این یادداشت را به نام خدا و به عنوان دوست دار حزب الله می نویسم تا حزب الله با کامل کردن آن به یاری خردمندانش در روند جهانی شدن ،فرزند زمانه ی خویش گردد.

پس پند بده که تنها تو پند دهنده‏ای،بر آنان تسلّطی نداری‏،.سوره88.آیه21و22

پدیده ی حزب الله(با تعبیر قرآنی) به قدمت تاریخ اسلام است.تا قبل از شکل گیری فناوری های ارتباطی این پدیده تنها در مقاطع تاریخی مشخص و یا در متون دینی دیده می شد.بروز انقلاب اسلامی فرصتی تاریخی برای پدیدارسازی جنبه های مختلف دینی شد که به نوعی اسلام سیاسی را سامان داد.اسلام سیاسی در شیعه که با به قدرت رسیدن حاملان آن در ایران شکل گرفت ،پارادیم مشخصی ایجاد کرد و به نوعی ادبیات جنبه های مختلف دینی را وارد مسائل اجتماعی کرد.قصدم از ورود به بحث اساسا کارکرد نظری ندارد،چون تجربه های شخصی خودم را از مساله دارم.

دراین نوع بحث ها، ما نظریه های اخلاقی عمل نکرده زیاد داریم،چون اگر عمل می شدبه جامعه ای با اخلاق نسبی و قابل قبول دست می یافتیم،درحالی که آمار بزهکاری،اعتیاد به مواد مخدر و بیکاری و افسردگی جوانان خلاف را ثابت می کند و براین مبنا معتقدم هرنوع نظریه پردازی با توجه به نیاز امروز حکومت باید معطوف به کارکردگرایی و شکل دادن به ترمیم و اصلاح جمهوری اسلامی برای استمرار تا رضایت مندی کامل ملت باشد،آخر رضایت مندی هم آنجاست که دیدگاه تفسیری حکومت اسلامی به حدی وسیع شود تا همه ی ایرانیانی که به خارج رفته اند ،با کمال میل برای زیستن به کشوربازگردند و حتی کشور پایگاهی برای خردورزی جهان اسلام و روشنفکران دنیا باشدو مساله ی مهاجرت به خارج به کلی منتفی شود(همراه با ساخت یا ثبات و اقتدارزایی درونی قدرت در سخنرانی رهبرمعظم انقلاب).

جهان اسلام امروزه با چالش زندگی در عصر کثرت گرایی مواجه است .این چالش را باید خردمندان دنیای اسلام برطرف کنند.ما به عنوان پیشرو عقلانیت در ایران باید بتوانیم از تله ی دنیای سرمایه داری که ما-مسلمانان- را برای تامین منافع خود وادار به جنگ های فرقه ای با یکدیگر می کند، رهایی یابیم و این قاعده صلح دمکراتیک رایج شود که کشورهای مسلمان و ملت هایشان آن قدر اخوت دارند که هیچ گاه وارد جنگ و فتنه با یکدیگر نمی شوند. البته آرزویی آرمانی است چون هنوز این کشورها مشکلات درونی خود را نمی توانند مدیریت کنند.براین مبنا بزرگترین دشمن مسلمانان جهل و قشری گری نام می گیرد.رویکرد کار باید معطوف به اجرا باشد،وگرنه می توان در کنج قهوه خانه ها و پارک ها هم روشنفکری کرد. 

شیخ راشدالغنوشی درباره ی رکود تعقل درنزد مسلمانان می نویسد:عقل فرد مسلمان در طول قرن های متمادی میان خلسه و مستی به شیوه اونواس و سطح گویی از نوع حلاج در نوسان بوده و اگر هم از این دو رهایی یابد دچار سبوعیتی از نوع حجاج شده است.آثار این مستی هنوز هم در جلوی دید،پرده کشیده و از رویت صحیح و برنامه ریزی علمی براساس شرایط واقعی جلوگیری می کند.

در مسیرباید بحث های آزاداندیشانه را باز کرد تا راه هایی برای وحدت نظری و عملی در کشور به عنوان کلید توسعه ی ملی و برون رفت از مشکلات سیاسی یافت شود(کاری که هدف کرسی های آزاداندیشی در دانشگاه ها بوده ،اما کمتر عملی شده است). چون بنا نیست ما به سمت سکولارسازی و مشکلات ناشی ازآن پیش برویم ،بلکه ضرورتا باید به الگویی اسلامی و ایرانی دست یابیم که بتواند ارزش های رایج لیبرال را نیز در خود حل کند و این کار امروز تنها از ایران برمی آید.

