گروه اندیشه: «واکاوی استراتژیهای رسانهای در «جنگ رمضان»؛ از برجستهسازی تا بحران اعتماد» موضوع نشست تخصصی «تحلیل نحوه بازنمایی جنگ در تلویزیون» برگزار شده از سوی پژوهشکده ارتباطات در تاریخ سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ بود. این نشست، به کالبدشکافی عملکرد صداوسیما در پوشش اخبار «جنگ رمضان» (۱۴۰۵) پرداخت. این نشست با حضور استادانی چون مرتضی موسویان و امیدعلی مسعودی، پارادوکس میان «توفیق در اطلاعرسانی لحظهای» و «بحران اعتماد عمومی» را مورد بررسی قرار داد. در حالی که مسدود شدن اینترنت در آغاز بحران، تلویزیون را بار دیگر به منبع اصلی کسب خبر تبدیل کرد، کارشناسان بر این باورند که تلویزیون با استفاده از نظریههای برجستهسازی و چارچوببندی، توانست مفهوم «مقاومت» را در ذهن مخاطب تثبیت کند؛ اما همچنان در ساحت «اقناع قشر خاکستری» و «دیپلماسی رسانهای» ناتوان بوده و با چالشهای جدی روبه رو است. در این نشست، مرتضی موسویان با تکیه بر نظریه استفاده و رضامندی، عملکرد شبکه خبر را در اطلاعرسانی سریع مثبت ارزیابی کرد، اما هشدار داد که «کلیشهای شدن پیام» و تکرار بیش از حد، منجر به ریزش مخاطب و تقلیل اخبار به سرخطهای بیاثر میشود. وی بر ضرورت «شخصیسازی پیام» و استفاده از ظرفیت «سلبریتیها» به عنوان رهبران فکری در دیپلماسی رسانهای تأکید کرد. از سوی دیگر، امیدعلی مسعودی با نگاهی انتقادی، به «شکاف اعتماد» میان رسانه ملی و مخاطبان اشاره کرد و افزود که تا زمانی که تلویزیون صرفاً بازتابدهنده دیدگاه یک قشر خاص باشد و از همگرایی رسانهای (استفاده از محتوای میکروبلاگها و فضای مجازی) غفلت کند، نخواهد توانست در جنگ روایتها پیروز شود. در نهایت، کارشناسان بر این نکته اجماع داشتند که راه برونرفت از بحران فعلی، ایجاد توازن میان «نظارت» و «کنترل اجتماعی» به جای «سانسور» سنتی است. پیشنهادهایی همچون فعالسازی نمایندگیهای فرهنگی در خارج از کشور، جذب خبرنگاران منطقهای و گذار به سمت «همهسپاری تولید محتوا»، به عنوان نقشهراهی برای تبدیل صداوسیما به یک رسانه واقعاً «ملی» و «حرفهای» در تراز جهانی مطرح شد.
****
تحلیل نحوه بازنمایی جنگ در تلویزیون
نشست تخصصی «تحلیل نحوه بازنمایی جنگ در تلویزیون» از سوی پژوهشکده ارتباطات در تاریخ سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات بهصورت برخط برگزار شد. در این نشست، امیدعلی مسعودی، استاد ارتباطات و عضو هیئتعلمی دانشگاه سوره، و مرتضی موسویان، رئیس هیئتمدیره انجمن سواد رسانهای ایران و عضو هیئتعلمی دانشگاه صداوسیما سخنرانی کردند. دبیری این نشست بر عهده حسین حسنی عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات بود.

بدون حذف هیچ بخشی از متن، میانتیترهای مناسب برای سازماندهی محتوا به شرح زیر اضافه شد:
در ابتدای این نشست حسین حسنی، ضمن تسلیت شهادت تعدادی از مقامات عالیه نظام، فرماندهان و نیروهای نظامی و نیز اقشار گوناگون از جمله کودکان و زنان به هدف برگزاری این نشست اشاره کرد و گفت: هدف این نشست تحلیل نحوه اطلاعرسانی و پوشش اخبار جنگ رمضان در تلویزیون با ملاحظه نحوه عملکرد صداوسیما از منظر اطلاعرسانی بحران است؛ اینکه اطلاعرسانی جنگ رمضان در مقایسه با رویدادهای گذشته چه نویدهایی و تحولاتی را نشان میدهد، چه چالشهایی از منظر اطلاعرسانی و بازنمایی رویداد جنگ همچنان در تلویزیون مشاهده میشود و چه پیشنهادهایی را میتوان از منظر سیاستگذاری برای ارتقاء ارائه کرد.
