تفکر نادرستی به تدرریج در حال پا گرفتن است که اعتقاد دارد تمام تلاش‌ها برای مقابله با تغییرات آب‌وهوایی و دیگر مشکلات زیست محیطی تا زمانی که «کاری» در مورد رشد جمعیت انجام نشود، راه به جایی نخواهند برد. اما به نظر نمیرسد این تفکر درستی باشد.

تفکر نادرستی به تدرریج در حال پا گرفتن است که اعتقاد دارد تمام تلاش‌ها برای مقابله با تغییرات آب‌وهوایی و دیگر مشکلات زیست محیطی تا زمانی که «کاری» در مورد رشد جمعیت انجام نشود، راه به جایی نخواهند برد. حتی بعضی از تحلیل‌گران خلق‌الساعه تلویزیونی نیز در مورد خطر رشد «نمایی» جمعیت صحبت می‌کنند؛ درحالی‌که هیچ رشد نمایی در کار نیست. در بیشتر نقاط جهان نرخ زاد و ولد به سرعت در حال سقوط است و کشورهایی که در آنها رشد جمعیت هنوز ادامه دارد، آنهایی هستند که کمترین همکاری را در حل مشکلات کنونی کره زمین دارند.

در اواخر دهه 1960 / 1340، هنگامی که پاول ارلیش کتاب خود را به نام «بمب جمعیت» نوشت، رشد شدید جمعیت، تهدید شماره یک برای آینده بشریت بود. خیلی‌ها اعتقاد داشتند که تنها کنترل شدید جمعیت می‌تواند از فرا رسیدن آخرالزمان جلوگیری کند. ولی بعد از رسوایی‌هایی در مورد وازکتومی اجباری در چین و هند در راستای عملی ساختن سیاست تک‌فرزندی اجباری، چنین دیدگاه‌هایی طرفداران خود را از دست داد. علاوه بر آن، پیش‌بینی ارلیش در مورد میلیون‌ها مورد مرگ‌ومیر در اثر خشکسالی دهه 1980 / 1360 نیز نادرست از آب در آمد.

اکنون و بعد از دو دهه، این جهنم آماری دوباره به یک موضوع داغ تبدیل شده است. با این حال، هنوز این بحث‌ها با واقعیت سازگاری ندارد. بمب جمعیتی به سرعت در حال خنثی شدن است. زنان در تمام کشورهای جهان سوم، بچه‌هایی کمتر از مادرانشان دارند که بیشتر آنها از روی انتخاب بوده و نه از روی اجبار. نیم قرن پیش از این، میانگین جهانی تعداد بچه‌هایی که یک زن به دنیا می‌آورد، رقمی بین 5 و 6 کودک بود؛ اما این رقم اکنون به 2.6 کاهش یافته است. در مقابل چنین کاهشی، یافتن این‌که انجام دادن «کار بیشتر» در مورد جمعیت جهانی به چه پیشرفت دیگری منجر خواهد شد، امر دشواری است.

اکنون نیمی از جهان با نرخ زاد و ولد کمتر از نرخ مرگ و میر مواجه هستند، که با در نظر گرفتن دخترانی که به بزرگسالی نمی‌رسند، این نرخ زاد و ولد رقمی در حد 2.3 است. این امر در بیشتر خاک اروپا، آسیای شرقی، آمریکای شمالی و کشورهای حوزه دریای کاراییب اتفاق می‌افتد. البته عکس این موضوع در برخی از کشورهای مسلمان و بخش‌های زیادی از آفریقا صادق است که البته ایران با نرخ زاد و ولد 1.7 از شمول آن خارج است. ولی فقیر یا غنی، سوسیالیست یا کاپیتالیست، مسلمان یا کاتولیک، سکولار یا مذهبی، با سیاست‌های سخت‌گیرانه کنترل جمعیت و یا بدون آن، در بیشتر کشورها داستان مشابهی حاکم است.

با این حال هنوز جمعیت کره زمین در حال رشد است. هم‌اکنون در حدود 6.8 میلیارد نفر روی این کره زندگی می‌کنند و هر سال نیز 75 میلیون نفر به آنها اضافه می‌شوند. این البته بیشتر به دلیل تعداد خیلی زیاد زن‌های جوان است که در قرن بیستم و در دوران انفجار جمعیت به دنیا آمدند و هنوز در سن باروری به سر می‌برند: شاید اکثر آنها هر یک دو بچه داشته باشند، ولی همین هم تعداد خیلی زیادی را شامل می‌شود. ولی اگر نرخ زاد و ولد با همین شیب کاهش یابد، به زودی هر نسل از زنان از نسل قبلی کمتر خواهد بود.

البته شاید نرخ زاد و ولد همچنان کاهش نیابد، ولی امروزه آن‌چه از کشورهایی که در آنها نرخ زاد و ولد از نرخ مرگ میر کمتر است بر می‌آید، این است که آنها در همی نقطه متوقف نخواهند شد، بلکه به کاهش جمعیت ادامه می‌دهند. شاید یک دلیل عمده چنین وضعیتی تغییر جایگاه زنان در جامعه باشد. به رغم این‌که مردان نقش پر رنگ‌تری در بزرگ کردن بچه‌ها بر عهده می‌گیرند، و دولت‌ها هم مداخله می‌کنند تا به مادران کارگر کمک کنند، نرخ زاد و ولد خیلی نزدیک به نرخ مرگ و میر باقی می‌ماند. در جاهایی که اوضاع این‌گونه نیست، نرخ زاد و ولد کماکان در حد خیلی پایینی می‌ماند و زنان نیز از بارداری اجتناب می‌کنند.

حتی اگر جمعیت زمین به زودی به پایداری برسد و کاهش را تجربه کند، این امر مشکلات زیست محیطی جهان را حل نخواهد کرد. دلیل اصلی جمعیت زیاده از حد نیست، بلکه مصرف بیش از حد است که بیشتر، در کشورهای ثروتمند اتفاق می‌افتد که مدت‌ها است که افزودن بر جمعیت زمین را متوقف کرده‌اند و در عوض به تمام کردن منابع آن پرداخته‌اند.

کافی است یک شاخص مصرف را اندازه‌گیری کنید: انتشار دی‌اکسید کربن. استفان پاکالا، رئیس انستیتوی محیط زیست دانشگاه پرینستون حساب کرده که نیم میلیارد نفر ثروتمندتر جمعیت زمین که تقریبا 7 درصد از کل جمعیت را شامل می‌شوند؛ مسئول تقریبا 50 درصد از کل گازهای گلخانه‌ای زمین هستند. مسئولیت یک آمریکایی یا یک اروپایی در انتشار انتشار گاز‌های گلخانه‌ای عموما بیشتر از مسئولیت مجموع اهالی یک دهکده در آفریقا است.

هر وقت که افرادی در دنیای ثروتمند در مورد تعداد زیاد بچه‌ها در آفریقا و یا هند صحبت می‌کنند، در حقیقت گناه و مسئولیت خود را انکار می‌کنند. این میزان مصرف در جهان است که ما باید کنترل کنیم، نه تعداد افراد مولد و کاری این سیاره.

نیوساینتیست، ترجمه: مجید جویا

کد خبر 19365

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • زهرا IR ۱۳:۴۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۱۱
    0 0
    خیلی جالب بود مشکلم رو حل کرد