از ابتدای انقلاب تا کنون با پدیده و فرهنگی به نام حزب الله و حزب اللهی مواجیهم که طرفداران و مخالفانی دارد.ریشه موافقت به مشروعیت نظری آن باز می گردد که مهمترین آن نگاه قرآنی است.در قرآن حزب الله در آیه 65 سوره ی مائده و 22 سوره مجادله، اهل بهشتند که ویژگی مهم آن ها ایمان به خدا،رسول او وایمان آورندگان به شایستگانی که نماز می خوانند و زکات می دهندو در ولایت آن ها تابعند.اما زمینه ی حضور حزب الله به شکل رایج ،که خمیرمایه ی اصلی انقلاب است از هنگامی آغازشد که حکومت اسلامی شکل گرفت.حزب الله یکی از مدعیان اصلی مبارزه و حرکت انقلاب اسلامی بوده و حضور در جنگ این ادعا را دوچندان کرده است.اما گفتارم درباره ی تعریف مفهومی مجدد ازحزب الله است،امری که برای استمرار حرکت ملت ناچاریم جهت یابی جدیدی به توجه به شرایط مدرن به آن بدهیم.چون گمان می کنم در مسیر تحولات آتی جامعه ی مومنانه و حزب الله تحت تاثیر فشارهایی قرار گیرد و لذا ناچار به یافتن سمت و سویی جدید خواهدبود. به سیر تحولات حزب الله در کشور هم نمی پردازم ،چون ثمری،جز اختلاف زایی و بروز مباحث بی نتیجه در آن نمی بینم.هرکسی می تواند مدعی باشد حزب اللهی است.یک مثال برای متفاوت دیدن مساله را یادآور می شوم که امیدوارم برداشت به ریا نشود .در سال 1368 پس از جنگ، مساله ی بدحجابی موضوع روز برخی از افراد تحت عنوان حزب الله بود.آن ها با سازماندهی خود با موتور سیکلت ، عمدتا در میدان ولیعصر به بدحجاب های خیابان ها حمله می کردند و با خشونت آن ها را وادار به حفظ حجاب می کردند،یکی از آن روزها که خشونت اوج گرفت، وزیر کشور وقت(آقای عبدالله نوری)به من به عنوان کشیک عصر وزارت کشور،دستور داد مرحوم حاجی را که مسئول گروه بود و خدمات فراوان در جبهه و جنگ داشت، دعوت کنیم تا به این خشونت ها پایان دهد،اورا دعوت کردیم و نصیحتش کردم که حاجی این کارها درست نیست،راهش زدن نیست.این ها هم وطن ما هستند،(آن روزها واژه ی شهروند هنوز رایج نبود)،اما او حرف خودش را در باب تکلیف شرعی گفت و رفت و به دلیل فراتر بودن قدرت آن ها از قانون ،جرات بیش از نصیحت را نداشتیم و تاکنون مساله هم چنان حل نشده باقی مانده و به سطح سازمانی نیروهای انتظامی رسیده است.(البته کاملا بی انصافی است اگر شرایط این طیف از نیروهای انقلاب را بدون روانشناسی پس از جنگ بررسی کنیم و یکسره مهر بی اعتنایی به مبارزان خون و شهادت و ایثار بکشیم،بلکه باید بزرگداشت افتخارات آن ها همواره و با ادبیاتی جدید وهنرهای بدیع تری انجام گیرد)

چرا تاکنون نتوانسته ایم این مساله را در حکومت داری امروز با توجه به شرایط تعیین تکلیف کنیم و مساله حل نشده به انفعال بگذرد تا با تغییر نسل مفاهیم دینی کم رنگ شود و طی منازعات مساله به سطح عموم مردم به شکل درگیری های فردی بین با حجاب ها وبد حجاب ها کشیده شود،به گونه ای که قشر باحجاب و مومن مورد آزار قرار گیرند و یا آمران به معروف مورد حمله قرار گیرندو یا دیگرانی که تقید کمتری دارند،مورد آسیب دیگران قرار گیرند ؟ خطاب آیه 59احزاب به اهل بیت پیامبر و مومنان است که با حجاب خود مورد شناسایی قرار گیرند تا از آزار نگاه یا فیزیکی مصون شوند.امروز این بحث داغ ترین مساله بین نخبگان مذهبی یا مسئولان اجرایی شده است؟در نهایت می خواهم نتیجه بگیرم خود را حزب اللهی می بینم - و فردی کوچک که ادعایی هم نداشته و ندارم و شاید مانند نگاهم را بسیاری از افراد طیف حزب اللهی (با الگوی ذهنی من)در جامعه داشته باشند ،- اما هیچ گاه راضی نشده و نمی شوم کوچک ترین اهانت کلامی و فیزیکی به زنان کشورم تحت هیچ شرایطی انجام دهم، و استدلال مبارزه کنندگان با این پدیده هم هیچ گاه وجدان دینی من را راضی نکرده (چون می بینم زمانی باحجاب ها به بی حجاب ها حمله می کردند و اکنون برعکس شده است و متاسفانه ممکن است به مرور بیشترشود و چون این را بیماری اجتماعی می دانم دوست ندارم مومنان و سایر شهروندان به شکل متقابل در حکومت اسلامی آسیب و آزار ببینند)، البته با قطعیت نظر نمی دهم ،شاید سال هاست من اشتباه می کنم و مرحوم حاجی درست می گفت،کمااینکه تعارف که نداریم و از واقعیت های اجتماعی هم نمی توانیم فرار کنیم ،برخی ازنسل امروز جوانان شیوه ی کارشان تغییر کرده،ممکن است نماز هم بخوانندیا نخوانند ،و به حجاب تقید چندانی ندارند.کمااینکه برخی از جوانان با دیدگاه مذهبی هم علائق خود را در حجاب کامل می بینند و این دو سلیقه همپای هم در جامعه حضور دارند و زندگی می کنند و ما باید به ایجاد شکاف اجتماعی بین آن ها ادامه دهیم و یا به عنوان متولی این شکاف را ترمیم نماییم؟نمی توان نسبت به این مساله ی مهم اجتماعی بی تفاوت بود و یا نادیده انگاشت. ما در نگاه افق و آرمانی حجاب را کامل می خواهیم ،اما آن نگاه واقع شدنی نیست ،مساله این است که این شیوه ی تبلیغ دین دیگر به سختی جواب می دهد و در نهایت ناچاریم بپذیریم که باید بتوان با ایجاد فضای فرهنگی و آموزش اخلاق مداری مناسب توازنی بین دو گروه باحجاب ها و بد حجاب ها را ایجاد کرد که هردو در عین همزیستی مسالمت آمیز به یکدیگر احترام بگذارند و به هم توهین نکنند،ناسزا نگویند و یکدیگر را آزار ندهندو مسخره نکنند،مسلما دوست نداریم فضای اجتماعی به سمت منازعات فردی و خصوصی کشیده شود.حزب الله باید تکثر سلیقه ی مردمی را بپذیرد و مخالفان حزب الله هم باید احترام آن ها را حفظ کنند،البته هنوز دموکراسی غربی ناقص است که او به باحجاب ها حمله می کند. براین مبناست که حزب الله با دیدگاه رایج فکر نکند که اگر قدرت مطلق را هم بگیرد با ادامه ی سیاست های تکراری و فشاری می تواند جلوی نسل جوان را بگیرد و یا بایک سلسله اقدامات تحت عنوان کلی اسلامی کردن مشکلات اجتماعی را مدیریت نماید.حتی اگر به متن نهج البلاغه به عنوان راهنمای رفتار علوی نگاه کنیم،بالاترین امر به معروف و نهی از منکر جلوگیری از دست اندازی کارگزاران به اموال عمومی است که از منظر ایشان شدیدترین مجازات ها را دارد ،پس چگونه است که مساله امر به معروف به سطح نازل منازعات عمومی مردمی کشیده می شود؟ آیا رذائلی مانند غیبت، دروغ ، بخل ، حسادت بار گناهی شدیدتری در اسلام ندارند؟پس بر فقها و اسلام شناسان است که بازتعریفی از دایره امر به معروف و نهی از منکر را مجدد ارائه نمایندو بهترین شیوه ها اجرای آن از صدا و سیما یا به شکل تبلیغات پیامکی است. در اسلام پدیده ای به نام افراطی گری نداریم.این هایی که معرف اسلام سلفی-تکفیری،القاعده یا طالبان هستند،تفسیر به رای متعصبانه و نامتساهلانه دارند.یک مزیت خوب ما اکنون این است که با شناخت مشکلات همه ی اسلام گراها از سلفی ها تا جماعت اسلامی پاکستان و نمونه ی امام خمینی و رهنمودهای کاربردی رهبر انقلاب بتوانیم الگوی تئوریک تلفیقی معرفی کنیم که ضمن آسیب شناسی مشکلات اجتماعی مسلمانان،مومنان و غیر مقیدها و سایر مذاهب و ادیان را درون خود برطرف کند.

