سلطانی: آمریکای‌لاتین در حال خداحافظی با گرایش‌های چپگرایانه است

علیرضا سلطانی کارشناس مسائل بین‌الملل به بررسی وضعیت بحرانی ونزوئلا، مهمترین کشور دارندۀ ذخایر نفتی جهان پرداخته است.

محمد اکبری: دو هفته از سوگند مادور برای آغاز دور دوم ریاست جمهوری اش نگذشته بود که وضعیت ونزوئلا در هم پیچید. این پیچیدگی وقتی بیشتر شد که ترامپ به این تحولات واکنش احساسی نشان داد و خوان گوایدو رئیس جمهور خودخوانده را به رسمیت شناخت و مادرو را به واکنش نظامی نیز تهدید کرد. متعاقبا پرونده ونزوئلا با تلاشهای آمریکا به شورای امنیت رفت. در این جلسه، مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا اولین سخنران از بین اعضای شورای امنیت دولت مادورو را دولتی مافیایی خواند و گفت که 3 میلیون ونزوئلایی مجبور به ترک کشورشان شده‌اند. ترامپ چه برنامه ای برای ونزوئلا دارد؟ آیا دولت چپگرای ونزوئلا توان مقاومت در برابر فشارها را دارد؟ خبرگزاری خبرآنلاین پیرامون ابعاد این بحران و وضعیت پیش روی ونزوئلا با علیرضا سلطانی، مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل گفت و گو کرده ایم که از نظر می گذرانید: 

آقای سلطانی چرا التهابات و بحران سیاسی ونزوئلا در این مقطع و در شرایطی که تنها دوهفته از سوگند مادرو برای دور دوم ریاست جمهوری می گذرد روی داد؟

وضعیت بحرانی ونزوئلا از مدتها پیش قابل پیش بینی بود. شرایط اقتصادی ونزوئلا به عنوان آخرین سنگر چپ گرایی جدید در آمریکای لاتین از تقریبا یک دهه پیش رو به وخامت گذاشت و این شرایط با مرگ هوگو چاوز تشدید شد. در حالیکه بسیاری از کشورهای چپگرای آمریکای لاتین به لحاظ خط مشی سیاسی و اقتصادی وارد دوره ای از میانه روی در سیاست های اقتصادی، داخلی و خارجی شدند اما جانشین آقای چاوز یعنی آقای مادورو سیاست های تندروانه گذشته را دنبال کرد. سیاست هایی که آقای مادورو برای اجرا با چالش های خیلی جدی مواجه بود آن هم به این دلیل که ایشان برخلاف آقای چاوز فاقد یک متغیر مهم برای اجرای سیاست های چپ گرایی در ونزوئلا بود و آن این بود که محبوبیت و مقبولیت آقای چاوز را نداشت و در عین حال نتوانست، نه در افکار عمومی ونزوئلا و نه در افکار عمومی کشورهای آمریکای لاتین از جایگاه مناسبی برخوردار باشد، در حالیکه آقای چاوز به عنوان بانی چپ گرایی جدید در کشورهای آمریکای لاتین تا زمان مرگ از محبوبیت سیاسی مناسبی در بین افکار عمومی ونزوئلا همچنین افکار عمومی کشورهای آمریکای لاتین و حتی فراتر از آمریکای لاتین برخوردار بود.

اما آقای مادورو بدون در نظرگرفتن این مسئله مهم تلاش کرد که سیاست های گذشته را در ونزوئلا و حتی در حوزه آمریکای جنوبی دنبال کند، این در حالی بود که شرایط سیاسی و ژئوپولیتیکی آمریکای جنوبی بخصوص بعد از مرگ آقای چاوز بتدریج رو به تغییر گذاشت و حتی ما شاهد هستیم که کشوری مثل کوبا هم از این تحولات بی تاثیر نبود و به نوعی روند تحولات سیاسی کوبا هم به تدریج در یک فرایند تغییر و اصلاح قرار گرفت. اما در مورد ونزوئلا و شخص آقای مادورو کمتر دیده میشد.

نتیجه ای که این شرایط به همراه آورد تشدید بحران و رکود اقتصادی در ونزوئلا بود که نماد عینی آن افزایش شدید نرخ تورم و پایین رفتن شدید قدرت خرید مردم، بالا رفتن سریع خط فقر در میان مردم و همچنین مهاجرت میلیونی مردم ونزوئلا به کشورهای همجوار به خصوص برزیل و کلمبیا بود که رقمی بین 3 تا 5 میلیون نفر مهاجر از ونزوئلا در دو سال اخیر تخمین زده میشود. این نشان دهنده وخامت شرایط اقتصادی و به تبع آن شرایط اجتماعی در کشور ونزوئلاست. کشوری که دارنده بالاترین حجم ذخایر نفتی دنیاست با رقمی در حدود 320 میلیارد بشکه نفت اثبات شده که این کشور را در بین ثروتمندترین کشورهای نفتی دنیا قرار داده است، اما بر خلاف این دخایر مردم ونزوئلا بشدت از لحاظ اقتصادی در مضیقه هستند و این شرایط بطور طبیعی وقوع چنین بحرانی را قابل پیش بینی میکرد..

چرا آقای مادورو که با بهره گیری از موج مجبوبیت چاوز توانست به قدرت برسد اما نتوانست وضعیت مناسبی برای ونزوئلا رقم بزند؟

آقای مادورو بعد از مرگ آقای چاوز بعنوان نزدیکترین فرد به ایشان از محبوبیت و مقبولیت آقای چاوز استفاده کرد و توانست با رأی مردم ونزوئلا آنهم با یک رأی بسیار شکننده ای جانشین آقای چاوز در مسند ریاست جمهوری بشود. از همان زمان هم بحران ها و چالش های جدی بر سر حضور آقای مادورو در رأس قدرت در این کشور بود اما با وجود مخالفت های جدی در بین احزاب سیاسی و همچنین افکار عمومی، به دلیل حمایت ارتش این کشور از مادورو و جریان سیاسی وابسته به چاوز، وی توانست در دوره اول تا پایان در قدرت باقی بماند. این انتظار میرفت که برای دور دوم آقای مادورو یا خود در انتخابات شرکت نکرده و از قدرت کنار برود یا اینکه زمینه ای برای مشارکت واقعی احزاب سیاسی و مردم در انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا ایجاد بکند که البته برخلاف تصور هیچکدام از این اتفاقات روی نداد و مجددا آقای مادورو توانست با شیوه های مختلف بخصوص شیوه های پوپولیستی و مدیریت شرایط انتخابات به قدرت برسد و چندی پیش هم برای آغاز دور دوم ریاست جمهوری قسم یاد بکند. این شرایط نه در افکار عمومی مردم ونزوئلا نه در افکارعمومی آمریکای لاتین قابل پذیرش نبود.

وضعیت حال حاضر یک تقابل جدی بین امریکای ترامپ و مادورو را نشان می دهد. به نظرتان این تقابل از کجا سرچشمه می گیرد؟

بطور مشخص روی کار آمدن ترامپ در ایالات متحده آمریکا و بالا رفتن پرچم راست گرایی در این قاره بدست ترامپ زمزمه تقابل و چالشی جدی با دولت های چپ گرا بخصوص در حوزه آمریکای لاتین را تشدید کرد. ترامپ و دولت امریکا بصورت مشخص سیاست هایی را در حوزه آمریکای لاتین برای مقابله با دولت های باقی مانده بخصوص دولت ونزوئلا در پیش گرفتند که نمونه آن اتخاذ تحریم های اقتصادی و تحریم های نفتی علیه دولت ونزوئلا بود. اما آنچه این شرایط را تشدید کرد روی کار آمدن دولتهای راست گرا در آمریکای لاتین به خصوص یک رییس جمهور راست گرا در برزیل به نام  بولسونارو بود که به تازگی به قدرت رسید.