تلویزیون؛ منبع اصلی خبر در زمان انسداد اینترنت
حسنی افزود: یکی از ویژگی های این رویداد این است که بلافاصله با شروع جنگ، شبکه جهانی اینترنت مسدود شد. این مسدودشدن برای دسته وسیعی از افراد امکان کسب اطلاع از تحولات مرتبط با جنگ رمضان را گرفت و درواقع آنها امکان تولید محتوا و اشتراکگذاری اخبار مرتبط با جنگ را از دست دادند.
در این فضا که گروه قابلتوجهی از مردم به شبکههای ماهوارهای نیز دسترسی ندارند، صداوسیما و بهطورخاص تلویزیون به منبع اصلی کسب اخبار برای دسته گستردهای از مردم تبدیل شد. بهویژه شبکه خبر بهعنوان پوششدهنده اصلی تحولات جنگ رمضان در قالب انواع برنامهها و ژانرها از خبر و تحلیل و برنامههای گفت وگومحور و گزارش های زنده و نیز گزارش تجمعات مردم و بازنمایی جنگ در رسانههای خبری جهان مورد توجه قرار گرفت. هرچند نباید فراموش کرد که در تلویزیون برخی کاناهای خبری پیامرسانهای ایرانی در دسترس همانند ایتا و بله نیز به پوشش لحظهای اخبار پرداختند.
تحلیل جنگ رمضان از منظر نظریههای ارتباطات
در ادامه این نشست، موسویان با اعلام اینکه ما با یک جنگ گسترده ترکیبی مواجه هستیم، بحث خود را در سه بخش ارائه کرد: اول ملاحظه نظریات مرتبط رسانه، بخش دوم توجه به ضعف و قوتها و دیپلماسی رسانه و سوم ارائه برخی پیشنهادها. به گفته وی، ملاحظه پوشش اخبار جنگ در تلویزیون نشان میدهد که این رسانه توفیقات زیادی داشته است و توانسته تا حد زیادی مخاطبان خود را به موقع در جریان رویدادهای مختلف قرار دهد.
موسویان افزود: برای اینکه ما بحث را از منظر علمی نیز پیش ببریم میتوانیم از منظر نظریههای گوناگون ارتباطات نیز نحوه بازنمایی اخبار جنگ تلویزیون را ارزیابی کنیم. به گفته وی تحلیل اخبار تلویزیون را میتوان مبتنی بر نظریه برجستهسازی تحلیل کرد. نظریه برجستهسازی نظریهای در مورد قدرت رسانههای خبری برای ساختاردهی به اهمیت مسائل مهم سیاسی در ذهن همگان است.
براساس این نظریه، رسانههای خبری از طریق دروازهبانی، افراد، رویدادها و مسائل معین را انتخاب و برجسته میکنند. از طریق تکرار و هماهنگی میان رسانهها، مردم کمکم اولویت رسانههای خبری را اقتباس و باور میکنند. ملاحظه افکار عمومی و جامعه نشان میدهد که تلویزیون بهخوبی توانسته است هرآنچه را در میدان و خیابان میگذرد در اذهان مخاطبان برجسته کند و آنها را در جریان این وقایع قرار دهد.
نظریه دیگر نظریه چارچوببندی است. وظیفه رسانههای خبری تنها برجستهکردن نیست، بلکه براساس این نظریه چگونگی ارائه اخبار درباره نحوه تفکر مردم در مورد مسائل، رویدادها و اشخاص تأثیرگذار است. چارچوببندی شامل انتخاب و تأکید است.
از این منظر برخی جنبههای واقعیت برجستهتر میشوند تا نگرش ویژهای به مخاطبان منتقل شود. اگر به برنامههای تلویزیون نگاه کنیم، رسانه ملی توانسته است با انتخاب برخی زوایا و واژگان، واقعیت میدان را نمایش دهد. ازجمله این رسانه توانسته است بحث ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان را بهعنوان چارچوب در اذهان مخاطبان جایگیر کند. رویکرد دیگر، نظریه بسیج منابع است. برایناساس میتوان گفت تلویزیون تهییج و کنش جمعی موفقیتآمیز افراد و منابع برای دفاع از کشور را موجب شده است. نظریه دیگر، استفاده و رضامندی است. تحلیل کلی نشان میدهد که عموم مخاطبان از عملکرد صداوسیما در این زمینه رضایت دارند.
