بررسی تصاویر شبکه های ماهواره ای فارسی زبان حاکی از آن است که در یکی دو سال گذشته میزان نمایش صحنه های اروتیک در این شبکه ها و به ویژه در شبکه های موسیقی افزایش یافته است. در برخی از کلیپ های موسیقی پخش شده از این شبکه ها صحنه هایی نمایش داده می شود که حتی در کشورهای اروپایی صاحبان شبکه ها فقط با درج علامت هایی در بالای قاب تلویزیون یا در ساعات خاصی از شبانه روز مجاز به پخش آنها هستند. واقعیت آن است که هر چند در طول قرن بیستم، وجود و حدودِ صحنه های اروتیک تلویزیونی همواره محل مناقشه بوده است ولی در نهایت در بسیاری از کشورها قوانینی در این خصوص تصویب شده است و رسانه های جمعی نظیر تلویزیون باید به الزامات قانونی مربوط به نمایش این چنین تصاویری پایبند باشند. روشن است که با تغییرات اجتماعی، این حدود دستخوش تفاسیر مختلف گردد. این تفاسیر گهگاه موجب می شود تا در تلویزیون های کشورهای غربی برنامه هایی پخش شود که در آنها از این حدود تخطی شده است. ولی در اینجا نکته ای وجود دارد. معمولا سازمان های غیر دولتی(NGOs) که مدافع خانواده، حقوق کودکان و زنان هستند تلاش می کنند تا با فعالیت های مختلف خود و لابیگری های متعدد، خواسته های خود را به صاحبان این شبکه ها منتقل کنند و از آنجا که تداوم این شبکه ها نیز عمدتا به آبونمان بینندگان وابسته است گردانندگان آنها سعی می کنند کم و بیش به این حساسیت ها توجه نشان دهند. تجمع در مقابل ساختمان برخی از شبکه های تلویزیونی از طرف سازمان های غیر دولتی، لابی گری با نمایندگان مجلس و افراد ذینفوذ، انعکاس نظرات در مطبوعات و شبکه های اجتماعی از جمله فعالیت هایی است که معمولا در اعتراض به پخش یا افزایش صحنه های اروتیک در شبکه های تلویزیونی صورت می گیرد. همین فعالیت ها باعث شده تا بسیاری از شبکه های تلویزیونی از نشانه های تعریف شده برای اعلام وجود و حدود تصاویر و دیالوگ های خشن، اروتیک و دارای فحش های رکیک استفاده کنند و تخطی از آنها نیز معمولا با جریمه های سنگین همراه است. مثلا نصب علامت های V برای خشونت، S برای تصاویر اروتیک و سکسی و L و D برای زبان و گفتار ناهنجار از آن جمله است. در این خصوص، سازمان های غیر دولتی مختلفی با هدف افزایش سواد بصری بینندگان تلویزیون و البته فشار به صاحبان شبکه های تلویزیونی برای رعایت چارچوب هایی در نوع ارائه تصاویر زنان فعالیت می کنند که برای مثال می توان به سازمان ابوت فیس(www.about-face.org) اشاره کرد که نحوه بازنمایی زنان در تصاویر و سریال های تلویزیونی را رصد می کند. البته باید یادآوری کرد که در این نوع کشورها امکان فعالیت ها گروههای مخالف هم وجود دارد و اتفاقا سازمان هایی در جهت نقد فعالیت های گروه نخست فعال هستند.
بیشتر ایرانیان معمولا شبکه های ماهواره ای را در کنار سایر اعضای خانواده تماشا می کنند. طبیعتا تماشای این تصاویر می تواند تأثیراتی بر کودکان داشته باشد که بیان آنها از حوصله این نوشتار خارج است. همانطور که اشاره شد حساسیت نسبت به این نوع تصاویر کم و بیش در همه کشورهای دنیا وجود دارد. ولی مسأله ای که در خصوص شبکه های فارسی زبان به چشم می خورد آن است که علیرغم ادعای حرفه ای بودن و حرفه ای رفتار کردن توسط آنها، هنوز به جز چند شبکه معدود، بیشتر آنها از درج علائم شناخته شده بین المللی در قاب تلویزیون و توضیح آن برای بینندگان کوتاهی می کنند. در سایر نوشته هایم درباره ماهواره همواره گفته ام که باید پذیرفت که بسیاری از ایرانیان بیننده شبکه های ماهواره ای هستند و امروزه درصد بینندگان این شبکه ها آنقدر رشد یافته است که می توان این پرسش را طرح کرد که بینندگان شبکه های ماهواره ای بیشترند یا شبکه های صدا و سیما؟ از طرف دیگر علاوه بر تعداد بینندگان، تعداد شبکه های ماهواره ای نیز افزایش چشمگیری داشته است. متأسفانه مشکلی که در کشور ما وجود دارد آن است که منتقدان جدی، بدون تفکیک قائل شدن بین سطوح مختلف: یک برنامه، یک شبکه و خود ماهواره؛ در کل اصل ماهواره را زیر سوال برده و با تعابیری نه چندان مطلوب نظیر جرثومه فساد، ابزار شیطان و غیره به خانواده های بسیاری که بیننده شبکه های ماهواره ای هستند ولی می خواهند آثار برخی از برنامه ها یا شبکه ها را بر فرزندانشان تعدیل کنند کمک چندانی نمی کنند. البته اگر تاکنون این رویکرد موثر می بود امروزه شاهد رشد بینندگان شبکه های ماهواره ای نبودیم. از طرف دیگر کسانی که با ادبیات بکار گرفته شده توسط گروه اول مخالف اند و آنرا سیاسی و یا حکومتی می دانند در مواجهه با فعالیت غیر حرفه ای برخی از شبکه های ماهواره ای، در حد تمسخر چند تصویر و یا جمله استخراج شده از سریال های آن اکتفاء کرده و در جهت افزایش سواد رسانه ای و بصری مخاطبان اقدام خاصی انجام نمی دهند. به هر حال تکرار مباحثی نظیر اینکه که بینندگان سریال های ترکیه ای شبکه جم عمدتا زنان خانه دار هستند و " من این سریال ها را تماشا نمی کنم" نیز کمکی به افزایش سواد بصری بینندگان دیگر نمی کند. لذا ما از یکطرف فعالیت گروه نخست را می بینیم که عمدتا با ادبیات خاصی اصل ماهواره را زیر سوال می برد و این ادبیات جذابیتی برای بینندگان شبکه های ماهواره ای ندارد و از طرف دیگر شاهد سکوت و بی تفاوتی گروه دوم به موضوع آثار برخی از برنامه ها و شبکه ها هستیم. در ضلع سوم، شبکه های ماهواره ای هم نسبت به استانداردهای بین المللی بی توجه بوده و بدون در نظر گرفتن دسته بندی سنی مخاطب و حساسیت های جامعه ایرانی، در هر ساعتی از شبانه روز هر نوع کلیپ موسیقی را پخش می کنند. نویسنده معتقد است که انعکاس و انتقال نظرات از طریق رسانه های اجتماعی مجازی و مراجعه به صفحات خانگی شبکه ها در فضای اینترنت گامی کوچک برای وارد کردن فشار به شبکه ها جهت رعایت اخلاق حرفه ای است که بسیاری از شبکه های بین المللی به آن پایبند هستند.
*جامعه شناس




نظر شما