 ما یک نمونه در زندگی حضرت محمد(ص)نمی بینیم که او گرایش به رادیکالیسم داشته باشد،حتی در سخت ترین شرایط که شعب ابی طالب بود.او معرف رحمت الهی است.مگر امام علی(ع)را نمی توان دمکراتیک ترین فرد نامید که 25 سال قواعد دمکراسی(حالا به ظاهر و باطن کاری نداریم وبرای پیشگیری از تفرقه ،نیت خوانی نمی کنیم) را رعایت کرد ،بعد با رای مردم به قدرت رسید؟اکنون با حاصل تجربه ام این منشور را برای حزب الله می نویسم که دوستدار و تابع حزب الله هستم ، اما حزب اللهی که خودم تفسیر می کنم و خدا هدایتم کند و از آتش دوزخ به دور، اگر تفسیر به رای کنم و یا در تابعیت هوای نفس خود بنویسم که از دوره ی جوانی من گذشته است،خردمندان حزب الله که اندیشه می کنند،آن را کامل کنند و هر کس که این را نمی پذیرد، با پاسخی آرام و روشن تفسیر و تعریفی جذاب تر از آن بدهد ، و ناگزیر نمی تواند با دیدگاهی واپس گرایانه بدهد که جامعه تحمل آن را ندارد،تا به هر حال در دنیای مدرن ارتباطاتی و بین 7 میلیارد انسان ،تکلیف حزب خدا در زمین مشخص شودکه چه می خواهند و چه الگویی دارند، به لطف خداوند کشور ایران دارد با قواعد دمکراتیک راهی میانه را می پیماید.در این راه میانه پس از 16 سال گذشته فهمیده ایم که باید با هم در یک خانه زندگی کنیم و هیچ کس قصد حذف هیچ جریانی به خصوص حزب الله را ندارد،حزب الله باید با جذاب سازی گفتمان خود خونی تازه به رگ های خود، با توجه به اینکه باید فرزند زمانه اش باشد،بدهدتا الگویی جهانی باشد و تا این تغییر را در ماهیت خود به وجود نیاورد،قادر نیست بر فرهنگ عمومی و رایج جهان موثر گردد و تنها عاملی می شود تا دیگران به او حمله کنند و حزب الله بیشتر در لاک دفاعی و منفعلانه فرورودکه رفته است زیرا در سایت ها و یا وبلاگ های هواداران حزب الله تنها می توان نگرانی های عمیق از فضای مربوط به مسائل اجتماعی را دید و تعریفی از حزب الله که کمتر هست، و اما بعد:


1--اولین شرط یک حزب اللهی بودن، ایمان به خدا،رسول و دیگر ولایت های الهی است.او تابع ولی فقیه زمان خود است.او می داند عدالت طلبی در همه ی ابعاد زندگی برای رسیدن به توحید و زندگی شایسته اصل اساسی در اسلام است.او مصداق رعایت عدالت در داخل و خارج برای خود و خانواده اش است.


2-حزب اللهی الگوی رفتاری دارد.او در مسیر ایمان رحیم و رحمانیت و مهربانی را از خداوند می گیرد و الگوی عمل او پیامبر است.او رفتار نبوی را به عنوان اولین شرط کار می پذیرد و به آن گردن می نهد.او همواره جزوه ای(حالا شده موبایل و تبلت) از نحوه ی رفتار و اخلاق پیامبر را همراه دارد و آن را مرور می کند تا گرفتار حزب شیطان نشود.اولین گام او خودسازی است،تا خودسازی و نفس خود را اصلاح نکند،قادر نیست جامعه را اصلاح کند.او می داند نفس اماره نمی تواند نفس اماره را اصلاح کند و بنابراین از ورود به مسائل اجتماعی بدون خودسازی کامل خودداری می کند.

(ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، چرا چیزی‌ می‌گویید که‌ عمل‌ نمی‌کنید؟نزد خدا بسیار موجب‌ خشم‌ است‌ که‌ سخنی‌ بگویید که‌ عمل‌ نمی‌کنید.صف 2و3)

 

3-او در نهایت مهربانی با مردم است،خشونت ورزی نمی کند.به کسی ناسزا نمی گوید.مودب است.در نگاهش مهربانی و سخن آرام موج می زند،به کسی پرخاش نمی کند و بسیار صبور است.او کسب قدرت سیاسی را با هر وسیله ی رایج نمی خواهد،زیرا کسب آمرزش الهی و آخرت جویی و نگاه به یوم الحسرت برای او تنها اصل است و می داند که در شرایط و نقش اجتماعی که باشد ،می تواند به هم نوعان خود خدمت کند.تنها راه خدمت به قدرت منتهی نمی شود.

 

 

 

4-در جامعه ی کنونی و جهانی در هرجایی که باشد،در مکه ،مدینه،بغداد ،واشینگتن،کاراکاس،مسکو، و... او یکسان و یکسو می نگرد،نماز می گذارد و با رفتار خود الگوی اخلاق نبوی است.این تنها ارزشی است که به عنوان قدرت نرم می توان آن را صادر کرد.او می داند با مناسبات غیرعادلانه ی دنیای سرمایه داری نمی توان با اقدام سخت نظامی و شعارهای پرهیاهو و بی نتیجه وارد شد،بنابراین او سعی می کند آگاهی بخشی ،جهل زدایی و تعقل ورزی را سرلوحه ی اقدامات خود برای تشکیل امت اسلامی در کنار دیگر امت ها قرار دهد،لذا نگاه او به امام موعودبرای مدیریت جهانی، تصمیم گیری شتابزده و هزینه سازی برای کشور بدون حضورامام نیست،او سعی می کند به عنوان یاور امام زمان با تعقل و خرد کشورش رابا عمران و توسعه بسازد تا آن را بستری برای حضور امام سازد.او می داند که یار امام بودن یعنی مهار نفس اماره و یاران امام نفس اماره ی خود را ذبح کرده اند و از لباس شهرت و قدرت کاذب و رذائل اخلاقی به دورند.

 

 


5-او در کشورش و جهان درک می کند که غیر از شیعیان سایر مذاهب و ادیان هم زندگی می کنند،بنابراین چندگونگی فرهنگی ،ادیانی و کثرت گرایی را باور دارد،و ضمن صحیح دانستن راه خود با سعه ی صدر حضور همه را می پذیرد و می داند در جهان مدرن پذیرش یک اندیشه ی خوب تنها با الگو داشتن از آن ممکن است.تنها ابزار او دعا و قدرت نرم اخلاقی است و او با قدرت نرم سعی می کند تنها با رفتار الگو باشد.او از آتش زدن نمادهای ملی آن ها پرهیز می کند،چون آن را خارج از دایره ادب می داند و بیم دارد که طرف مقابل هم بی حرمتی مشابهی به کشورش یا شعائر دینی او داشته باشندو با این کار از مرحله ی احساس به میدان عقلانیت وارد می شود. استکبار و دشمن از منظر او نفس اماره و شیطان رانده شده است،چون می شود سایر آدم های هوادار شیطان در زمین را به راه راست هدایت کردو یا به حاشیه راند.


6-او در جامعه ی ارتباطی به حضور قدرتمندانه در شبکه های اجتماعی باور دارد و فعالانه و آگاهانه اندیشه ی خود رااز رفتار نبوی تا روایات اهل بیت تبلیغ می کند.او در هرجایی از جمله شبکه های اجتماعی حضور شیطان در قالب فریب،انحرافات جنسی و نفوذ آن بر روان خود را می بیند و به درستی درک می کند،اما با سپر تقوا خود را حفظ می کند،و با قدرت مرز بین گناه و راه مستقیم را دراین شبکه ها میشناسد، و او به نوعی تعامل فرهنگی می اندیشد که بر آن تاثیر گذار باشد و از تهاجم فرهنگی به تعامل قدرتمند فرهنگی رسیده است .او به جنبه های دوگانه ی وسایل ارتباطی مانند ماهواره،اینترنت و فضای مجازی آگاه است و تلاش حزب شیطان برای گسترش شهوت جنسی از راه پورنوگرافی را به خوبی می شناسد و آن را مانعی بزرگ در راه بیمار کردن قدرت جوانان ایران می داند(خدا می خواهد توبه ی شما را بپذیرد.ولی آنان که از پی شهوات می روند،می خواهند شما به کجروی عظیمی افتید.27نسا) و لذا تلاش بسیار دارد در عین اعتقاد به آزادی کامل رسانه های مجازی ،آموزش و اگاهی رسانی به نسل جدید را در مخاطره آمیز بودن این فضا انجام دهد،او تنها پیام رسان جدی این خطرات است و دلیل حذف کردن کانال های نامطلوب را به نسل نوجوان و جوان آموزش می دهد و در انتخاب راه خیر و شر اجباری به کسی تحمیل نمی کند.او این روش را مصداق پیامی می داند که چون می گذرند،جوانمردانه می گذرند.او مطبوعات فعال و قدرتمند را ابزاری برای نظارت و شفافیت و سالم سازی دولت ها می داند و از حضور آن ها دفاع می کند.زیرا می داند ماهیت قدرت فساد آن است و مطبوعات ابزاری برای مهار فسادند.(جنگ حزب الله زمانی در کنار پیامبر فیزیکی بود و تقوا را از درون آن می یافت اما اکنون جنگ اونرم و تقوا ورزی در محیط آمیخته به همه ی فضاهای فرهنگی غیراخلاقی از جمله دستاوردهای بد لیبرال است و او برای کسب آمرزش و بهشت صبری عظیم با کمک نماز نیاز داردتا ضمن گذر خردمندانه از حفره های منتهی به دوزخ عبور کندو عاقبت به خیرشود.)
7-حزب الله می داند شهوت جنسی دو راه بیشتر ندارد،نکاح یا گرسنگی ،گرسنگی از کمتر کسی بر می آید و لذا نکاح راه برتری است،او براین مبنا شرایط آسان را در ازدواج تسهیل می کند،تلاش می کند تا مساجد را به مکان های زیبا و مردمی تبدیل کند تا علاوه بر عبادت رایج ،سایر عبادت های گفته شده از سوی اهل بیت را نیز در برگیرد.به روابط رضایت مندانه ی انسان ها دخالتی نمی کند ،نسبت زنا و روابط نامشروع به کسی نمی دهد و پرده پوش ترین فرد در دنیاست.او ستار بودن عیب را از خداوند الهام می گیرد. به پیروی از اهل بیت 70بار مبنا را بر حسن ظن می گذارد.او با خودداری از خودسری و کنترل خشم ،قوه ی قضاییه را تنها مرجع رسیدگی به اتهامات می داند.او برای تحقق تمام ظرفیت قانون اساسی کشورش تلاش می کند و مفاهیم استقلال،آزادی و جمهوری اسلامی را یک جا و بدون تفکیک و فربه کردن یک مفهوم به نفع دیگر می خواهد.