موسویان در ادامه بحث، در گریزی کلی به دیپلماسی رسانهای اعلام کرد در کنار رسانههای خبری جریان اصلی، بحث رسانههای دیگر و استفاده از دپیلماسی رسانهای اهمیت ویژهای دارد. وی ازجمله به نمایندگیهای فرهنگی ایران در سایر کشورها اشاره کرد که با وجود حضور در جامعه غربی و آگاهی از زمینه اجتماعی سایر کشورها نتوانستهاند تأثیر مطلوب برجای بگذارند. آنها نه در اطلاعرسانی جنگ موفق بودهاند و نه نتوانستهاند اطلاعات مطلوب و مورد نیاز را در اختیار رسانههای ایرانی قرار دهند.
ضرورت بازآموزی کارکنان و همگرایی رسانهای
در ادامه این نشست، مسعودی، استاد ارتباطات دانشگاه سوره، بهطورکلی یکی از نقاط قوت تلویزیون را به اصطلاح «پایکاربودن» اعلام کرد. به این معنا که از همان ابتدای وقوع جنگ به خوبی توانست این رویداد را پوشش دهد. با وجود این، نگاه وی به عملکرد تلویزیون چندان مطلوب نیست. به گفته وی، ضعف اصلی تلویزیون در پوشش جنگ رمضان را باید در نحوه عملکرد مدیریت و کارکنان آن جستجو کرد. نحوه بازنمایی جنگ نشان میدهد که بسیاری از ضعفها همچنان پابرجا است.
کارکنان تلویزیون نیازمند بازآموزی و آموزش ضمن خدمت هستند تا به دانش روز مجهز شوند. هرچند نمیتوان انکار کرد که برخی برنامههای تلویزیون در این ایام مثبت بودهاند اما حتماً لازم است تا از استادان خبره برای آموزش روزنامهنگاران و خبرنگاران بهره گرفته شود. از نظر وی هرنوع نقد باید شامل توجه به مدیریت، محتوا و اجزا باشد. به گفته وی امروزه «همگرایی رسانهای» یک اصل است و رسانههای عمده از محتواهای تولیدشده در فضای میکروبلاگها همانند توئیتر بهخوبی بهره میبرند اما تلویزیون جز در یک مورد در استفاده از مطالب منتشرشده در فضای مجازی استفاده درستی نکرده است.
بحران اعتماد و فقدان تعامل با مخاطب
به زعم مسعودی، موضوع دیگر «اعتماد» است. مسعودی به اشاره به نتایج چند تحقیق اعلام کرد که میزان اعتماد به تلویزیون در سالیان اخیر همواره در سطح مناسبی نبوده است. این عدم اعتماد باید بازسازی شود و هر نوع مطلوبیت آن مسلتزم برگرداندن اعتماد عمومی به رسانه است. موضوع دیگر «عدم تعامل با مخاطب» است. بررسی برنامههای تلویزیون نشان میدهد که مخاطبان در برنامههای تلویزیون هیچ جایگاهی ندارند و محتواهای تولیدی آنها در تلویزیون به نمایش درنمیآید. تلویزیون نباید صرفاً مختص یک قشر خاص باشد، زیر لزوماً همه مردم برنامههای آن را تماشا نمیکنند.
غنای رسانهای و اقناع قشر خاکستری
بحث دیگر «غنای رسانهای» است. به نظر مسعودی محتوایی که به تلویزیون میدهیم باید به شکل حرفهای تولید شده باشد، مبتنی بر زمان و مکان مناسب انتخاب شده باشد و دارای تنوع باشد. موضوع دیگر «تکثر» است. حتماً باید در برنامهسازی به تکثر توجه داشته باشیم. همچنین باید توجه داشت که مخاطب وفادار ممکن است دیدگاههای ما را بپذیرد اما مخاطبان میانه که از قشر خاکستری جامعه است، حتماً اقناع اهمیت ویژهای دارد.
رقابت با رسانههای اجتماعی و برندینگ خبرنگاران
در ادامه، موسویان از منظر دیپلماسی رسانهای اعلام کرد که امروزه جریان اخبار در اختیار پنج کشور است. ما در این روند جایگاه خاصی نداریم، باید تلاش کنیم جایگاه خود را ارتقاء دهیم وگرنه از منظر روایتگری دچار ضعف میشود.
امروزه توئیتها نقش دیپلماسی رسانهای را برعهده دارند. ما در این موضوع دچار ضعف هستیم و از فضای توئیتری کمتر استفاده سودمند میکنیم. ما در استفاده از سلبریتیها دچار ضعف هستیم و نمیتوانیم از آنه بهعنوان رهبران فکری در جهت خواست خود استفاده کنیم.
برخی چهرهها و سخنان آنها میتواند درجهت منابع ما باشد که نمونه آن مصاحبه وزیرامور خارجه شاه به عنوان یک امر مثبت است. امروزه بسیاری از روزنامهنگاران و خبرنگاران تبدیل به چهره و برند شدهاند و درجهت منافع جمهوری اسلامی عمل میکنند. اما روزنامهنگاران و خبرنگاران صداوسیما در این زمینه موفق نبودهاند.
یک موضوع دیگر «ضعف در تعامل با کشورهای منطقه» است. باید تلاش شود تا خبرنگاران و روزنامهنگارانی از کشورهای منطقه جذب شوند تا درمواقع ضروری بتوان از آنها استفاده کرد. امروزه تولید محتوا باید همهسپاری شود.
برخلاف گذشته تنها سازمانهای رسانهای تولیدکننده محتوا نیستند؛ باید تلاش شود از این ظرفیت فراگیر استفاده شود. امروزه بخش عمده اخبار از طریق رسانههای اجتماعی دریافت میشود. درحالیکه صداوسیما رقابت شدیدی با این رسانهها دارد!
کلیشهای شدن پیام و ضرورت شخصیسازی
موضوع دیگر لزوم توجه به «محتواهای چندرسانهای» است. انتشار محتواهای ساده و متنمحور چندان دیگر برای مخاطبان مطلوب نیست. یکی دیگر از نقاط ضعف صداوسیما، «کلیشهایشدن پیام» است. تکرار، باعث کلیشهایشدن میشود و ریزش مخاطبان را در پی خواهد داشت.
در این حالت افراد فقط به سرخط توجه میکنند و محتوای اخبار را دنبال نمیکنند. موضوع مهم دیگر «شخصیسازی پیام» است. تولید پیامهای هدفمند به افزایش اثرگذاری منجر میشود. شخصیسازی یک روند فراگیر است که حتماً باید به آن توجه شود.
وی در پایان اعلام کرد که چالش اعتماد صرفاً مختص ایران نیست و در کشورهای دیگر نیز شاهد هستیم که اعتماد کلی به رسانهها کاهش پیدا کرده است. وی درنهایت اعلام کرد که باید به ظرفیت انسان-رسانهها توجه کرد، باید به نحو مطلوب از رسانههای اجتماعی استفاده شود.
از سانسور تا کنترل اجتماعی؛ چالش ملیبودن رسانه
مسعودی در ادامه بحث به موضوع ایجاد توازن میان سانسور، نظارت اجتماعی و کنترل اجتماعی بهعنوان یک سیاست خبری اشاره کرد که به نظر میرسد صداوسیما نتوانسته است در این خصوص تعادل لازم را ایجاد کند. به گفته وی امروزه سانسور یا عدم انتشار در شرایط کنونی بیهوده است، چون عموم افراد از طریق اینترنت به همه اطلاعات دسترسی دارند.
به نظر وی، کنترل، راهحل میانه بین سانسور و نظارت اجتماعی است. وی همچنین به بحث ملیشدن اینترنت نیز ورود و از آن انتقاد کرد. وی اعلام کرد صداوسیما بهمعنای واقعی کلمه ملی نیست. تلویزیون باید به گسترش افق دید خود بپردازد و نگاه جامعی به مخاطبان در داخل و خارج از کشور داشته باشد. همچنین ضرورت دارد به ادیان و مذاهب مختلف کشور نیز توجه شود. لازم است به ذائقههای مختلف مخاطبان نیز توجه شود.