با توجه به اینکه برزیل مهمترین و موثرترین قدرت سیاسی و اقتصادی در آمریکای لاتین هست، به هرحال سیاست های این کشور روی فضای عمومی و سیاسی آمریکای لاتین تاثیرگذار است و روی کار آمدن آقای بولسونارو ضربه سنگینی را به چپ گرایی در آمریکای لاتین بخصوص آقای مادرو بعنوان اخرین سنگر آمریکای لاتین زد. با توجه به سیاست های راست گرایانه ای که رئیس جمهور برزیل در پیش گرفته که  این سیاست ها محدود به برزیل نیست و فضای عمومی آمریکای لاتین را در بر گرفته  این مسئله برای اقای مادورو یک مشکل جدی تلقی شد که میتوانیم آثار آن را در بحران ونزوئلا مشاهده کنیم.

آینده بحران سیاسی در ونزوئلا را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر میرسد که بحران اخیر در ونزوئلا وارد یک فضای بسیار پیچیده و مبهمی شده است در حالی که میتوانست از این فضا دور باشد و در یک شکل آرامتر و مسالمت آمیزتر منجر به انتقال قدرت در ونزوئلا از مادورو به یک جریان میانه رو در این کشور شود. این شرایط ونزوئلا را می تواند در آستانه یک جنگ داخلی قرار دهد، آنهم با توجه به دودستگی گسترده ای که در این کشور وجود دارد. در روزهای اخیر دو طرف تلاش کردند با استفاده ار ابزارهای قدرتی که در اختیار دارند در صحنه سیاسی و در کف خیابان در شهرهای ونزوئلا قدرت نمایی بکنند. آقای مادورو به پشتیبانی ارتش و بخشی از هواداران خود و همچنین رقیب آقای مادورو آقای گوایدو به پشتوانه احزاب سیاسی مخالف، بخش قابل توجهی از مردم و حمایت های خارجی. آنچه که به این پیچیدگی دامن زد  اقدام کج سلیقانه ترامپ بود. رییس جمهور آمریکا در یک فضای احساسی و هیجانی و با عجله اقدام به اعلام موضع در قبال بحران سیاسی ونزوئلا و به رسمیت شناختن آقای گوایدو به عنوان رییس جمهور ونزوئلا کرد که این مسئله در ایجاد یک شکاف سیاسی در ونزوئلا تاثیر گذار بود.

آنچه که به این پیچیدگی دامن زد  اقدام کج سلیقانه ترامپ بود. رییس جمهور آمریکا در یک فضای احساسی و هیجانی و با عجله اقدام به اعلام موضع در قبال بحران سیاسی ونزوئلا و به رسمیت شناختن آقای گوایدو به عنوان رییس جمهور ونزوئلا کرد که این مسئله در ایجاد یک شکاف سیاسی در ونزوئلا تاثیر گذار بود.

بلافاصله بعد از آقای ترامپ کشورهایی مثل کانادا، برزیل و کلمبیا و کشورهای راست گرای آمریکای لاتین از آقای گوایدو حمایت کردند. پس از آن نشست شورای امنیت و همچنین مواضع کشورهای اروپایی در ایجاد اولتیماتوم هشت روزه برای برگزاری انتخابات زودهنگام و سریع در ونزوئلا و همچنین تهدید از سوی آنها در به رسمیت شناختن آقای گوایدو و همچنین عوامل و دخالت های خارجی که سر منشا آن شحض آقای ترامپ و مواضع افراطی وی بود باعث شد که شرایط ونزوئلا پیچیده تر هم شود.  این شرایط باعث شد که هزینه انتقال قدرت در ونزوئلا افزایش پیدا کند. شاید این دو دستگی که در ونزوئلا شکل گرفته حتی زمینه ساز مداخله گسترده ارتش یا حتی مداخله نظامی ایالات متحده آمریکا شود. از این رو چشم انداز سیاسی ونزوئلا بسیار تیره و تاریک می نماید، در حالیکه اگر مداخلات خارجی به این صورت و به این سرعت و به این شکل صورت نمی گرفت شاید مردم ونزوئلا می توانستند در یک فضای مسالمت آمیز تر زمینه انتقال قدرت در ونزوئلا رو فراهم بکنند. البته در این زمینه نباید به حمایت دولت هایی مثل روسیه چین ایران ترکیه برخی از کشورهای اروپایی مثل صربستان، کشور کوبا و همچنین کشور بولیوی از آقای مادرو رو نادیده انگاشت. حمایت این کشورها از آقای مادرو بیشتر از سر ناچاری و به اصطلاح رودروایستی صورت گرفته تا واقعا حمایت واقعی از این دولت و شخض آقای مادورو. در واقع بیشتر تقابل با آمریکاست تا حمایت از مادرو.