8-حزب اللهی روزی یک ساعت کتاب و روزنامه می خواند،اولین مطالعات او خواندن ترجمه ی قرآن و نهج البلاغه و اندیشه درآن است.او درباره ی ادیان دیگر هم آگاهی دارد و با پیروی از شیوه ی ولی فقیه زمان با رمان های نویسندگان داخلی و خارجی آشناست،سعی می کند یک یا دو زبان بیگانه را بیاموزد و جهان را از منظر دیگران هم ببیند.او بی تحقیق و مطالعه راجع به مساله ای سخن نمی گوید و تقلید ناآگاهانه را کاملا مردود می داند.او می داند آینده ی کشورش تنها با علم و عقلانیت ساخته خواهدشد.بنابراین هرآنچه مربوط به علم وآگاهی است برایش عزیز خواهدبود.


9-حزب اللهی در زندگی خصوصی دیگران تجسس نمی کند،غیبت نمی کند،قانون شکنی نمی کند و در بحث دفاعی در صورت لزوم قدرتمندانه از کشورش دفاع مقتدرانه و عزت مندانه می کند،او دوست دارد با محبت جهان را فتح کند ،زیرا زمین به او که فاتح نفس اماره ی خود است ،به ارث می رسد،اما در قدرت هم رفتارش نبوی و با تواضع است و این رمز تفاوت حکمرانی صالحان در زمین با دیگر فرمانروایان عادی است،الگوی حکمرانی او رفتار نبوی و عدالت علوی است.


10-مردم کشورش او را سراسر جاذبه می بینند و او را دوست دارند و با حضورش احساس رضایتمندی،امنیت و آرامش می کنند.اگر جز این باشد، و به هرشکلی دافعه یا تنفر ایجاد کند نامش حزب الله نیست.


11-او می داند مقدس نمایی و زاهدنمایی(نفی ریاکاری در تمسک به دین در پیام رهبر انقلاب) پدیده ای مخرب برای اجتماع انسان هاست که نگاهی تحقیرآمیز به شخصیت انسان دارد و احساس افسردگی،رخوت،بی حالی و عدم تحرک و بی توجهی به امور از ضررهای آن است،او تلاش می کند جامعه را از این فاز اجتماعی عبور دهد و به اسلامی با قرائت رحمانی با پایه های محبت،عدالت و شادمانی برساند و این مقدور نیست جز با آزادی انسان ها در انتخاب زندگی و علائق خود .(باز به نقل از راشد الغنوشی می آورم که این جنبش-اسلامی- توانسته است جوانانی پاکیزه در جهانی آلوده به بار بیاورد)


12-او می داند اسلامی شدن قشری و ظاهری زیر بنای مشکلات متعددی در جوامع می شود و راه به جایی ندارد،برای اسلامی شدن باید نفس اماره و لوامه ی خود را به نفس مطمئنه ارتقا دهد و سپس مدعی اسلامی کردن شود و نمی توان طبع و سرشت ماهیت انسان ها را تغییر داد ،لذا او با بردباری،تسامح و تساهل و صبر گسترده ای که دارد، می پذیرد که برآورده کردن نسبی و شکل گیری فضایی که همه یکدیگر را بدون خشونت به رسمیت بشناسند،کفایت می کند.او زیر پوست جامعه را می شناسد و سعی می کند با خروج از فضای ریاکاری، منطق چندگونگی فرهنگی را در کشور،مانند همه ی دنیا، به رسمیت بشناسد.


13-یک حزب اللهی می داند که بیکاری 4میلیون جوان کشورش بزرگترین خطری است که جوانان کشورش را گرفتار افسردگی،اعتیاد،سرقت و مشکلات خانوادگی می کند و راه برون رفت آن ایجاد اشتغال است.او می داند که تعامل جهان برای گسترش صنعت توریسم این بیکاری را همپای فروش نفت حل خواهد کرد،لذا با دلسوزی برای جوانان در مسیر بازکردن مشکلات اجتماعی صنعت توریسم در جامعه تلاش خواهدکرد و تساهل و صبر سیاسی و اجتماعی خود را به شدت بالا می برد،زیرا معتقد است مفاسدی که از بیکاری جوانان زاده می شود، به هیچ وجه قابل مقایسه باآلودگی های ناشی از ورود توریست نیست.

14-او از همه ی هنرمندان و هنرشان از موسیقی تا نقاشی ، تئاتر ، سینما و کتاب بدون شرط گذاری دفاع می کند ،چون می داند اگر برای هنرمند شرط بگذارد او را در خلق هنر محدود کرده است و لذا هنرمند را بر صدر می نشاند و آن ها را گنج های هنر الهی در زمین می داند.او خودش مزین به یکی از هنرهاست .


.....و سایر ویژگی هایی که برادران و خواهران خوب حزب الله باید آن را کامل کنند.....

کد خبر 309011

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 17
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حنيف A1 ۰۴:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۸
    27 5
    والا من در سفري كه پنج سال پيش به استانبول داشتم (مانند صدها هزار هم وطن ديگرم ) شاهد بودم كه حزب الهي واقعي مسلمانان تركيه بودند. به لباس و ظاهر و عقايد و سبك زندگي ديگران و توريست ها احترام فوق العاده مي گذاشتند ولي هم مانند يك مومن واقعي در ماه رمضان روزه مي گرفتند، هم اول وقت مساجد را پر مي كردند و هم از زندگي سالم و فعال و پركار لذت مي برند. جامعه شان هم كه ماشااله ده ها بار از جامعه تمام قد اسلامي ما ! سالم تر و پويا تر و شاداب تر بود. با خودم غبطه خوردم كه اي كاش روزگاري حزب الهي هاي ما هم مانند هم كيشان تركشان فكر كنند و اجازه دهند ما هم جامعه اي باز را تجربه كنيم و اجازه دهيم انسان ها براي سبك زندگي اجتماعي خودشان حق انتخاب داشته باشند.
    • چگوارا A1 ۲۰:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۱
      11 31
      ببینم آنتالیا و آدانا و... سواحل مدیترانه هم رفتی؟! آخ که چه حالی میده، آدم میتونه اونجا "اسلام ناب آمریکایی" رو دید بزنه بعد با بقیه برادران و خواهران ترک بره مسجد نمازشو بخونه! نه اخوی، ایرانی رو اشتباه گرفتی، ما پیش از اسلامم زنامون حجاب داشتن و مردامون "غیرت".
  • بی نام A1 ۰۷:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۸
    3 14
    واقعا برای نویسنده و سایت شما که نشر دهنده این نوشته هستید متاسفم
  • یک شهروند 1 IR ۰۸:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۸
    13 1
    با سلام و احترام خدمت شما نویسنده محترم و بزرگوار قبل از هرچیز میخواهم به نوبه خودم از مقاله جامع و کامل و همچنین بدور از تعصب و سطحی نگری که یکی از آفات نه تنها امروز بلکه همه زمانها بوده تشکر کنم ، اما باید اعتراف کنم که در این مقاله خوب شما خیلی چیزها من یاد گرفتم که باعث آشنایی بیشتر بنده با مقوله کارایی دین در این دنیا و زندگی شد. مهمتر از همه اینکه تاکید فراوانی داشتید بر رویه و روش صلح آمیز بودن رسول اکرم و خاندانش و همچنین صعه صدر و تحمل شنیدن صحبت دیگران و از آن بالاتر دادن آزادی به دیگران و احترام قایل شدن برای نظر دیگران. واقعا به نوبه خودم بنده فکر میکنم که تنها راه نجات و صلاح جامعه و زندگی ما عمل به این دستورات و الگو قرار دادن این مسایل است و از همه مقدم تر رعایت حرمت آزادی
  • اسلام راه حل نهايي IR ۰۸:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۸
    2 24
    زندگي مسالمت آميز و محترمانه بد حجاب و بي حجاب يعني چي؟ يعني فرمانبران حكم خدا با توهين كنندگان به حكم خدا در جامعه اسلامي برابر باشند و گل و بلبل به هم كاري نداشته باشن ؟ امر به معروف چي ميشه ؟خداي من به كجا دارين ميرين؟ پس فردا هم بگين كلن بي حجاب و باحجاب هم برابرن و خواهرانه در كنار هم زندگي كنن. آقايون اين همه شهيد و انقلاب اسلامي و اينا رو كجاي دلتون ميزارين ؟ بابا رئيس جمهور مورد نظرتون راي آورده بي ديني كه راي نياورده آروم باشين اسلامو نندازين تو اين روشنفكر بازي هاي بي درو پيكر
    • یک شهروند1 IR ۰۷:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۰
      10 2
      با سلام و احترام معلومه جنابعالی مطلب رو به دقت و عمیق و همچنین با تفکر منصفانه نخوندی ای مسلمانی که ادعا مسلمانی میکنی مگه همه مون نمیگیم لا اکراه فی الدین پس به شما پیشنهاد میکنم تشریف ببرید دوباره که چه عرض کنم بلکه چند باره متن نویسنده رو بخون تا دچار آگاهی عمیق و تحول بشی انشا... ضمنا اصل انصاف و عدالت اینه که همه جوانب و حقوق همه رو ببینی نه اینکه رای به نظر خودت صادر کنی ای عزیز و بگی حق با منه و اونچه من میگم درسته و نظر دیگران باطله اینکه میشه زور و خودسری و دیکتاتوری ای منصف... (
  • بی نام A1 ۰۸:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۸
    6 0
    فعلا که دکان پرسودی است.
  • حميد IR ۱۰:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۸
    0 3
    خداييش بين اين مطلب و مقاله اي كه در مورد گرازهاي وحشي توسط اين نويسنده به تحرير در اومده چه ارتباطي هست؟؟؟فكر كنم ايشون همه چيز دانند.
  • بی نام IR ۰۷:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۹
    1 0
    آقا نظرات موافق خودتون ماشاالله زود تاييد ميشه اما نظرات مخالف...
  • هادی اعلمی فریمان IR ۰۴:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۱
    9 2
    بااحترام به منتقد محترم/راهی که سعی در اشاعه ی آن دارم دقیقا اسلام است.فراتر ازلیبرالیسم و سکولاریسم که مدعیانش تنها راه آینده ی کشور را آن می دانندو در انتظار نهایی شکست حکومت اسلامیند تا به آن مدل برسند،درحالی که یادداشت من بازسازی حزب الله منطبق با آموزه های اصیل است. در نهایت مشکلات ساختاری اجتماعی در حوزه ی فرهنگ و جوانان و تکثر سلیقه ها باید مدیریت شود.نمی توان مسائل را لاینحل گذاشت تابه مسائل حادی تبدیل شودکه مدعیان نجات برای حل آن هاازخارج کشور پیدا شوند.
  • lنشاالله مسلمان A1 ۱۲:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۲
    3 1
    خدا نسل این انجمن حجتیه ها رو به راه راست هدایت کنه. ادای روشنفکرها رو هم میخوان در بیارن. البته بازم تو مقاله هاشون ذاتشون رو لو میدن
  • جواد IR ۱۴:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
    3 3
    باسلام واحترام بنظر من نگارنده محترم مقاله شان را با استناد به برخی آموزه های دینی آغاز کرده اند ولی در ادامه نظرات شخصی خودشان را بعنوان ملاک یک حزب اللهی مرقوم فرموده اند . بهتر بود ایشان عنوان مقاله شان را می گذاشتند "یک شهروند مطلوب از نظر من کیست؟" چرا که تعریف حزب الله و حزب اللهی بیش از اینکه در حوزه مسائل سیاسی قرار گیرد (که تخصص جناب اعلمی است)یک مقوله اعتقادی است و بهتر است اهل فن یعنی کسانی که علم دین و اخلاق دارند در این زمینه اظهار نظر نمایند تا اینگونه مباحث را تا حد جریانات سیاسی روز تنزل نداده باشیم. با آرزوی توفیق
  • بی نام IR ۱۶:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۳
    1 6
    اسلام واقعی در غربته. بچه حزب اللهی در مظلومیته.
  • حمزه A1 ۰۵:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
    2 1
    محمد رسول الله والذین معه أشداءعلی الکفار رحماء بینهم تفسیر واقعی حزب اللهی بودن همین آیه هست پس از تفسیرهای مامانی و نازنازی پرهیز کن تا نیومدم جرت بدم
    • الیمی A1 ۰۸:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۹
      0 1
      آخه جوجه تو می دونی اسلام چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • بی نام A1 ۰۵:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
    1 1
    درپاسخ به آقاي غرب زده اي كه خود را از يكسو چگوارا معرفي مي كند و از سوي ديگر مي فرمايد كه ما قبل از اسلام هم زنهامان حجاب داشتند عرض مي كنم كه مواظب باش طبق آيات محكم سوره حجرات از خدا و پيامبرش جلوتر نيفتي . اينگونه كه ترمز بريده ادعا مي كني احتمالا در آينده خواهي گفت كه اصلا آيات حجاب مستقيما بر خودت نازل شده بود!
  • خودم A1 ۰۸:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
    2 1
    من در جایی از این مقاله خوندم که نوشتید حزب الله نباید جلو ی جوانها را بگیرد.اما بهتر است بدانید که نیروهای حزب الله همه خود جوان هستند و شما با افراطی گری می کنید و با کلمه اعتدال بازی می کنید. درست مثل زمان امام حسین(ع) که بعد از شهادت ایشان در شام به اهل بیت (ع) می گفتند خارجی(افراطی)