۲۷۲ نفر
۲۱ آبان ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۹

آن صدای خش‌دار و آرام رادیو در دهه شصت

آناهیتا خدابخشی‌کولایی
آن صدای خش‌دار و آرام رادیو در دهه شصت

برای پاسداشت مکتوب دکتر محمود گلزاری، استاد و روانشناس پیشکسوت در گروه نخبگان خبرآنلاین

نوشتن یادداشت در مورد خدمات اجتماعی و فرهنگی یک شخصیت برجسته و سخن گفتن از ویژگی های منجصر به فرد او کاری بس دشوار است و وقتی که مطلب به پایان می رسد، همانند تمامی نوشته های قبلی سراسر از کلیشه ها و قالب های تنطیم شده است. مثلاً او انسان بزرگی بود، خدمات اش ارزنده بودند و هستند و از قبیل تعاریف .

من هم همانند رسم متداول شروع به نوشتن و تمجید از انسانی شایسته و والا کردم، اما به ناگاه متوجه شدم که نوشته های من هم همانند سایرین و ادامه همان مطلب گذشته است. پس نوشتن را متوقف کردم و چند لحظه ای تامل کردم و دکتر محمود گلزاری را در ذهن ام تجسم کردم و با خودم گفتم که او در زندگی من و در تجارب ام از دنیای که در آن زیسته ام چه معنای دارد؟
خیلی زمان نبرد که یاد سال های دورتر بیفتم و آنچه را در ادامه خواهم گفت احساس ام از مردی والا، اندیشمند و انسانی بزرگ است که در خاطره های جمعی ما همیشه خواهد ماند.از این رو، چشمان را بستم و به دورانی برگشتم که برای اولین بار صدای او را شنیدم.

در دهه 60 خورشیدی که من دانش آموز ابتدایی بودم و در آن سالها به واسطه شغل پدرم در ایران زندگی نمی کردیم، تنها یار و مونس لحظات دوری مادرم از سرزمینی که عاشقانه دوست اش داشت، رادیو بود.
رسانه ای که سال های سال دنیای ایرانیان را تغییر داده بود و بسیاری از هم وطنان با آن خاطرات زیبایی داشتند. خوب خاطرم هست که وقتی با عجله از مدرسه به همراه خواهر و برادرم برمی گشتیم، بی صبرانه مثل هر کودک دیگری منتظر دیدن مادر و البته ناهار بودیم و مادرم که همیشه بهترین مراقبت‌ها را از ما داشت مثل همه مادرها توصیه می کرد که اول دستها رو بشوییید ، لباس ها را عوض کنید و خوب البته بعد بخش خوشمزه آن که خوردن ناهار بود، شروع می شد.
در همان هنگام رادیو روشن می شد. گوینده صحبت می کرد، بعد مارش نظامی زده می شد، اخباری از اتفاقات آن روزها و سپس آهنگی بسیار دلنشین نواخته می شد و مجری با صدای خیلی رسا و شفاف اعلام می کرد که، در برنامه روزهای زندگی امروز با کارشناس محترم برنامه استاد عزیز آقای محمود گلزاری در مورد تربیت فرزندان صحبت می کنیم. سپس پس از اندکی درنگ، کارشناس برنامه با صدای خش دار و آرام و البته به خصوصی که کارشناس برنامه را از سایرین متمایز می کرد، آغاز به سخن گفتن می کرد. آن روزها ، البته بسیاری از گفته ها را مثل هر کودک دیگری در آن سن متوجه نمی‌شدم، اما خوب یادم هست که مادرم با چه علاقه ای به توصیه های استاد در خصوص فرزند پروی، تقویت هوش بچه ها، ارتباط مناسب با همسر و مسائل زندگی گوش می داد.
به تدریج آن صدای خش دار بخشی از زندگی روزمره ما شد. مادرم که مشتاقانه صحبت‌های کارشناس برنامه را گوش می داد و در جمع دوستان اش یا سایر خانواده های ایرانی که در آن سال‌ها با هم آمد و شد می کردیم، تکرار می کرد و توصیه های او را به سایرین می داد و البته می کوشید در ارتباط با فرزندان اش هم این نکات را رعایت کند.

سال‌ها از این ماجرا گذشت و از بخت و اقبال روزگار من در دانشگاه علامه طباطبایی جایی که دکتر گلزاری هیات علمی اش بود به عنوان دانشجو پذیرفته شدم و چقدر این موضوع مادرم را خوشحال کرد. بعدها به او گفتم که همیشه مصاحبه های رادیویی او بخشی از ظهرهای خانواده ما را تشکیل می داد. پس از آن جلسات دکتر و سخنرانی های او تا زمانی که دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی واقع در خیابان کارگر جنوبی بود ادامه داشت و ما دانشجویان برای شنیدن گفته های او به سالن اجتماعات دانشکده هجوم می بردیم. البته آن سال‌ها نه تنها باید جا می‌گرفتیم بلکه در پاییز و زمستان باید جایی در سالن می نشستیم که سقف سوراخ سالن که دایم از آن آب باران و برف چکه می کرد، خدمت‌مان نمی رسید.

بعدها دکتر گلزرای در زمینه گسترش آنچه لازم می دید مردم کشورش باید از روان شناسی بدانند و ارائه خدمات گسترده تر، مجله «سپیده دانایی« را در کنار انتشارات «رشد» گسترش داد. دکتر محمود گلزاری نه تنها برای من یک تجربه منحصر به فرد در زندگی شخصی ام است که مرا به خاطرات دوران کودکی ام پیوند می زند و نه به خاطر اینکه سال‌ها دانشجو تربیت کرده و در کسوت استادی مرارت‌های بسیار کشیده است و حتی نه به خاطر اینکه در توسعه آثار روان شناسی نقش عمده ای داشته است، باید از تشکر کرد، بلکه از آنجایی که جز خاطره جمعی مادران هم نسل من که امروز مادربزرگ هستند، باید قدردانی کرد.
در زمانه ای که اخبارها و گفته های دروغین ، اطلاعات بیجا و اشتباه به ظاهر علمی هر روز و هر لحظه از شبکه های مجازی در حال گسترش هستند و در جایی که کف بینی و فال گویی و خرافه ها جای خود را به گفته ها و اسناد علمی داده است، جای خالی صدای خش دار و آرام دکتر محمود گلزاری در برنامه های رادیویی چقدر خالی است و ما چقدر هر روز بیشتر از دنیای واقعی دور می شویم و در تنهایی خودمان پناه می بریم.

* دکترای مشاوره، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه خاتم

پاسداشت مکتوب دکتر محمود گلزاری در گروه نخبگان خبرآنلاین

کد خبر 1320129

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =