را شاهدیم نهایتا یک هدف واحد را در چارچوب توزیع نقش‌ها میان کاخ سفید، سیا و کنگره دنبال می‌کند و این دوگانگی اعلامی است نه اعمالی.

احتمال دوم این که شاهد یک دو قطبی در این باره در سیستم آمریکا هستیم و یک جریان قدرت همپای جریان رسانه‌ای متنفذ علیه ترامپ کار می‌کند و با زیر سوال بردن مواضعش عملا او را به مسیر خاصی سوق می‌دهد. این احتمال دوم بیشتر مطرح است. تکذیبیه غیر مستقیم دیشب وزارت خارجه آمریکا مبنی بر غیر دقیق بودن جمع‌بندی سیا این شائبه را تقویت می‌کند؛ در حالی که خود این سازمان هنوز رسما تکذیبیه‌ای نداده است.
اگر به اظهارات ترامپ و جان بولتون از ابتدای طرح مساله خاشقچی تاکنون دقت شود، بیشتر در راستای حفظ محمد بن سلمان بوده است. همین چند وقت پیش بود که بولتون گفت مدارک موجود نشان نمی‌دهد ولیعهد عربستان در این قتل دست داشته است که چند روز بعد منابعی در سیا که نمی‌توان آن‌ها را بی‌ارتباط با دوستان محمد بن نایف و لابی قطری دانست، این گفته رئیس شورای امنیت ملی آمریکا را کاملا زیر سوال بردند.»

گل عنبری در نهایت درباره فشارهای داخلی آمریکا علیه ترامپ گفت:«اکنون ترامپ تحت فشار لابی‌های رسانه‌ای، سیا و کنگره و حتی پنتاگون است و مشخص نیست تا چه وقت در مقابل این فشارها دوام بیاورد؛ به ویژه این که انتشار اطلاعات موثق درباره دست داشتن مستقیم محمد بن سلمان در ترور و عدم واکنش جدی ترامپ، بر سرنوشت وی در انتخابات دو سال آینده ریاست جمهوری تاثیری منفی خواهد گذاشت.
از این رو، ترامپ شاید در نهایت چاره‌ای جز همراهی کامل با این جریان رسانه‌ای قوی و لابی‌های کنگره و سیا نداشته باشد و این احتمال بیشتر از قبل مطرح است که در نهایت مجبور شود پشت ولیعهد ریاض را خالی کند و خاندان حاکم بر عربستان بخواهد با کمک واشنگتن زمام امور را به دست گرفته و بن سلمان کنار گذاشته شود. البته این گزینه کار آسانی هم به نظر نمی‌رسد و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.

این پژوهشگر مسائل خاورمیانه در رابطه با اقدام و اطلاعات تازه ترکیه که پس از گزارش سازمان سیا اعلام شد گفت: « ترکیه دست بردار نیست و در تازه‌ترین اقدام پای امارات را هم به ماجرای کش‌دار خاشقچی کشاند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، روزنامه ینی شفق نزدیک به حزب حاکم ترکیه اعلام کرد که محمد دحلان نقشی فعال در جنایت ترور جمال خاشقچی ایفا کرده است در اینباره کارشناس ما بیان داشت:«این روزنامه نوشت که ۴ نفر مرتبط با دحلان یک روز قبل از ترور در دوم اکتبر از لبنان به ترکیه آمده و سه روز آنجا مانده‌اند و کارشان هم از بین بردن آثار و ادله قتل بوده است.
محمد دحلان وزیر کشور سابق فلسطین و مشاور امنیتی محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی (حاکم فعلی امارات) است. وی یکی از شخصیت‌های امنیتی پرنفوذ نه در سطح منطقه، بلکه در جهان است. تاج و تخت امنیتی خاص خود را دارد.

دحلان که از گزینه‌های احتمالی جانشینی محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین است، نامش در پشت پرده مسائل و اتفاقات سیاسی و امنیتی منطقه بسیار مطرح است؛ از کودتای مصر در ۲۰۱۳ و کودتای نافرجام ترکیه در ۲۰۱۶ گرفته تا بحران با قطر و جنگ علیه اخوان المسلمین در کشورهای مختلف.

جرج بوش رئیس جمهور اسبق آمریکا در سال ۲۰۰۳ هوش و ذکاوت محمد دحلان را ستود و گفت: "این جوان را دوست دارم".

وقتی حماس در سال ۲۰۰۷ کنترل نوار غزه را در نزاعی خونین با دحلان و نیروهایش به دست گرفت، به رام الله رفت و بعدا با ابومازن به مشکل خورد و از فتح و کرانه‌ باختری هم اخراج شد.
وقتی نام دحلان به ماجرای خاشقچی کشیده می‌شود، خود به خود پای امارات و شخص محمد بن زاید به وسط می‌آید که در روزهای نخست ترور در اقدامی معنادار و به دلیل "ناشناخته" سفر خود به فرانسه و اردن را ملغی کرد.

