استراتژی جدید آمریکا و لزوم توجه به تحولات پاکستان

موضوع جدیدی در این استراتژی در خصوص افغانستان وجود ندارد زیرا اهداف آمریکا در افغانستان تغییر نیافته که به تبعیت تغییر اهداف، استرتژی آن نیز تغییر یابد ولی ان چه در این استراتژی جدید است استراتژی امریکا در خصوص پاکستان است که به نظر می‌رسد آمریکا اولویت‌ها و اهداف خود را در منطقه آسیای جنوبی (شبه قاره) تغییر داده است و به‌گونه ای دیگر می‌خواهد تحولات این منطقه را مدیریت کند.

سرانجام پس از ماه‌ها انتظار بالاخره ترامپ روز دوشنبه 30 مرداد ماه ( 21 اوت ) استراتژی جدید امریکا را در خصوص افغانستان اعلام نمود. استراتژی اعلام شده درباره افغانستان برعکس آن چیزی بود که ترامپ پیش از انتخاب شدنش به عنوان رئیس جمهور امریکا اعلام کرده بود. ترامپ پیش از ورود جدی به انتخابات امریکا اعلام کرده بود که باید امریکا در اسرع وقت از افغانستان خارج شود ولی در دوران مبارزات انتخاباتی به موضوع افغانستان توجه نکرد و پس از انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور و ورود به کاخ سفید اعلام نمود که به زودی استراتژی جدیدی را در خصوص افغانستان اعلام خواهد نمود.

گمانه های مختلفی درمورد ماهیت و ابعاد استراتژی جدید امریکا در خصوص افغانستان مطرح می شد و دامنه این گمانه زنی ها از خروج کامل و سریع نیروهای امریکایی از افغانستان تا اعزام بیشتر نیرو متغیر بود.سرانجام با سخنرانی ترامپ در پایگاه نظامی مایر- هندرسون ویرجینیا گمانه زنی ها به پایان رسید و بحثهای مربوط به تحلیل استراتژی جدید امریکا در افغانستان آغاز شد.

استراژی جدید امریکا در خصوص افغانستان از زوایای مختلفی مورد بحث و تحلیل قرار می گیرد در حالی که از نظر اینجانب موضوع جدیدی در این استراتژی در خصوص افغانستان وجود ندارد زیرا اهداف امریکا در افغانستان تغییر نیافته که به تبعیت تغییر اهداف، استرتژی آن نیز تغییر یابد ولی ان چه در این استراتژی جدید است استراتژی امریکا در خصوص پاکستان است که به نظر می رسد امریکا اولویتها و اهداف خود را در منطقه آسیای جنوبی ( شبه قاره ) تغییر داده است و به گونه ای دیگر می خواهد تحولات این منطقه را مدیریت کند.

در این استراتژی ترامپ درباره افغانستان حرف می زند ولی اهداف خود را در پاکستان جستجو می کند. در این استراتژی قرار نیست تغییری در افغانستان اتفاق بیفتد زیرا اساس این استراتژی در خصوص افغانستان برای جلوگیری از تغییر است. ترامپ صراحتا در سحنرانی 30 مرداد خود اعلام می کند که خروج نیروهای امریکا از افغانستان موجب شکل گیری خلاء قدرت می شود و چون این خلاء توسط القاعده و داعش پر می گردد لذا امریکا نمی تواند نیروهای خود را از افغانستان خارج کند و باید در این کشوربماند و تا پیروزی بجنگد. البته ترامپ مشخص نمی کند از نظر او پیروزی چیست و فقط تاکید می کند که مردم امریکا از جنگهای بدون پیروزی خسته شده اند.

نکته شایان توجه دیگر در این سخنرانی آن است که امریکا درباره جنگ با طالبان که گفته می شود نزدیک به نیمی از سرزمین افغانستان را دراختیار گرفته اند صحبت نمی کند و از این حقیقت که خروج نظامیان امریکا از افغانستان عملا موجب سقوط دولت کابل توسط طالبان می گردد سخنی به میان نمی آورد بلکه در سخنانی مبهم صحبت از پیروزی امریکا و پیدا شدن راه حل سیاسی از طریق مذاکره با طالبان می نماید. همین بخش از سخنان ترامپ روشن کننده این نکته اساسی است که اساس و بنیان استراتزی ترامپ در خصوص افغانستان حفظ وضع موجود تا پیدا شدن راه حل سیاسی برای مذاکره با طالبان است و این استراتژی ادامه استراتژی اوباما بدون هیچگونه تغییری است.

اما در خصوص پاکستان به نظر می رسد ترامپ در صدد تغییر استراتژی است و این تغییر نه به جهت تهدید پاکستان در خصوص حمایت از طالبان و دیگر گروهایی است که علیه کابل می جنگند زیرا این موضوع هم جدید نیست و اگر بخاطر آوریم در ابتدای شروع تهاجم امریکا به افغانستان پس از حوادث 11 سپتامبر جورج بوش پسر در تماس تلفنی با پرویز مشرف رئیس جمهور وقت پاکستان این کشور را در صورت عدم همکاری با امریکا علیه طالبان به نابودی و ویرانی کامل تهدید کرد و دو سال بعد در ادامه سیاست تهدید و فشار خود بر پاکستان با طرح استراتژی افپاک اعلام نمود که مبارزه با طالبان در دو کشور افغانستان و پاکستان باید همزمان صورت گیرد و به شکل گسترده ای در خاک پاکستان توسط پهبادها حملات شدیدی را علیه رهبران و مراکز تجمع طالبان و دیگر گروهای تروریستی انجام داد.
بنابراین در استراتزی جدید امریکا موضوع فشار به پاکستان جهت قطع حمایت از طالبان و وادار ساختن آنان برای سازش با دولت افغانستان هم موضوع جدیدی نیست و ادامه همان استراتژی موسوم به افپاک است.

آنچه در این استراتژی جدید است اظهارات ترامپ در خصوص هند به عنوان شریک استراتژیک و اقتصادی برای توسعه افغانستان است. در 40 سال گذشته امریکا هیچگاه از هند به عنوان شریک خود نام نبرده بود و این اظهارات پس از سفرهای اخیر نخست وزیر هند به اسراییل و امریکا اهمیت موضوع را به مراتب با اهمیت تر می سازد.

استراتژی جدید امریکا در خصوص افغانستان بدون توجه به دلایل و ریشه های تاریخی اختلافات دو کشور افغانستان و پاکستان خصوصا در بحث اختلافات مرزی به تقویت عامل حضور هند در عرصه سیاست و اقتصاد افغانستان می پردازد و فرصت ویژه ای را برای حضور بیشتر هند در افغانستان فراهم می سازد، مساله ای که برای پاکستان تهدیدی استراتژیک محسوب می شود.

بررسی تحولات اسیای جنوبی ( شیه قاره ) نشانگر این حقیقت است که استراتژی امریکا درآسیا خصوصا در مورد کشورهای چین ، هند و پاکستان در حال تغییر است و شکل و محتوای این روابط با گذشته تفاوت اساسی خواهد یافت. در استراتژی جدید امریکا ، این کشورهمان اهداف سابق خود در افغانستان را که کنترل این کشور به عنوان قلب آسیاست دنبال می کند و از طریق افغانستان استراتژی اسیایی خود را که کنترل همزمان ایران ، چین ، روسیه و پاکستان است دنبال می کند. امریکا در این استراتژی هند را شریک راهبردی خود می داند و این نکته اساسی استراتژی جدید امریکا در خصوص افغانستان است که موجب حساسیت شدید پاکستان شده است.

این موضوع باید مورد توجه خاص وزارت امورخارجه و شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد و تحولات منطقه خصوصا تحولات پاکستان از نزدیک دنبال شود. باید دقت نماییم که در تغییر راهبردهای جهانی برای کشورهای درگیر در موضوع فرصتها و تهدیدهای زیادی پدید می آید و اگر کشورها نتوانند به موقع آنها را شناسایی کنند فرصتها را از دست داده و گرفتار تهدیدات می گردند. موقعیت ژئوپلیتیکی کشور ما به گونه ای است که در تغیییر استراتژی امریکا در آسیای جنوبی حتما تحت تاثیر قرار می گیرد و باید با دقت فراوان تحولات منطقه را رصد نماید .

دور از ذهن نیست که همسایه غربی ما هنگامی که متوجه شدهمکاری با امریکا و ناتو نمی تواند امنیت ملی و تمامیت ارضی اش را تضمین کند، به اهمیت همکاریهای امنیتی با همسایگان بیشتر پی برد ، استراتژی جدید امریکا موجب شود همسایه شرقی ما به این حقیقت بیشتر  توجه کند و برای صلح ، ثبات و امنیت منطقه بیش از گذشته به همکاری با جمهوری اسلامی ایران شایق شود.

کد خبر 700669

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =