در مغز انسان،‌ دو مسیر عصبی متفاوت برای حس مسائل اجتماعی/ هیجانی و منطقی/ تحلیلی وجود دارد. این دو مسیر همزمان با هم فعالیت نمی‌کنند، به همین دلیل هم وقتی هیجانات درگیر است، شاید دیگر نتوان منطقی مسئله را حل کرد.

بهنوش خرم‌روز: تا به حال شده در شرایطی قرار بگیرید که احساساتتان برانگیخته شده و همین احساساتی شدن،‌ مانع از تفکر منطقی شما شده باشد؟ شاید خیلی تلاش کرده باشید که در عین تجربه احساسات و هیجان‌ها،‌ منطق خود را هم به کار بیاندازید، اما خودتان را برای عدم موفقیت در این کار سرزنش نکنید، چون ظاهرا مغز شما ، به عنوان یک انسان به این راحتی چنین اجازه‌ای را به شما نمی‌دهد.
به نظر می‌رسد که باید منطق و هیجان را دو قطب متضاد در نظر بگیریم. به مدیر عاملی فکر کنید که عملکردش از نظر مدیریتی و اجرایی،‌ خیلی هم درست و منطقی به نظر می‌رسد،‌ اما وقتی می‌خواهد از نیروی کار ارزان‌قیمت استفاده کند یا این که صدها کارگر و کارمند را برای کاهش هزینه‌ها اخراج کند، در رفتارش، ‌فقدان نگرانی در مورد نتایج انسانی این تصمیم قابل مشاهده است. بسیاری از تصمیم‌هایی که ما در زندگی روزمره خود می‌گیریم، در واقع چالشی بین این دو سیستم است. دلیل آن هم احتمالا به نوع ارتباط سلول‌های عصبی مغز با یکدیگر برمی‌گردد.
به گزارش پاپ‌ساینس، مطالعه جدیدی که در نوروایمیج به چاپ رسیده، نشان می‌دهد که مسیرهای عصبی جداگانه‌ای به صورت جایگزین در موارد حل مسئله به صورت هیجانی و یا برعکس، ‌تحلیلی و منطقی،‌ مورد استفاده قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر،‌ وقتی حسابی با موضوعی از نظر هیجانی درگیر هستید، شبکه سلول‌های عصبی که باید به طور منطقی مسئله را تحلیل و بررسی کنند، بازداری می‌شوند و زمانی که کاری در دست دارید که باید منظقی به آن فکر کنید، مسیر عوض می‌شود و این‌بار،‌ مسیر عصبی هیجان است که بازداری می‌شود.
آنتونی جک، متخصص علوم شناختی از دانشگاه کیس وسترن ریزرو و سرپرست این مطالعه، این ایده را با نوعی از خطای دیداری مرتبط می‌داند. حتما تصاویری را دیده‌اید که در آن، هم می‌توان یک پیرزن و هم یه زن جوان را دید،‌ یا تصویری که نیم‌رخ دو انسان یا یک گلدان را نشان می‌دهد. شما هر دو تصویر را می‌بینید، اما نه همزمان. درآن واحد، فقط یکی از آن‌ها را می‌توانید ببینید. به این محدودیت در آن‌چه می‌توانید در چنین تصاویری ببینید، رقابت ادراکی گفته می‌شود. مطالعه جدید جک، ‌این مفهوم را از ادراک بصری فراتر برده و به فرایندهای مغزی پرداخته است. وی به این نتیجه رسید که سیستم‌های عصبی متفاوتی برای پردازش اجتماعی/ هیجانی و برای تحلیل منطقی در مغز وجود دارد.
در این مطالعه از مغز 45 دانشجو در حین تلاش برای حل مسائل اجتماعی و فیزیک، با استفاده از روش ام.آر.آی تصویربرداری شد. تصاویر ام.آر.آی نشان می‌دهند که قسمت‌های مجزایی از مغز بسته به نوع مشکلی که فرد می‌خواهد آن را حل کند، ‌فعال می‌شوند یا این که از کار می‌افتند.
به گفته جک، اگر بتوان به راهکاری برای برقراری تعادل بین فعالیت این دو مسیر مجزای مغزی پیدا کرد، شاید بتوان بینش بهتری برای درمان اختلالات روانی مانند افسردگی و اسکیزوفرنیا به دست آورد. 
 53272

کد خبر 256034

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • م IR ۱۹:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    13 15
    اگر روش های به کار گرفته شد در اکثر این مطالعات را بدون پیش داوری"علم ما قادر است همه چیز را توضیح دهد" و "همه چیز در مغز خلاصه می شود"بررسی کنید، کاستی های بسیاری در روش های این مطالعات می یابید. انسان درگیر توجیه کردن خودش به شیوه ی علمی شده است. پیشنهاد من این است که به جای ترجمه ی مستقیم چنین مطالعاتی به بررسی روش های این مطالعات با دیدگاه تفسیری و انتقادی بپردازید. آیا منطقی بودن به معنی نادیده گرفتن احساس است؟ متاسفانه ما گرفتار افکار عجیبی شده ایم که می خواهند به ما بباورانند منطق مقابل احساسات قرار دارد. به این ترتیب می توانیم عملکرد خودخواهانه ی غیر انسانی را با منطقی بودن مترادف کنیم. روش های ناقص علمیمان هم به کمکمان می آیند که خودمان را توجیه کنیم.
  • مجتبی IR ۰۱:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    10 13
    سلام نظر قبلی کاملا صحیح است , اما چه کنیم با شیفتگان غرب که شنیدن حرف حساب را یاد نگرفته اند,
  • بدون نام US ۱۱:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۷
    5 9
    از روانشناسي که يه علم کاملن وارداتيه بيش ازين انتظار نميره وقتي خودمون حرفي براي گفتن نداريم
  • x IR ۰۰:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۸
    6 2
    "چه کنیم با شیفتگان غرب که شنیدن حرف حساب را یاد نگرفته اند" شیفتگان عرب هم متدولوژی علم را!