به دخالت آمریکا اشاره کردید. با این وضعیت به نظرتان احتمال یک شرایط بغرنج و حتی اقدام نظامی وجود دارد ؟

 همه سناریو ها را با توجه به شرایطی که برای ونزوئلا وجود دارد، میتوان ترسیم کرد. هرچند که آقای مادورو به نظر میرسد در قالب یک ژست سیاسی یا یک خواست واقعی درخواست مذاکره با مخالفان و شخص آقای گوایدو مطرح کرده است که البته با استقبال مواجه شده است و هم با مخالفت. در واقع با استقبال مشروط گوایدو و طرفدارانش مواجه شده است. بهرحال مردم ونزوئلا شرایط سختی را طی میکنند و بنظر میرسد که آقای مادورو دیگر آن وجاهت و جایگاه لازم را برای راهبری و ریاست دولت ونزوئلا نخواهد داشت و باید منتظر بود که یک انتقال قدرت در ونزوئلا در ماه های آینده صورت بگیرد.

بر سر کار امدن یک فرد 35 ساله و باز شدن نسبی درهای ونزوئلا به روی  شخصی مانند ترامپ تاجر مسلک در امریکا، میتواند این کشور را به سمت ثبات ببرد ؟

آن چیزی که باعث شد تحولات ونزوئلا دچار انحراف سیاسی هم در فضای داخلی ونزوئلا و هم در فضای سیاسی رسانه ای بین المللی شود، همین مداخله بیجا، بی موقع و اصطلاحا هیجانی آمریکا در تحولات سیاسی ونزوئلا بود که اگر آقای ترامپ اجازه میداد که خود طرفین درگیر در فضای سیاسی ونزوئلا روند تحولات را دنبال میکردند و به یک نتیجه مشخص می رسیدند اینهمه حاشیه و انحراف سیاسی ایجاد نمیشد که در داخل ونزوئلا چه در سطح آمریکای لاتین و چه در سطح بین المللی در حال حاضر ما شاهد یک دو دستگی عجیب بین مخالفین بین مادورو و طرفداران گوایدو هستیم. این شرایط و تحولات باعث شده است که عبور از این شرایط خیلی سخت باشد و بهرحال آمریکایی ها روی ونزوئلا حساب ویژه ای باز کرده اند. نفت و اوضاع سیاسی ونزوئلا، برای آمریکایی ها و خود شخص ترامپ مهم هست. اما در حال حاضر آنچه که برای ترامپ مهم هست بیشتر فضای سیاسی ونزوئلاست یا ظرفیت های سیاسی مهم ترند تا ظرفیت های اقتصادی. در کوتاه مدت ترامپ و دولت آمریکا در صددند آخرین سنگر چپ گرایی جدید در ونزوئلا را از بین ببرند.

52312

کد خبر 1226170

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محسن US ۰۸:۳۷ - ۱۳۹۷/۱۱/۰۸
    0 0
    همین حرف ها را در مورد بشار اسد و سوریه هم می زدید. اما غلط از آب در آمد و بشار هنوز بر سر قدرت است. باور کنید که عصر یکه تازی آمریکا تمام شده
  • محسن US ۰۸:۴۱ - ۱۳۹۷/۱۱/۰۸
    0 0
    همین پیش بینی ها را برای سوریه و بشار اسد هم داشتید.اما سوریه و بشار اسد ماندند و آمریکا رفت.بپذیرید که در مورد قدرت آمریکا دچار اشتباه محاسبه شده اید.