حالا باید منتظر کنار رفتن لایه‌های دیگر دخالت محمد دحلان و امارات در این مساله باشیم. ترکیه که همه چیز را یکباره منتشر نمی‌کند بلکه قطره‌چکانی پیش می‌رود.

گل عنبری درباره این سوال که آیا ترکیه می‌تواند شخصیت امنیتی قدری چون دحلان را بسوزاند و از صحنه تحولات منطقه کنار بگذارد، گفت: حماس و محمود عباس او را از غزه و رام الله اخراج کردند اما نتوانستند به نقش سیاسی و امنیتی او در فلسطین پایان دهند. وی هنوز هم در فلسطین پرنفوذ است و یک جریان در جنبش فتح را تحت عنوان "جریان اصلاحی" رهبری می‌کند.
 اگر آنکارا بتواند از طریق پرونده خاشقچی به زندگی سیاسی امنیتی دحلان پایان دهد، دیگر بعید است کشورها به ویژه در اروپا از او برای شرکت در اجلاس‌ها و نشست‌های امنیتی دعوت کنند. علاوه بر آن نشستن دحلان بر صندلی ریاست به جای ابومازن هم کاملا منتفی خواهد شد.
احتمالا محمود عباس که با دحلان خصومت شدیدی دارد، اولین شخصی باشد که از خبر ینی‌شفق و دست داشتن دحلان به وجد آمده باشد و سر از پا نشناسد.

این کارشناس برجسته جهان عرب درباره اینکه کویت اعلام کرده است که که نشست سران شورای همکاری خلیج فارس در ماه آینده میلادی در ریاض با حضور همه اعضای این شورا برگزار خواهد شد آیا این به معنی آشتی اعراب با قطر است؟ در پاسخ گفت: تحولات مهمی در حوزه عربی خلیج فارس اتفاق افتاده است. ملک سلمان و امیر قطر با امیر کویت تلفنی گفتگو کردند. در کنار آن ترکی محمد بن فهد مشاور پادشاه عربستان نزد شیخ صباح الاحمد رفت و پیام شفاهی ملک سلمان را به او رساند.در روزهای نخست ترور خاشقچی پیش بینی کرده بودم که احتمالا از پیامدهای جهانی این قضیه آشتی دوحه و ریاض باشد.
سه هفته قبل نیز محمد بن سلمان ولی‌عهد عربستان در اجلاس "داووس صحرا" به نوعی از قطر تعریف و تمجید کرد و گفت که قطر از اقتصادی قدرتمند برخوردار است و در پنج سال آینده نیر بهتر از این هم خواهد شد.
دو چهره رسانه‌ای قطری که ارتباط نزدیکی هم با شیخ تمیم بن حمد امیر قطر دارند، چند روز قبل دو توئیت "پرمعنا" و "قابل تامل" داشتند:
عبدالله بن حمد العذبه سردبیر روزنامه العرب قطر  نوشته بود که به زودی به ریاض سفر خواهد کرد.
جابر بن ناصر المری مدیر تحریریه این روزنامه هم توئیت کرد که در امارت ابوظبی فغان، ناله، خودزنی و خشم پنهانی در جریان است.

در نهایت از صابر گل عنبری کارشناس و پژوهشگر مسائل عرب و خاورمیانه پرسیدم که افکار عمومی برایشان سوال است که مگر جمال خاشقچی که بود که این گونه قضیه‌اش پردامنه و مساله‌ساز شده و ابعاد فراجهانی! هم پیدا کرده است؟
پرسشی منطقی است. بنده شخصا دلیل آن را تنها شخصیت خود خاشقچی نمی‌دانم. افرادی بسیار مهم‌تر از او از مقامات کشورها در این سال‌ها ترور شده و آب از آب هم تکان نخورد.
به نظرم این مساله دلایلی اساسی‌تر دارد:
۱- جنگ لابی‌های قدرت در آمریکا
۲- انتقام سخت رسانه‌های آمریکا از ترامپ از طریق تلاش برای زمین زدن دوست صمیمی او محمد بن سلمان. این هم از تبعات خصومتی است که ترامپ با رسانه‌ها دارد. در این ارتباطات گسترده ژورنالیستی جمال خاشقچی با رسانه‌های آمریکا به ویژه واشنگتن پست مزید بر علت است.
۳- ماهیت خود جنایت و فجیع بودن و بی‌سابقه بودن آن در مراکز دیپلماتیک یک کشور در خارج
۴- تاثیرگذاری بیش از حد ترور بر مسائل، پرونده‌های متعدد و روابط منطقه‌ای و بین‌المللی

52310

کد خبر 826191

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۴:۲۸ - ۱۳۹۷/۰۸/۲۸
    16 0
    ایرانی ها سیاست را از اردوغان یاد بگیرند.