پیشنهادهای راهبردی برای تحول در صداوسیما
موسویان در خاتمه بحثهای خود برخی پیشنهاد را مطرح کرد. به گفته لازم است در رسانه، «ژورنالیسممحوری» جای کارمندمحوری را بگیرد. ضرورت دارد تا بین دستگاههای مختلف که در انتشار خبر دخیلند ارتباط دقیقی ایجاد شود. همچنین ضرورت دارد تا نمایندگان فرهنگی ایران در سایر کشور از مسئولیت خود در این زمینه آگاه شوند.
امروزه جریانسازی و روایتسازی اهمیت ویژهای دارد. ضرورت دارد تا دوباره انتشار برنامه برای مخاطبان خارج از کشور مورد تأکید ویژه قرار گیرد. رسانههایی مانند پرستیوی و هیسپان تیوی در همکاری با رسانههای دیگر باید برد خود را افزایش دهند. به گفته وی توسعه تعاملات و ارتباطات بینالمللی در دنیای امروز یک اصل اساسی است و متناسب با تحولات جامعه شبکهای و متناسب با سلایق گوناگون باید تحول برنامهسازی در دستور کار قرار گیرد.
درمجموع، حرفهایگرایی، توجه به مخاطبان فعال، داشتن نگاه بینالمللی و توجه به ظرفیتهای منطقهای، تدوین سیاست خبری و ایجاد تعادل بین سانسور، نظارت و کنترل، همگرایی و استفاده از ظرفیت رسانههای اجتماعی، فعالکردن نمایندگیهای فرهنگی ایران در سایر کشورها، توسعه رسانههای برونمرزی از مهمترین پیشنهادهایی است که میتواند به بهبود عملکرد صداوسیما در اطلاعرسانی بحران ازجمله جنگ کمک نماید.
جمعبندی اهداف نشست
نشست تخصصی بررسی بازنمایی جنگ رمضان در تلویزیون، تصویری دوگانه از عملکرد رسانه ملی ارائه میدهد؛ از یک سو توفیق در اطلاعرسانی لحظهای به دلیل انسداد اینترنت و از سوی دیگر، بحران ریشهدار اعتماد و حرفهایگری. مرتضی موسویان با تکیه بر نظریه برجستهسازی و چارچوببندی، معتقد است تلویزیون توانست با انتخاب زوایای خاص، مفهوم «مقاومت» را در ذهن مخاطب اولویتبندی کند. با این حال، وی چالش اصلی را در دیپلماسی رسانهای میبیند؛ جایی که نمایندگیهای فرهنگی در خارج از کشور و برندینگ روزنامهنگاران داخلی نتوانستهاند در برابر جریان اصلی اخبار جهان (که در اختیار چند کشور محدود است) روایتگری موثری داشته باشند.
امیدعلی مسعودی بر نقاط ضعف مدیریتی و مهارتی انگشت میگذارد. او بر این باور است که صداوسیما با وجود «پایکار بودن»، از همگرایی رسانهای غافل مانده و نتوانسته از ظرفیتهای فضای مجازی و «انسان-رسانهها» به درستی بهره ببرد. موضوعاتی چون عدم تعامل با مخاطب، تولید محتوای کلیشهای و فقدان تکثر در برنامهسازی، باعث شده تا رسانه ملی در اقناع «قشر خاکستری» جامعه ناتوان بماند. کارشناسان معتقدند در عصر حاضر که اینترنت مرزهای سانسور را جابهجا کرده، صداوسیما باید از «کارمندمحوری» به سمت «ژورنالیسممحوری» حرکت کند. پیشنهادهای کلیدی این نشست برای عبور از بحران عبارتند از:
-ایجاد توازن میان نظارت و کنترل اجتماعی به جای سانسور سنتی.
-توسعه تعاملات بینالمللی و جذب خبرنگاران منطقهای.
-استفاده از ظرفیت همهسپاری (Crowdsourcing) در تولید محتوا.
-بازسازی اعتماد عمومی از طریق شفافیت و تکثر دیدگاهها.
-در نهایت، موفقیت رسانه در زمان بحران، نه تنها در سرعت انتشار، بلکه در عمق اقناع و توانایی ایجاد جریانسازی در سطح جهانی نهفته است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما