دکتر مرتضی بهشتی در یادداشت تازه خود این پرسش را مطرح کرده است که: طالقانی روحانی بود، چرا سایر روحانیون طالقانی نشدند؟

این حقوق‌دان مطرح نوشته است: سال‌روز ارتحال عالمی خداباور که مبارزاتش او را سرآمد انقلابیون و زندانیان عصر پهلوی کرده بود در حالی گرامی داشته می‌شود که سال‌هاست فریاد عدالت‌خواهی و رفتار عدالت‌جویی شنیده نمی‌شود، یا اگر هم شنیده می‌شود باور و اعتماد به صداهایی که در این باره می‌شنویم نمی‌گذارد صاحبان صداها را هم‌طراز مرحوم آیت‌الله طالقانی قرار دهیم و بدون اغراق یگانه عصر خود بود که امام خمینی از ایشان با عبارت ابوذر زمان تجلیل کردند.

وی می افزاید: قبل از پاسخ به سوال فوق مناسب دیدم نوشتارم را با ذکر خاطره‌ای از مرحوم دکتر احمد صدرحاج‌سیدجوادی وزیر کشور و وزیر دادگستری در دولت آقای مهندس بازرگان شروع کنم که بتواند راه‌گشایی باشد برای ادامه مطلب. احمد صدرحاج‌سید‌جوادی، می‌گوید: «بعد از انقلاب، در حالی که در دولت بسیار کار داشتم، روزی طالقانی مرا احضار کرد و گفت: در اطراف منزل ما یک دکان مشروب‌فروشی بود که مردم در روزهای اوج‌گیری انقلاب، حمله کردند و همۀ وسایلش را از بین بردند. شاید آن بیچاره نمی‌دانسته که این کار حرام است، و یا برای ادارۀ زندگی مجبور بوده که این کار را بکند. گذشته از این، تنها مشروبات دکان قابل امحا بوده و کسی شرعاً حق نداشته است سایر وسایل را از بین ببرد. الآن صاحب آن مغازه از زندگی ساقط شده است. او را پیدا کنید و کمکش دهید تا دوباره روی پای خود بایستد. باور کنید که من (وزیر کشور) تا چند روز در آن منطقه می‌گشتم تا صاحب آن مشروب‌فروشی را پیدا و دستور طالقانی را اجرا کنم.»

متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.

کد خبر 803429

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =